تبلیغات
شهر خرم آباد - مطالب ابر لرستان

قدمت، جنسیت و پارینگی بز

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:شنبه 1395/01/21-12:40 ب.ظ

کُرتیس دابلیو.مارین

ترجمه:ساسان عسکری عالم


رشته کوههای زاگرس که از غرب ایران و شمال شرقی عراق به سوی جنوب ایران کشیده شده است زیست بومی دارای بلندیهای بی ترتیب از ناهمواریها و سلسله ای از سنگ آهک های پرشیب است که در میان آن دره های عمیق قرار گرفته اند.چندگونه پستاندار بزرگ در این زیستگاه جذاب یافت شده اند،ویژگی های محیطی خارق العاده این زیست بوم بخشی از  جذابیت برای بزها و گوسفندها است که با چابکی در میان این پرتگاههای سنگی زندگی کنند.در حدود 40 هزار سال پیش،نئاندرتالها[1] شروع به شکار بز و گوسفند در بخشهایی از رشته کوههای زاگرس کردند.پس از آنکه نئاندرتالها منقرض شدند،انسانهای جانشین آنها با الگوپذیری از شکل شکار آنها به شکار ادامه دادند.اما در برخی از جزییات شکار،تغییرات مهمی در رابطه با شکارچیان و شکار رخ داد و در نتیجه شاهد اهلی کردن تدریجی حیوانات وحشی هستیم.دقیقا زمانی که از این تغییرات رخ داده آگاهی یافته شد، این تغییرات به شدت مورد مباحثه قرار گرفتند.حالا،زِدِر و هِسه،در صفحه 2254 از این گزارش میگویند[2]،استدلال متقاعدکننده این است که انسانها شروع به رام کردن بزها در حدود 10 هزار سال پیش کردند(به شکل نگاه کنید).از اسکلت بز امروزی به عنوان یک راهنما استفاده شد،اسکلتهای بز امروزی با استخوان بزهای باستان از زاگرس مقایسه شدند و معلوم شد که آنها در پارینگی و جنسیت مشابه اند.

اجداد انسانی ما  شروع به اهلی کردن حیوانات وحشی به وسیله گله های مدیریت شده کردند.آنها ابتدا حرکات حیوانات را کنترل کردند و سپس به پرورش انتخابی دست زدند و پس از آن به تنظیم نسبت جنسی آنها و ساختار سنی گله ها مبادرت ورزیدند.به وسیله کارایی پرورش انتخابی، گونه های اهلی شده تحت تغییراتی اساسی در گروهی از ژنهایشان قرار گرفتند و در نتیجه تغییرات فیزیکی در آنها ظاهر شد.در مورد بزها این تغییرات شامل تغییر در شکل شاخ،طول پاها و رنگ پشم میشد.باستانشناسان تغییرات را به شکل سنتی در اندازه کلی مورد بررسی قرار میدهند(کاهش اندازه ها همزمان با اهلی شدن) و تغییرات در شکل شاخ در دوره زمانی شناسایی شد که حیوانات برای اولین بار اهلی شده اند.اما، زِدِر و هِسه به درستی اشاره میکنند که اندازه بدن یک ویژگی حساس است که به یک دسته از عوامل بستگی دارد، از قبیل آب و هوا و محیط و از این رو پرورش انتخابی به تنهایی یک نشانگر دقیق برای اهلی شدن نمیتواند باشد.به طور مشابه،تغییرات در صفات منتخب جنسی از قبیل شکل شاخ،اغلب در اواخر فرآیند اهلی شدن یافت شده است یا اصلا ویژگی اگر موجود بود با ریزش منظم از ژنهای حیوان وحشی رخ داده است(که میتوانست اصلاح نژادی رخ دهد اگر جنسهای مونث مدیریت شده به نزدیکی با جنسهای نر مدیریت شده ترغیب میشدند).پس اندازه و شکل شاخ تنها به ما نشان میدهد که اهلی شدن پس از اولین گامهای رام کردن صورت گرفته است.با فائق آمدن بر این مسئله زِدِر و هِسه تصمیم به بررسی سن بزهای نر و ماده در هنگام مرگ گرفتند.از این اطلاعات، آنها قادر بودند به الگوی گزینش کردن پی ببرند(نرهای جوان برای این الگوی انتخابی گزینش شدند)، این قضیه به آنها اجازه میدهد تا به تشخیص دستکاری انسان در جمعیت بزها پیش از آنکه تغییرات در فیزیک آنها شروع به ظهور کند،پی برند.

تغییرات فیزیکی تنها پس از جدایی بزهای وحشی از بزهایی که در گله مدیریت شده ظاهر شدند،در میان هرکدام از جمعیتهای وحشی و مدیریت شده به شکل موثری یک «دیواره آتش ژنتیک» وجود داشت.این جدایی میتواند عامل نابودی جمعیت بزهای وحشی باشد،حصار در گله های مدیریت شده و یا جابه جایی گله های مدیریت شده به دور از محدوده طبیعی که در آن گله های وحشی هم بودند در این قضیه تاثیرگذار است.زِدِر و هِسه گزارش میدهند که در گنج دره-حدود 10 هزار سال پیش، زیستگاه قدیمی در بلندیهای زاگرس است که در جاهایی از آن هنوز بزهای وحشی امروزی وجود دارند- از یافتن تعییراتی در ویژگی های فیزیکی در بقایای بزهای باستانی راه به جایی نبردند.آنها اعلام میکنند که در گنج دره بزهای مدیریت شده ممکن است هنوز نشانی از آمیزش با بزهای وحشی داشته باشند و آنکه هنوز پروژه جدایی میان بزهای وحشی و اهلی ادامه داشته باشد.(به شکل نگاه کنید).علی کوش-یک سایت باستانشانسی در 300 متر بالاتر از سطح دریا و بیرون از دامنه دلخواه بزهای امروزی-احتمالا یکی از ابتدایی ترین سایتهای باستانشناسی در این زمینه است،جاییکه گله های مدیریت شده به صورت ژنتیکی جدا شده بودند،این منجر به تغییرات در خصوصیات ظاهری بیشتر در بزهای اهلی امروزی شد.

 

یافته های هسه و زدر با تکیه بر یافته های باستانشناسی تهیه شد که به طرح یک تئوری برای اهلی کردن حیوانات به وسیله اینگُلد در سال 1974 میلادی منجر شد.[3]او یک کار میدانی بر روی لَپس‌ها در فنلاند انجام داد،کسانی که گله هایی از گوزنهای شمالی داشتند.اینگُلد تغییراتی را در رابطه میان گوزنهای شمالی و مردم  به وجود آمده بود مشاهده کرد،تغییرات پیچیده ای که بر سطوح جمعیتی گوزنهای شمالی،چراگاههای مطلوب،فناوری و شرایط اجتماعی اثر گذاشته بود.این مشاهدات باعث شد که او پیشنهاد کند فرآیند اهلی کردن یک چگونگی سیال داشته است و ممکن است برای یک دوره زمانی طولانی پیش از آغاز پرورش انتخابی گله ها ادامه دار بوده است.

بر اساس ظرفیت تئوری اهلی کردن اینگُلد ممکن است که تغییرات اجتماعی میان همزیستی چوپانی و شکار مطلوب برای دفعات متعدد پیش از آنکه آنها شروع به مدیریت گله ها کرده باشند،موجود بوده باشد.پیشینه زاگرس احتمال تهیه شواهدی با یک تاریخ بلند مدت از تعامل میان انسان و بز را فراهم می آورد.در بلندی های زاگرس شواهد باستانشانسی نشان میدهد که انسان، بز و گوسفند را برای پیش از 40 هزار سال پیش در غار شانه‌در و غار کوبه شکار میکرده است.[4](به شکل نگاه کنید) در یکی دیگر از سایتهای بومی شناسی مشابه،مانند وَرواسی[5]،گوزن قرمز و بز کوهی شکارهای عمده بوده اند.چنین به نظر میرسد که در برخی مکانها انسانها ترجیح میداده اند که بز شکار کنند،در حالیکه در برخی مکانهای دیگر چنین نبوده است.این علت باستانی و الگوی تمرکز یافته بر روی گوسفند و بز باعث افزایش احتمال امکان پذیری این قضیه شده است که مردم در 10 هزار سال پیش بزها را درون گله های مدیریت شده دسته بندی کرده اند،یک گزاره که ما میتوانیم حالا آن را به وسیله روش زِدِر و هِسه به بوته آزمایش قرار دهیم.

پیامدهای این کار جدید،محدوده ای فراتر از رشته کوههای زاگرس را به دو علت شامل شد.اول،به وسیله مستندات اولیه در گله های مدیریت شده پیشین که تغییرات فیزیکی در آنها مشاهده شده بود و زِدِر و هِسه توانستند به ما بقبولانند که امکان پذیری  اهلی کردن حیوان ممکن است در جاهای دیگری هم رخ داده باشد.دوم،آنها یک روش برای جستوجوهای باستانشناسی برای آزمایش امکان پذیری این فرضیه فراهم آوردند.مناطق بسیاری در جهان وجود دارد که اثبات این فرضیه را ثابت میکند.برای مثال،شواهد باستانشناسی در شمال آفریقا شباهت های جالب توجهی را با شواهد باستانشناسی در زاگرس به ما نشان میدهد.برای پیش از 40 هزار سال،در شمال آفریقا بَربَریها شکار ترجیحی‌ِشان گوسفند نسبت به دیگر گونه هایی که میتوانسته اند شکار کنند،بوده است.در حدود 20 هزار سال پیش در تَمَرهات در قسمت شرقی الجزایر،در جایی که بقایای بربریها بود،بقایای گوسفندی در یک مجموعه باستانشناسی از استخوانهای حیوان یافت شد.

کاوشگر ساکسون[6]،استدلالی ارائه کرد که ساختار سنی گوسفند با یک گله مدیریت شده شباهت داشت و حتی تفاوتهایی در اندازه ها یافت شد که او را به این پیشنهاد سوق داد که ساکنان تمرهات به طور ترجیحی نرهای جوان و ماده های پیر را در گله هاشان میکشته اند.او نتیجه گیری کرد که در شمال آفریقا یک آمادگی برای اهلی کردن گوسفندها در حدود 20 هزار سال پیش وجود داشته است.به هرحال این باید قابل توجه باشد که گوسفند بربری در تئوری پرورش آماده اینگُلد هیچگاه اهلی نبوده است چرا که هیچ تغییری در مشخصات فیزیکی آنها مشاهده نمیشود(این نتیجه گیری ممکن است از آنجا ناشی شود که از پرورش انتخابی نتیجه گیری شده است).همچنین مطالعات ساکسون نشان داد که به طور گسترده ای جامعه علمی را نادیده گرفته است.مطالعات زِدِر و هِسه به طور قوی به ما گزارش میدهد که در مطالعه ساکسون و دیگر مطالعات باید ارزیابی مجدد داشت، همچنین این قضیه به عنوان فهم ما قبول شد که مکان،فرآیند اهلی شدن و زمانبندی خاستگاه چوپانی کجاست.به روشنی،یافته های زِدِر و هِسه به طور محکم و پایداری تصدیق کرد که اولین گامهای اهلی کردن بز در 10 هزار سال پیش در رشته کوههای زاگرس رخ داده است.


منتشر شده در هفته نامه سیمره، شماره 357، 21 فروردین 1395

[1] انسان نئاندِرتال (Homo neanderthalensis) گونه‌ای از سرده انسان بود که در اروپا و قسمت‌هایی از غرب آسیا، آسیای مرکزی و شمال چین سکونت داشتند. اولین نشانه‌ها از نئاندرتال‌های اولیه به حدود ۳۵۰ هزار سال پیش در اروپا برمی‌گردد. ]ویکی‌پدیا[

[2] M.A.Zeder and B.Hesse,Science 287,2254(2000)

[3] T.Inglold,Man 9.523(1974)

[4] C.W.Mareah and S.Y.Kim Curr.Antthropol 39,S79(1998)

[5] نزدیک کرمانشاه

[6] E.C.Saxon et al.,Libyca 22, 49 (1974)



نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلاح‌های آهنی و برنزی لرستان - بخش نخست

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:پنجشنبه 1394/07/23-12:45 ب.ظ

نویسنده:منوچهر مشتاق خراسانی
ترجمه:ساسان عسکری عالم

مقدمه: سلاح‌های برنزی و آهنی لرستان
استان 30 هزار کیلومتر مربعی لرستان در غرب ایران و در میان رشته کوههای زاگرس واقع شده است. حتی امروزه، عشایر محلی ساکن لرستان پیشینه و الگوهای برجا مانده  اجدادشان از دوره‌های باستانی را حفظ کرده‌اند . در چند کاوش علمی که در ناحیه لرستان انجام شد، شواهدی از آثاری خاص در لرستان به دست آمد که نشان از زندگی انسان در دوران پارینه سنگی به بعد داشت. در ایران باستان وجود معادن غنی همراه با دانش اکتشاف و نوآوری در تولید مصنوعات توسط صنعتگران هنرمند و خلاق، موجبات رشد هنر فلزکاری را به عنوان یک هنر و مهارت همراه جوامع اولیه در ایران باستان فراهم آورده بود. هنر لرستان به آسانی می‌تواند توصیفگری باشد در رسای هنرمندی مردمانی که در لرستان می‌زیسته‌اند اینان کوچ نشینان گله دار و سوارانی بوده‌اند که با تکیه بر تولید صنایع دستی کوچک و اشیا قابل حمل سبک که از تولیدات آن‌ها می‌توان بسیاری از خنجرها، شمشیرها و دیگر سلاح‌های برنزی را نام برد. در طول تاریخ باستان، لرستان هرگز از یک نژاد واحد و یا به یک حکومت مستقل سیاسی مبدل نشد، چرا که لرستان متشکل از اقوام و نژادهای گوناگون در طول تاریخ بوده است. در کنار عیلامیان، قبایل دیگری در لرستان ساکن بودند که شامل هوریان، لولوبیان، کوتیان و کاسیتها می‌شده است. از آنجا که قبایل محلی لرستان عامی بوده‌اند، اطلاعات در مورد تاریخشان را تنها می‌توان از ادبیات همسایگان جنوبی‌شان نظیر عیلامیان و بابلیان کسب کرد. آهنگران لرستان برای هر دو تمدن سلاح ساخته‌اند. این ناحیه بعدها مورد هجوم آشوریان واقع شد و در نهایت ایرانیان بر منطقه سلطه یافتند و با قبایل محلی متحد شدند. در سال 1928 میلادی به دنبال کشفی اتفاقی توسط ساکنان محلی در لرستان، چند حفاری غیرمجاز صورت گرفت که در آن‌ها تعدادی اشیا برنزی و آهنی که هنرمندی و مهارتی ویژه در ساخت آن‌ها به کار رفته بود، کشف شد. این وسایل برای آنکه در حراجی‌های بازارهای غیر قانونی هنری به فروش بروند با نامهای دیگر برای پنهان کردن ناحیه کشف آن‌ها عرضه شدند. کاوش‌ها و حفاری‌های علمی پس از چند دهه از تاریخ کشف اولیه آن‌ها موجب یافتن اطلاعاتی شگفت انگیز در مورد فرهنگ لرستان شد. هنر فلزکاری در لرستان گستره ای از یک بازه زمانی از هزاره سوم پیش از میلاد مسیح تا عصر آهن را شامل می‌شود. آثار مکشوفه در لرستان، چنانکه نشان می‌دهند دارای بسیاری از ویژگی‌های خاص و متمایز هستند، به ویژه در طراحی ظاهری در درجه ای بالا از زیبایی هستند، تنوع بسیار زیاد در شکل و ظاهر و ریزه کاری‌هایی که مشخصه خاص آن‌هاست را نشان می‌دهد. اشیا مفرغی کشف شده در لرستان را می‌توان در پنج دسته بندی جداگانه طبقه بندی کرد: الف) سلاح‌ها و زره پوش‌ها از جمله شمشیرها، دشنه‌ها، خنجرها، تبرها، سرگرزها و نیزه‌ها، سپرها، پلاک‌ها، تیردانها، کمربندهای حفاظتی برنزی و کلاه‌ها ب) اسباب مربوط به سوارکاری از جمله اشیا تزیینی و یا زینتی برای اسب و همچنین لگام و میخ طویله ج) اقلام زیورآلات شخصی و بهداشتی شامل خلخال‌ها، النگوها، دستبندها، حلقه‌های انگشت، گوشواره‌ها و قیچی‌ها د) اشیا مربوط به جشن‌ها و آیینهای مذهبی از جمله طلسم‌ها، بت‌ها، سنجاق‌ها، مجسمه‌های انسان نما1[1] و جانورنما2[2] و در نهایت ه) اشیا سودمند شامل ظروف و ابزارهای گوناگون، که شامل فنجان‌ها، کاسه‌ها و کوزه‌ها می‌شوند. نگاه ویژه این مقاله محدود به بحث در مورد سلاح‌های برنزی و آهنی لرستان است. تکنیک‌های به کار گرفته شده برای ساخت سلاح‌های برنزی در لرستان شامل، ریخته گری با قالب باز، ریخته گری با قالب بسته و ریخته گری با موم گم شده است. برای ورقه‌های فلزی استفاده شده در تیردانها و کمربندهای حفاظتی برنزی روش چکش کاری استفاده شده است. سلاح‌های لبه دار ساخت لرستان می‌توانند در چند دسته قرار بگیرند الف) خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرهای زبانه دار ب) خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرهای لبه دار ج) خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرهای غلاف دار. در کنار برنز، آهن نیز برای ساخت سلاح استفاده می‌شده است و می‌توان از سلاح‌های ویژه این منطقه به شمشیرهای غلافدار آهنی  اشاره کرد.
موقعیت و منطقه جغرافیایی لرستان
لرستان استانی واقع شده در غرب ایران است و گستره منطقه جغرافیایی آن در حدود 30 هزار کیلومتر مربع است. ناحیه لرستان شامل دره‌های عمیقی از رشته کوهای زاگرس است که مرزهای شمالی آن به نهاوند، در شمال غربی به کرمانشاه، در غرب به رودخانه سیمره، از جنوب و جنوب غربی به خوزستان (عیلام باستان)، از شرق رودخانه دز لرستان را از ناحیه بختیاری جدا می‌کند و کوههای مشرف به ملایر و بروجرد در شمال شرقی لرستان قرار دارند. رشته کوههای زاگرس از یک تعداد دامنه‌های کوچک موازی که در کنار یکدیگر از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده‌اند تشکیل شده است. کووِر3[3] پر ابهت میان لرستان و بین النهرین به سمت جنوب واقع شده است و لرستان را به دو بخش تقسیم کرده است، پیش کوه (که درست در شرق کوور واقع شده است) و پشت کوه. توپوگرافی لرستان یک دست است و این ناحیه دارای یکتایی  جغرافیایی از منظر وجود دشت‌های باز متقاطع و بلندی‌های بی درخت در رشته کوههای زاگرس است. در روزگار باستان لرستان پرتراکم تر، به حیث جنگل و کشاورزی، از امروز بود و در جای جای منطقه کشاورزی می‌شد. به هر صورت، خاک زمینهای قابل کشت، برای کشاورزی طولانی مدت مناسب نبود.
تا به امروز، عشایر محلی به سکونت در لرستان ادامه داده‌اند و الگوهای سکونتی‌شان نشان دهنده شباهت بسیار زیاد زندگی آن‌ها  با اجدادشان است که این احتمال را به وجود می‌آورد که این مردمان ریشه در دوران باستان داشته باشند. عشایر محلی امروزه از دو ناحیه برای ییلاق و قشلاق استفاده می‌کنند. این نواحی گرمسیر، که منطقه ای معتدل، با چراگاه‌های خنک کم ارتفاع در غرب و سردسیر که محل کوچ تابستانه است را شامل می‌شود. در نتیجه یک شباهت الگوی مهاجرت فصلی که توسط ساکنان لرستان در دوران باستان پی گرفته می‌شده است امروزه ادامه دار است ، در لرستان دو الگوی سکونتی باستانی وجود دارد. سکونت گاه‌هایی در مناطق سرد، نواحی بلند شرق لرستان که این نواحی نسبتاً کم تعداد هستند. این نواحی احتمالاً روستاها یا محلهای برپایی چادرها بوده‌اند که از آن‌ها به عنوان پایگاه‌های کوچک موقتی که در نتیجه مهاجرت فصلی به وجود می‌آمده‌اند، استفاده می‌شده است. در مقابل، سکونتگاه‌هایی در مناطق گرم‌تر وجود دارند، دشت‌های کم ارتفاع غربی لرستان هم وسیع تر بوده‌اند و هم بیشتر برای سکونت دائمی از آن‌ها استفاده می‌شده است. این احتمال وجود دارد که کارگاه‌های اولیه فلز درون این سکونتگاه‌های وسیع‌تر قرار داشته‌اند، در طول عصر برنز و آهن، مصنوعات فلزی به دقت مورد بررسی و بازبینی و نظارت مرکزی بودند. با توجه به الگوهای مهاجرت زندگی در لرستان، محصولات فلزی ممکن است به طور منظم به مناطق شرقی منتقل شده باشند. لازم به ذکر است که اکثر مصنوعات فلزی در عصر برنز و آهن، به خصوص آن مصنوعاتی که بسیار ماهرانه تولید می‌شده‌اند برای اقلیتی کوچک از طبقه حاکم ساخته می‌شده‌اند. چنین به نظر می‌رسد که نخبگان ثروتمند فرمانروا شامل سواران جنگجو هم بوده‌اند، کسانی که همراه با سلاح‌ها و زیورآلاتشان به خاک سپرده شده‌اند.
روش زندگی و هنر در لرستان
هنر لرستان می‌تواند هنر کوچ نشینان گله دار و سوارکار باشد. از طرفی کوچگری حساب اهمیت تمرکز بر روی تولید و طراحی صنایع دستی کوچک و اشیا قابل حمل سبک همچون سلاح‌ها، افسارها، یراق‌ها و سایر وسایل را دارد که همگی آن‌ها با ریزه کاری ویژه ای تزیین می‌شدند. ساخت این اشیا به 2500 سال پیش از میلاد مسیح تا 650 سال پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد. مردان و زنان بسیاری همراه با مصنوعاتی گوناگون از این دست دفن می‌شده‌اند، در مدفن مردان وسایلی برنزی نظیر خنجرها، شمشیرها و دیگر سلاح‌ها را می‌توان یافت. به طور قطع این فرض مسلم نیست که کل هنر لرستان به یک مسئله کوچ نشینی وابسته باشد، بطوریکه  این نظر از سوی بسیاری از پژوهشگران مطرح می‌شد، در لرستان مستندات باستانی هست که از تلاقی زندگی عشایری و زندگیکشاورزی خبر می‌دهد. صنعتگران و آهنگران هرکدام احتمالاً در شهرهایی زندگی می‌کرده‌اند که عشایر تحت امر آن‌ها بوده‌اند.
در لرستان میراث و باورهای سنتی نشان از سرزندگی و دیرپایی زندگی در این ناحیه دارد. با این حال نژادهای لرستان تحت تأثیر جریان تجارت، مهاجرت و راهزنی بوده‌اند. قبایل لرستان عامی بوده‌اند. از این رو  لرها برای نشان گرفتن از تاریخ خود نیازمند آن هستند تا از همسایگان پرقدرت جنوبی خود اطلاعات بگیرند. منابع ویژه برای آگاهی یافتن از تاریخ لرها ، عیلامی‌هایی هستند که در خوزستان حکمرانی می‌کرده‌اند ، عیلامی‌ها پایتختشان در شوش واقع بود و همچنین تمدن بابل در بخش جنوبی عراق می‌تواند منبع مفید دیگری برای آگاهی یافتن از تاریخ لرستان باشد. این تمدن‌های قدرتمند شهرنشین در مناقشه دائمی با یکدیگر بودند و گهگاه افرادی از لرستان در میان رشته کوههای زاگرس را به عنوان سرباز اجیر می‌کردند. اقوام کوه نشین لرستان فقط به عنوان سرباز اجیر نمی‌شدند، اما آن‌ها در به یغما بردن و غنیمت گرفتن از شهرهایی که درون دشت‌ها بودند، وقتی که شهرها در یک موقعیت آسیب پذیر و ضعیف قرار داشتند، شرکت می‌جستند. عیلامیان و بابلیان در مورد این قبایل زاگرسی کمتر نوشته‌اند، که این می‌تواند نشان از ارتباط کم میان آن‌ها بوده باشد. گزارشات موجود درباره این قبایل هم مرموز و هم فریب انگیز است چرا که ممکن است نشان دهد که در لحظات ویژه ای در تاریخ، بابلیان و عیلامیان اشتراکات نزدیکی با این قبایل زاگرسی داشته‌اند. یکی از شواهدی که این ادله را می‌تواند ثابت کند این است که برخی از سلاح‌های برنزی ساخته شده در لرستان به نامهای پادشاهان عیلامی و بابلی حکاکی شده‌اند.
 لرستان یک مقاومت موفقیت آمیز علیه عیلام داشت که خواهان ایجاد جنگ و نفوذ به درون رشته کوههای زاگرس بود. بابلیان هزار سال پس از عیلامی‌ها سقوط کردند و روابط خود را با لرستان به شکل با ثباتی ادامه دادند. ارتباطات مشترک قوی اقتصادی با این همسایگان وجود داشت که آهنگران لرستانی را درگیر تولیدات فلزی برای مشتریان خارجی خود در 2500 سال تا 1200 سال پیش از میلاد مسیح می‌کرد. این تولیدات فلزی از نوع عیلامی و بین النهرینی اش قابل تفکیک نیست. پس از هزاره دوم پیش از میلاد مسیح، یک الگوی متدوال از تزیین جانورسان4[4] در قالب سلاح‌های برنزی تولید شده در لرستان ظهور می‌کند که این خاصیت یک ویژگی متمایز از سبک متداول محلی فلزکاری در لرستان است. بدین گونه نقش و نگارهای حیوانی برروی تیغه شمشیر و قبضه شمشیر حکاکی شد، این یک نشانه خاص، مختص به سلاح‌های برنزی لرستان بود. مصنوعات برنزی، برخی از سلاح‌های حکاکی شده، که با کاووشهای باستانشناسی در لرستان کشف شده‌اند، برای کیفیت بالای هنرمندی در طراحی‌شان قابل توجه هستند. به ویژه، یراق‌های اسب‌ها، زیور یراق‌ها، سلاح‌ها و نیز استانداردهای استفاده شده در ریخته گری برنز، همگی این موارد در رده‌ی بالایی از کیفیت و هنرمندی قرار دارند. قطعات برنجی که استادانه برای یراق اسب‌ها ساخته شده‌اند، گه گاه با نقشهای متدوال حیوانات نظییر اسب یا بز یا شگفت آورتر آنکه با حیوانات افسانه ای مانند حیوانات تخیلی بالدار یا انسانی با بدن گاو تزیین شده‌اند، این شگفت انگیز است که سر یک شیر برای نقش و نگار به عنوان یک ویژگی تزیینی برای سرتبرها مناسب دیده شده است و در عین حال یک میله به آن متصل می‌شده است، شیر نمادی است برای معنا دادن به سلاح، چرا که شیرحیوانی دارای نیرو و بسیار پرزور است و به عنوان سلطان حیوانات شناخته می‌شود. سلاح‌های برنزی نخستین، به خصوص خنجرها، تبرها و تیشه‌ها شباهت‌های مشترک بسیاری در فرم ساخت با مصنوعات بین النهرینی در هزاره سوم پیش از میلاد مسیح دارند. اغلب، سلاح‌های ساخته شده لرستان برای متعادل نگه داشتن وضعیت دسته سلاح از تعدادی میخ استفاده می‌کرده‌اند که این اتصال گهگاه با یک تزیین اضافی که معمولاً افزودن سر یک شیر، نیم تنه ای از انسان یا سردیس حیوان5[5]، و یا حتی یک تندیس جانوررسان کامل بوده است، همراه می‌شده‌اند. سر شیر و یا تندیس جانورسان برای تیغه سلاح‌ها متدوال بود.
متاسفانه بسیاری از آثار باقی مانده از تمدن عیلام اقلام پراکنده‌ی کوچکی از مکانهای گوناگون هستند و قطعات کمی در حالت عالی خود باقی مانده‌اند. آهنگران عیلامی نیز از نقش حیوان در سلاح‌های  ساخت خود استفاده می‌کرده‌اند. سرزمین لرستان پیش از هزاره دوم میلاد مسیح تحت کنترل نیروهای نظامی عیلامی بود و این وضعیت تا دهه آخر قرن 12 پیش از میلاد مسیح ادامه داشت، در این زمان نیروهای بابلی در یک تقابل نظامی به عیلامیان یک شکست بزرگ تحمیل کردند -شکستی که با آن عیلام نتوانست تا 300 سال پس از این شکوه خود را باز یابد. تأثیر مهم شکست عیلامیان بر روی فرهنگ لرستان بسیار قابل توجه بود. در پی این شکست آهنگران لرستان توانستند از عادات پیشینشان، در نبود ستمکاری حاکمان عیلامی راحت شوند. در نتیجه یک فرهنگ از نوآوری و آزمون و خطا به وجود آمد و مجموعه‌ی آهنگران لرستانی در دوره زمانی 1150 تا 1050 پیش از میلاد در هنرشان پیشرفت کردند (عصر آهن اول). در این زمان برای نخستین بار از آهن در خاورمیانه استفاده شد، این گواهی است بر این قضیه که آهنگران لرستان یک جهش عالی ای از چیره دستی‌شان در توانایی کار با آهن را نیز به رخ کشیده‌اند. لرستان به طور قطع از شکست عیلام سود برد، تا جاییکه در قرن 11 و 10 پیش از میلاد از استقلالی نسبی برخوردار شد. در این زمان بابلیان نفوذ سیاسی قاطعی در لرستان نداشتند. ارتباط میان بابلیان و لرستان بسیار نزدیک و مهم بود به نحوی که آهنگران محلی لرستان اغلب خنجرها و سرپیکانهایی برای شاهان بابلی می‌ساختند. استقلال نسبی لرستان تا زمانیکه قبایل ایرانی به این ناحیه هجوم آوردند حفظ شد. در طول عصر آهن دوم و سوم، دقیقاً در سالهای 1000 تا 700 پیش از میلاد، زمانیکه در شمال غربی ایران، امپراطوری آشوریان به سمت غرب به سوی مدیترانه و در شرق به سوی لرستان توسعه یافته بود، اشراف محلی لرستان به شکل ویژه ای از گروهی از آهنگران لرستان سود می‌بردند. آن آهنگران کسانی بودند که عمدتاً اعتبارشان را برای توانایی ویژه‌شان در تزیین کردن مصنوعات برنزی لرستان به دست آورده بودند. به هر حال مشتریان این اشیای برنزی نامشخص هستند و منبع اساسی ثروت اشراف محلی وابسته به حمایت از این صنعت فلزکاری لرستان بوده است.
 




[1] Anthropomorphic
[2] Zoomorphic
[3] در متن اصلی نویسنده مقاله از نام "کبیرکوه" استفاده کرده است، حال آنکه "حمید ایزدپناه" در مقاله‌ای با عنوان "بن شناسی چند واژه" "کبیرکوه" را واژه ای متعلق به پس از ورود ارتش به لرستان می‌داند، که اشتباه است و واژه درست "کووِر Kower" است.
[4] zoomorphic
[5] Protome: ویژگی تزینی در آثار باستانی که سر یک حیوان و یا نیم تنه‌ی یک انسان را نشان می‌دهد.

*منتشر شده در هفته نامه سیمره،شماره 336، 22 مهر 1394




نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عزاداری دیگران، آزادی ما -آیین گِل مالی لرستان،خَرهَ-

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:جمعه 1393/08/9-12:26 ب.ظ

حتما به سمع و نظر مبارکتان تا کنون رسیده است که ما لر‌ها در روزهای تاسوعا و عاشورا مراسمی داریم و برخی که علاقه مندند و یا برخی دیگر که نذری دارند، در این ایام خود را به گِل می‌افکنند. مراسم ریشه‌ای تاریخی دارد که مردمان این مرز و بوم به افسانه سوگ سیاوش رجوع می‌کنند، سیاوش خود را به گِل افکند و به آتش وارد شد. حال پس از اسلام آوردن مردمان این دیار و پس از شهادت امام سوم شیعیان یعنی امام حسین سوگواران او خود را به گِل می‌افکنند. البته این نوع عزاداری خاص تاسوعا و عاشورا نیست، بسیاری مردان و زنانی که در سوگ از دست دادن عزیزشان هستند خود را به گل می‌افکنند و یا بر شانه‌ها و سر‌هاشان گِل می‌ماملند. به هر روی تمام این‌ها کنار یکدیگر نشان می‌دهد چنین کاری ریشه در باورهای غیرمذهبی-ملی و قومی- و البته پس آن مذهبی، هردو در کنار یکدیگر دارد.
باری، آنچه کنون مسئله است این داستان است، که هربار با شروع ماه محرم و ایام سوگواری امام حسین برخی با به تصویر کشیدن مراسم گِل مالی سعی در نشان دادن و تزریق و ترویج این فکر را دارند که «با چنین مردمان احمقی زندگی می‌کنیم»، و یا این مسئله را بیان می‌کنند که «تا اوضاع چنین است هیچگاه و هیچوقت راهی به سوی پیشرفت نخواهیم برد»، بماند که هند و ژاپن و چین با حفاظ بسیاری سنتهای خود دروازه‌های پیشرفت را یکی پس از دیگری درنوردیده‌اند، و یا از این جز مسائل را به ترتیب بیان می‌کنند تا بگویند خود فرهیخته و دیگران در مرتبهٔ پایینی از فهم و شعور و البته فرهنگ قرار دارند و تا چنین است اوضاع ما بهبودی نخواهد یافت.
هر مراسمی در هر گوشه‌ای از این دنیا به قصد و نیتی و برگرفته از اتفاقی است، این قابل کتمان نیست، اما اینجا مسئلهٔ «آزادی» بیان می‌شود. مراسمی در لرستان برگزار می‌شود، عده‌ای خود را به گِل می‌افکنند بدون اینکه به من صدمه‌ای وارد شود و یا آزادی فردی من تهدید شود، بیان آزادی از سوی فیلسوف بزرگ لیبرال استوارت میل به همین گونه بود. مادامی که به فردیت من آسیبی وارد نشود و استقلال فردی من آسیبی نبیند، دیگری در رفتار خود مختار است (البته این مختار بودن از نگاه استوارت میل سلسله مراتبی دارد و شامل هرچیزی نیست و نمی‌شود). میل می‌گوید انسان در امنیت و خودمختاری دارای استقلال است و یا آزادی را با چنین سلسله مراتبی تعریف می‌کند، و امنیت را مسئله اساسی‌تر از فردیت و خودمختاری، در آزادی آدمی می‌داند. این احتمال بالاست که آنکس که در هر لحظه‌ای قدرتی بیشتر از ما داشته باشد بخواهد بر ما اعمال قدرت کند و امنیت ما را به خطر بیفکند، پس باید امنیت ما تامین شود. در آیین گِل مالی، چنین است کسی به اجبار مرا در گِل نمی‌افکند، هرچند چنان بند دیگر شرایط آزادی یعنی خودمختاری که خود شامل آزادی بیان می‌شد این حق را دارد که مرا تشویق به انجام کاری کند اما مجبور نه! (می‌پذیرم که از مجاری دولتی برای چنین مراسمی مدام تبلیغ می‌شود اما با این وجود باز هم اجباری در کار-به طور اخص مراسم گِل مالی عاشورا- نیست).
با این اوصاف و تفاسیر چگونه است که کسی و یا کسانی دیگران را حقیر، کوچک، بی‌فرهنگ، عقب مانده و یا با سایر صفتهای منفی جلوه می‌دهند، در حالیکه آزادی و فردیت آنان کوچک‌ترین آسیبی ندیده است؟
شاید بپرسید، چنان که خود گفتی و در اندیشه استوارت میل جستجو کردی آنکس هم که چنین صفتهایی را به انسانهای دیگر نسبت می‌دهد این حق را دارد تا به بیان آنچه گمان می‌برد صحیح است بپردازد. این درست است که میل اینگونه بیان می‌دارد که باید فرد در آزادی گفتارش آزادانه پیش بیاید اما اگر نیک بنگریم چنین گفته‌های سعی در «اجبار به عملی» دارند، یعنی آنان شما را به صفتی موصوف می‌کنند و از آن بین این نیت را دارند تا از طریق آن صفات شما دیگر آن عمل را انجام ندهید در حالیکه این کار آزادی آن کسی و یا کسان را تهدید و محدود نکرده است. این اجبار چنین است که ۱. امینت شما را به مخاطره می‌اندازد، یعنی با یک اعمال قدرت شما دیگر این حق را ندارید تا مراسمی را که تهدیدگر آزادی شما نیست را برگزار کنید و از سوی دیگر ۲. پس از آنکه امنیت شما تهدید گشت و به دایره‌ای کوچک تنگ گشت که شما را در حال پاییدن است و شما را بر حذر از کاری می‌دارد، متن دوم آزادی یعنی خودمختاری شما نیز از میان رفته است، اینجا دیگر شما حق انتخابی ندارید و انسانی که حق انتخاب ندارد دیگر آزاد نیست. حال اساسا باید جلوی مراسمی که تهدیدگر و تحدیدگر آزادی دیگری نیست گرفته شود و یا به دیدهٔ حقارت آن هم برای منظوری نگریسته شود؟ به گمان من پاسخ قطعا منفی است.
باری، دیدم و شنیدیم که هر مسئله‌ای و هر مراسمی که تهدیدگر آزادی فردی دیگر نیست می‌تواند در بتن و متن جامعه حضور داشته باشد، شما حق دارید علیه آن مراسم تبلیغ کنید، اما حق ندارید علیه آزادی دیگری با به شورش کشیدن جو و فضا و شکلی دیگر نشان دادن انسان‌ها دست به کار و عملی بزنید.
ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست، که میل باور دارد (و دارم) که بیان یک مسئله در متن جامعه کمک خواهد کرد تا شما بدانید فکرتان درست است و یا غلط (البته حالت سومی هم میل می‌شمارد که ۵۰-۵۰ است)، با این وجود، این مراسم و آیین در طول سده‌ها و سال‌ها همچنان پابرجا بوده است، کسانی که مراسم را برگزار می‌کنند و در گِل می‌افتند گمان دارند که این سوگواری مناسب حال شهادت امام حسین است، نشانه‌ای از غلط بودن این فکر (غیر از آن صفتهای موهوم) بیان نشده است، در نتیجه مراسمی که نه آزادی ما را تهدید و تحدید می‌کند و نه جلوه‌ای از غلط بودن چنین سوگواری در دست است چرا باید به دیده حقارت از سوی کسی و یا کسانی نمایان شود؟ کسی و کسانی که خود اغلب با دیدن مراسم گاوبازی و گوجه پراکنی اسپانیایی‌ها و یا برگزاری مراسم هالوین و یا با مراسم فوتبال در گِل بریتانیایی‌ها به وجد می‌آیند حال آنکه برای سوگ کسی که عزیز است در ذهن مردمانی چنین فریاد وامصیبتا سر می‌دهند!


نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

خاطرات سفر با ریچارد فرای

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:شنبه 1393/03/3-01:03 ب.ظ

لرستان بودیم و به قلعه فلک الافلاک رسیدیم.در آن موزه مردم شناسی درست کرده بودند که خیلی عالی بود.فرای کلی خوشش آمد و بعد هم یک کلاه و کت تننش کردیم و ازش عکس گرفتیم.در آن هوای گرم و از بالای تپه،لرستان زیر پای ما بود.فرای در هوای بادی و گرم بسیار خوشنود بود که دوباره آنجا را میدید.:.7-نگار دلش برای ایران و نه تهران تنگ شده بود.راست میگفت که همه ایران را باید دید،البته فقط ایرج افشار این کار را کرده است و هنوز هم میگوید کلی جا هست که باید دید.

{تورج دریایی-استاد تاریخ دانشگاه کالیفرنیا-مهرنامه 35،صفحه 35}


نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برای شهرم

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:پنجشنبه 1393/01/14-11:46 ق.ظ

چهار نهال بلوطی که دیروز در یکسالگی‌شان به طبیعت خرم‌آباد تقدیم کردم.




نوع مطلب : فرهنگی  عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چند نکته زیست محیطی برای سیزده به در

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:سه شنبه 1393/01/12-01:09 ب.ظ

1.لطفا تنه ی درختان رو نشکنید برای درست کردن آتیش،حتی اگر تنه ی درخت خشک شده باشه،چرا؟مثلا دامنه ی زاگرس سنجابها توی این تنه های خشک معمولا غذاهاشونو جمع میکنند برای فصل سرما!
2.برای درست کردن آتیش سعی کنید از سطح زمین هیزم جمع کنید!
3.زباله نریزید!
4.اگر پوست میوه داشته باشید،و جایی که سیزده به در رو میگذرونید محل عبور حیوانات هست،میتونید پوست میوه ها رو پای درختی بگذارید و خاک روی اونها بریزید،حیوانات اونها رو پیدا میکنند و میخورن!اگرم نه پوست میوه مشکلی برای طبیعت ایجاد نمیکنه!
5.کیسه زباله فراموش نشه!زباله ها رو حتما سعی کنید جایی بگذارید که امکان جمع آوری اون توسط منابع طبیعی باشه!
6.آتش رو کنار درخت درست نکنید!حداقل با فاصله دو متری از درخت!و اگر منابع طبیعی بین درختان رو شخم زده در اون مکان شخم زده آتش درست کنید!
7.دوستان زاگرس نشین،اگر بلوطی دیدند کف زمین،با کندن یک چاله 5 سانتی اون رو به زیر خاک ببرند!حتما و انشالا جوانه میزنه!
8.سبزه هاتون رو در آب روان رها نکنید،و اونها رو در زمین نکارید!اگر سر راهتون روستایی هست به روستاییان تحویل بدید شاید به دام‌هاشون بدن!
9.اگر کنار رودخونه هستید لطفا ظرفهاتون رو با آب رودخونه تمیز نکنید!و پسماندهای غذاییتون رو کنار رودخونه نریزید!

{ممنون-سیزده به در خوبی داشته باشید}


نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لطفا این تصویر را به اشتراک بگذارید

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:یکشنبه 1392/11/20-02:23 ب.ظ

سمندر لرستان


نوع مطلب : فرهنگی  عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پِیل اِشکسهَ با دلِ شکسته

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:دوشنبه 1392/11/7-12:56 ب.ظ

مطلبم در مجله مهر(لینک)


داستان هر سرزمینی این است که آن را به نمادی بشناسند. گاهی ابنیه تاریخی، گاهی طبیعتش، گاهی چهره ادبی‌اش، گاهی موسیقی‌اش، گاهی.... گاهی هم از همه این‌ها معجونی جمع می‌شود و سرزمینی را به چند بُعد می‌شناسند. حس ناسیونالیستی در من غلیان نکرده است اینکه بگویم شهر و دیارم را می‌شود با معجونی از همهٔ آنچه ممکن است شناخت.

نه کسی یادش نیست و یا نمی‌خواهد به یاد بیاورد که این گوشه از این خاک برای رشد و توسعه چه دارد. گناه بهره برداری نکردن از این همه نعمت تقصیر کیست؟ حق بدهید اگر جایی دیگر همهٔ این نعمات را داشت یحتمل امروز در اوضاعی سیر می‌کرد که دیگران به آن غبطه بخورند، ولیکن ما همچنان بر جای خود ایستاده‌ایم.
نمی‌خواهم گناه را گردن کسی به طور مشخص بیندازم، اما این همه گذشت و ما دنبال راهی برای توسعه گشتیم و اما از حال و داشته‌هایمان غافل ماندیم. یکی از همین هزاران چیز که می‌شد عامل توسعه شود، پیل اِشکسهَ (پل شکسته، پل شاهپوری) واقع در جنوب شرقی خرم آباد است. پل تاریخی ما قدمتش می‌رسد به سلسله ساسانیان، نمی‌خواهم درس تاریخ بدهم تا از اهمیت موضوع آگاه شوید ولی چه شهرهایی که با داشتن یک پل شهره خاص و عام شده‌اند و اما اینجا را که پایتخت پل های تاریخی نامیده‌اند هیچ بهره از آنچه که دارد بهره نبرده است.
در سه سفر استانی دولت های نهم و دهم ،669 مصوبه تصویب شد که یکی از این مصوبات ثبت جهانی نزدیک به 100 پل تاریخی لرستان بود. با گذشت سال‌ها خبری از آن مصوبه نیست و مثل اکثر مصوبات دیگر شاهدی نیست که گواهی دهد کاری در حال رخ دادن است.
پیل اِشکِسهَ ما نمی‌دانم اگر در گوشه‌ای دیگر از این کره خاکی می‌بود اوضاع و روزگارش به چه نحو بود. سال قبل که همراه جمعی از مردم خرم آباد برای پاکسازی محیط اطراف این ابنیه تاریخی در نزدیکی نوروز حضور داشتم غریبی این پل تاریخی را با وجود تمام احساس کردم. اوضاع محیط اطراف پل شکسته آنقدر وخیم بود که دو کامیون زباله به وسیله مردم از اطراف این پل جمع آوری شد. خود شرمنده‌ام که هرسال و نزدیکی نوروز به عنوان یک شهروند یادی از این پل می‌کنم ولیکن گناه ما کمتر از آن کسانی نیست که با اشاره‌ای توانایی این را دارند که وضعیت وخیم این پل را از این روزگار خارج کنند.
در حالی اطراف این پل پر از زباله بود، با نگاهی به محیط بِکر اطراف این پل به راحتی می‌توان وضعیتی مناسب را برای جذب سرمایه گذار، گردشگر و توریست فراهم کرد. نیک می‌دانم که مردمان دیارم چشم انتظار صنعت و کارخانه هستند تا از صدر آمار بیکاری به زیر بیایند ولیکن غفلت از آنچه که اطراف ماست برای رفع این معضل بسیار مهم است. چه بسیار جاهایی در این کرهٔ خاکی که فقط از صنعت گردشگری ارتزاق می‌کنند و اما فرصت اینجا به غفلت می‌گذرد.
بگذریم از اینکه آقای هرمز نصیری شهرداری پیشین برای این وضعیت وخیم برنامه‌ای عملی داشتند که شورای شهر تازه فرصت را از ایشان گرفت تا برسیم به وضعیت نامتناسب بازسازی و بهسازی پل شکسته، که به باور اکثر کار‌شناسان امر هیچ سنخیتی با دیگر پلهای ساسانی موجود در لرستان ندارد و چیزی که بازسازی کرده‌اند بیشتر به پلهای صفوی می‌ماند. گویی از هر دری با این پل سخن بگوییم چیزی جز اوضاع نامناسب برای گفتن نیست.
یک خواهش عاجزانه و درخواستی تاریخی است اینکه به سامان وضعیت پل شکسته بشتابند که شاید فقط به دستوری از آقای نجفی ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری موضوع حل و فیصله شود.





نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آخرین وضعیت بلوط‌های من

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:جمعه 1392/05/18-03:11 ب.ظ

انشالا بعد از دوره‌ی نگهداری و کاشت در طبیعت روزی برسه که کسی در سایه‌ی اونها لحظات خوبی داشته باشه.


بلوط،خرم آباد


نوع مطلب : عکس  فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آن‌چه لرستان از رییس جمهور یازدهم می‌خواهد

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:چهارشنبه 1392/03/29-10:33 ب.ظ

یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران روز 24 خرداد برگزار شد و رییس قوه مجریه کشور و منتخب مردم از طریق رای مردم انتخاب گردید. لرستان با دارا بودن 2.5 درصد از جمعیت کل کشور و بهره‌مندی از ظرفیت‌های عظیم گردشگری و توریسم و نیز داشتن منابع عظیم معدنی و نیز نیروی انسانی آموزش دیده و باسواد با تحصیلات دانشگاهی وفنی، بی کارترین استان کشور با 21 در آمار رسمی اعلام شده از سوی مرکز آمار و وزارت کار است.

معلول مشکلات لرستان شامل فرار سرمایه ‌های انسانی لرستان به استان‌های دیگر برای پیدا کردن شغل، ایجاد مشکلات فرهنگی در جامعه، باعث افزایش میزان طلاق میان جوانان به دلایل مشکلات اقتصادی و در تکان دهنده‌ترین حالت، نگاه ناامیدانه جوانان لرستانی به آینده ای مبهم می‌شود.

لرستانِ بی‌کار معلول علت‌هایی است که بیشتر در حوزه صنعت و عدم برنامه‌ریزی توسط دولت برای رهایی این استان از مشکلات وجود دارد، است. مراکز صنعتی‌اش کم کم دارند فرسوده می‌شوند و پیر در تعطیلی به سر می‌برند و آنچه که طبق مصوبه سفرهای استانی دولتهای نهم و دهم قرار بوده است به بهره‌برداری و مرحله تولید برسد اما نرسیده است.

ابراهیم آقامحمدی نماینده خرم‌آباد در مجلس شورای اسلامی به تازگی اعلام کرده است که: «در سه سفر رئیس جمهور و هیئت دولت به لرستان در مجموع 669 مصوبه به تائید و تصویب رسیده که از این تعداد 214 مصوبه اجرایی، 192 مصوبه در حال اجرا و 212 مصوبه تعطیل و اجرایی نشدند.» آن‌چه آقامحمدی اعلام داشته است چیزی شبیه فاجعه است،404 پروژه از مجموع 669 پروژه مصوب استان لرستان به مرحله بهره‌برداری نرسیده‌اند.

بی‌شک لرستان از مشکلات عدیده از ضعف برنامه ریزی برای دریافت بودجه گرفته تا توجه دولت رنج می‌برد. توجه داشته باشید که مشکلات لرستان شامل این گونه مسائل است که فقط 200 میلیون تومان بودجه برای یکی از سدهای عظیم لرستان در نظر گرفته شده است. با این رقم امروز خانه‌ی یك طبقه را هم نمی‌توان ساخت چه رسد به پروژه‌های عظیمی مانند سد! حال با این وضعیت چگونه می‌توان امید داشت لرستان ثروتمند از رنج بی‌کاری خارج شود؟ این مشکل به ضعف برنامه‌ریزی در استان، عدم پی‌گیری به جد مسوولان برای بیان مشکلات و رساندن آنها به گوش مسوولان و نیز رها شدن استان لرستان و در مقیاسی بزرگ‌تر مناطق محروم کشور است.

1.حمایت تام و تمام از صنایع تعطیل شده‌ی استان لرستان و رفع موانع پیش روی این صنایع برای رهایی از وضعیتی که امروز دچار آن هستند. بازگرداندن این صنایع به چرخه‌ی تولید خواسته ای است که از دیرباز توسط مردم لرستان بیان شده است و هنوز هم چشم انتظار این مسأله هستند که روزی گره از کار فرو بسته‌ی این صنایع گشوده شود و آنها به چرخه‌ی تولید بازگردند و درصدی از بیکاری لرستان کم کنند. چنان‌چه تا کنون شاهد بوده‌ایم مسوولان استان لرستان نتوانسته اند به طور کامل راه به جایی برده و موانع را از پیش رو بردارند در نتیجه این خواسته را طلب می‌کند که مسوولان کشوری همپای مسئولین استان لرستان و نیز نمایندگان این استان به قضیه ورود کنند تا یکبار برای همیشه از بار خصوصی سازی مهلک و بدون برنامه سال‌های پیش که مولد وضع کنونی است رهایی یابیم.

2. به سرانجام رساندن طرح‌های در دست اجرا. چنانچه در بالا اشاره شد 404 طرح مصوب هیأت دولت در هشت سال اخیر به مرحله اجرا در نیامده است. تمام این مسائل بر اتفاقاتی مانند تعطیل شدن صنایع این استان و نیز تعطیل ماندن آن‌ها سرباری شده است و گره ای تازه در لرستان زده شده است. وقتی که صنایع پیشین تعطیل هستند و نیز صنایع‌ای که قرار بوده است ساخته شوند اما به مرحله اجرا نرسیده‌اند در این استان باعث ایجاد وضعیت رکود شده است، بهتر آن است که در این مرحله از کلنگ‌زنی‌های تازه پرهیز شود و دولت جدید تمام توجه خود را متوجه اتمام این پروژه‌ها کند تا هوایی تازه در آسمان صنعت لرستان وزیدن بگیرد و جانی تازه به کالبد نیمه جان صنعت لرستان وارد شود.

3. طرح‌های در دست احداث گردشگری و توریسم لرستان مانند هتل‌ها در سایه‌ی بی توجهی مسئولین استانی به اتمام نرسیده‌اند و برای باز کردن گره از مشکلات آن کاری نکرده اند. بی توجهی مسئولین کشوری به ایجاد مناطق گردشگری برای ایجاد شغل و درآمد پایدار در این بخش باعث شده است تا لرستان از ظرفیت‌های پیدا و آشکار خود بهره‌ای نبرد. بهتر آن است در کوتاه مدت فکری به حال آن‌چه نیاز واقعی لرستان است شود. بخش گردشگری و صنعت توریسم در لرستان بی‌شک از ساخت صنایع دیگر هم برای مردمان لرستان می‌تواند مثمر ثمرتر باشد و زیرا هم لرستان نفع خواهد برد و هم ایران.

4. با وجود اینکه در لرستان به اندازه شایستگی‌هایش برای ساخت زیر ساختهای مورد نیاز کاری نشده است و در چنین حالتی هیچ سرمایه گذاری راغب به آن نیست که در این استان سرمایه گذاری کلان داشته باشد، بهتر است که اصل 44 قانون اساسی برای مدتی در این استان متوقف تا دولت با تمام تلاش به ایجاد نیازهای لرستان به قضیه ورود پیدا کند. کمترین سود این مسأله آن است که پس از اتمام توقف در این استان شاهد سرازیری سرمایه گذاری‌های عظیم به لرستان خواهیم بود.

5. لرستان معدن نفت پالایشگاه‌های سایر استان‌ها است. متاسفانه شاهد آن هستیم که نفت از مناطق نفت خیز لرستان استخراج و برای پالایش به پالایشگاه‌های سایر استان‌ها می‌رود. در این میان سهم لرستان از ثروتش هیچ است. آنچه که باید در سال 62 با عنوان پالایشگاه و پتروشیمی در لرستان ساخته شود امروز در شازند اراک باعث ایجاد ظرفیتی عظیم برای شغل‌ها و درآمدهای پایدار شده است. این قضیه فقط مربوط به این صنعت نیست. ثروتمند بودن لرستان در معادن سنگ، روی، سنگ آهک و سرب برای ایجاد شغل در استان‌های دیگر کارخانه شده است و یا به طور کامل از ظرفیت این معادن در استان لرستان بهره‌برداری مورد نیاز نشده است. آن‌چه که از این معادن برای لرستان باقی است چیزی جز حسرت بیکاری نیست. استفاده از این ظرفیت‌ها در کنار نیروی انسانی لرستان برای حل مشکلات که نیازمند توجه دولت در قدم اول است، راه حل روشن کار است.

6. استفاده از نیروی مدیریتی شایسته لرتبار برای پست استانداری و یا مدیری که با کار در مناطق محروم و کمتر توسعه یافته و نیازهایش آشنا باشد. این مهم اتفاق نمی‌افتد مگر آن‌که توسط ریاست جمهوری فردی انتخاب شود که دارای سابقه طولانی مدیریت کلان و البته موفق باشد. مهم‌ترین قضیه آن است که فرصت کار به این‌گونه فردی داده شود. نمی‌شود در 8 سال 4 استاندار تعویض کرد و انتظار داشت که بعدی بهتر از قبلی عمل کند. به طور میانگین تغییر هر 2 سال مدیریت یک استان باعث ایجاد بی‌ثباتی در کارها و برنامه‌ریزی کلان استان می‌شود که خود باعث ایجاد مشکلات عظیم است.

7. بهترین حالت برای حل این مشکلات تشکیل کارگروه توسعه و عمران مناطق محروم و کمتر توسعه یافته به ریاست شخص رییس جمهور است و تشکیل مداوم جلسات آن به صورت فصلی. مشکلاتی به این عظمت فقط با نظارت مستقیم شخص اول قوه مجریه با تعامل نمایندگان این استان‌ها حل و رفع می‌گردد.

پیداست که این 7 خواسته تمام آنچه که جوانان لرستان می‌خواهند نیست. آنچه که لرستان نیاز دارد را باید از یکایک جوانان و مردمان این دیار شنید که فریاد محرومیت‌شان تا امروز راه به جایی نبرده است.

لینک مطلبم در یافته




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بلوط

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:دوشنبه 1392/02/16-08:31 ب.ظ

بلوط‌های یک ماهه‌ام که انشالا به زودی در دل طبیعت خرم آباد و لرستان کاشته شوند و روزگاری کسی از سایه‌اش آرامش بگیرد.





نوع مطلب : فرهنگی  عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تماشاگران لر

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:شنبه 1391/10/9-01:11 ب.ظ

جام ملت‌های اروپا در سال 2012 در لهستان و اوکراین برگزار شد. فارغ از دیدن بازی‌های زیبا و ستارگانی که گرد یکدیگر جمع شده بودند، شاهد یک اتفاق بسیار ویژه بودیم. اتفاقی که حتی برای یوفا هم غیر منتظره بود. یوفایی که بازی‌های برگزار شده زیر نظرش با کمترین مشکلی از سوی تماشاگران برگزار می‌شود. فاصله تماشاگران ورزشگاه‌های اروپایی تا زمین مسابقه گاه به کمتر از یک متر هم می‌رسد، اما به ندرت پیش می‌آید مشکلی از سوی تماشاگران رخ دهد. این مسئله به دلیل فنس کشی‌های دور زمین در ایران و اکثر کشورهای غرب آسیا قابل بررسی نیست، شاید فرهنگ تماشاگران در این بخش از دنیا هنوز به آن سطح نرسیده باشد که شاهد یک مسابقه فوتبال بدون فنس کشی دور زمین مسابقه باشیم. به هر ترتیب ما شکل دیگری از فرهنگ تماشاگری را در ادامه بررسی خواهیم کرد که در فوتبال ایران کاملاً گم شده و ناپیداست.

در مسابقات یورو 2012 تیم ملی ایرلند جنوبی در گروه مرگ مسابقات حضور داشت و با توجه به حاضر بودن تیم‌های اسپانیا و ایتالیا و حتی کرواسی، کسی شانس پیروزی و صعود از گروهش را متصور نبود. همین اتفاق هم رخ داد و تیم ملی ایرلند جنوبی با سه شکست برابر حریفان خود از گردونه مسابقات کنار رفت. اتفاقی که در این بین رخ داد، نه مربوط به داخل زمین، بلکه روی سکوها شکل گرفت. آنقدر شگفت انگیز بود که همه را تحت تاثیر خود قرار داد و یکی از ویژه‌ترین رخدادهای یورو 2012 را شکل داد. تماشاگران تیم ملی ایرلند جنوبی بعد از هر سه شکست خود مقابل حریفان ایستاده و تیم خود را تشویق می‌کردند و حتی در بازی آخر خود که عدم صعود آن‌ها به دور بعدی مسابقات مسجل بود برای تیم کشورشان سرود قهرمانی سر دادند و در تمام طول مسابقه بازیکنان و تیم کشورشان را تشویق کردند. اتفاقی که پیش از این با وجود شکست صد در صدی یک تیم شاید به ندرت رخ داده باشد و یا بهتر است بگوییم اصلا رخ نداده است. در پایان این رقابت‌ها یوفا، تماشاگران تیم ملی ایرلند جنوبی را بهترین تماشاگران جام ملت‌های اروپا لقب داد.

کیلومترها این طرف تر در ایران، وضعیت ورزشگاه‌های فوتبال و کشتی و حتی جدیدا در مورد هشدار گونه ای، در ورزشگاه‌های والیبال آنقدر بغرنج است که برای رفع این اتفاقات رای کمیته های انضباطی هر کدام از این فدراسیون‌ها، آخرین گزینه یعنی برگزاری مسابقات بدون حضور تماشاگران است. چاقو کشی در ورزشگاه تختی آبادان، فحاشی‌ها در یادگار تبریز، فحاشی‌های مکرر در ورزشگاه‌های عضدی و تختی انزلی، زد و خورد و ورود هفتگی تماشاگران به زمین مسابقه در ثامن مشهد، سنگ پرانی‌ها در شیراز که تا سالیان منجر به فنس کشی‌هایی با ارتفاع 10-15 متری در حافظیه این شهر شد، سنگ پرانی‌ها در بندر عباس در دو سال حضور تیم‌های شهرداری و آلومینیوم این شهر در مرحله پلی‌آف صعود به لیگ برتر و شاید مهم‌تر از آن‌ها فحاشی‌های مکرر و سنگ پرانی‌های مکرر در ورزشگاه آزادی تهران و نیز در کنار همهٔ این‌ها اتفاق مشترک تمام ورزشگاه‌های ذکر شده و نشده، یعنی فحاشی‌های فوق رکیک. در کنار تمام این اتفاقات، اتهام پوچ وارد شده به قوم متمدن و با فرهنگ لر که نمونه آخر آن از سوی رییس دانشگاه رامین اهواز ذکر شده بود و نیز تردیدها از سوی بسیاری برای برگزاری مسابقه ای در سطح لیگ برتر در استان لرستان که بیم آن را داشتند اتفاقی ناگوار رخ بدهد اما...

بی شک و بدون کوچک‌ترین تردیدی محروم‌ترین قوم حاضر در مرزهای جغرافیایی ایران به لحاظ در چنته داشتن امکاناتی نظیر زیرساخت‌های حمل و نقل و کارخانه جات و صنایع و غیره قوم لر، به خصوص استان محروم لرستان است. این محرومیت نه ناشی از نداشتن استعدادها و نیروهای کار بلکه حاصل بی توجهی سالیان دراز مسئولین استانی و کشوری به این خطه است. محرومیتی که در پی آن بیکاری سرسام آور و کوچ جوانان با استعداد و با فرهنگ این دیار که با یاس بسیار ترک دیار کرده‌اند، بوده است. هنوز سوگنامهٔ داتیس، نوشتهٔ فوتبالیست پر توان و همشهری خود را که توسط پویا عالیخانی نگاشته شده بود را فراموش نکرده‌ام. سوگنامه ای که نه فقط حرف این جوان مستعد که خواهان توجهات به حق است، بلکه حرف تمام جوانان لر و لرستانی است که در گوشه کنار کشور در پی کسب شغل و درآمدی آواره گشته‌اند و تیر تهمت‌های ناروا را به جان می‌خرند، در حالی که واقعیت چیزی ست که در ورزشگاه‌های دورود و یاسوج در هفته های اخیر از قوم لر شاهد بودیم. از یک سو محرومیت و از یک سو با وجود این محرومیت داشتن فرهنگ مناسب و شایسته، آنچنان که باید باشد.

تیم فوتبال شهرداری یاسوج در سال‌های اخیر میزبان تیم‌های لیگ برتری در جام حذفی بوده است. اما امکانات این شهر برای برگزاری میزبانی یک مسابقه فوتبال شایسته مردمان مشتاق آن شهر نیست. بازی‌های هفته های اخیر این تیم برابر تیم‌های فوتبال مس کرمان و ذوب آهن اصفهان بدون کوچک‌ترین مشکلی از سوی مردمان لر برگزار می‌شود. به خصوص در بازی با ذوب آهن که داور پنالتی صحیح وارد دروازه شده را تکرار اعلام می‌کند، اما این وجود به داور فحاشی صورت نمی‌گیرد و در پایان مسابقه بدون کوچک‌ترین شعاری، تماشاگران ورزشگاه را ترک می‌کنند. نه سنگ پرانی و نه فحاشی.

اما اتفاق ویژه تر در دورود لرستان رخ داد. جایی که پس از روزها و ماه‌ها تیم فوتبال گهر دورود به میزبانی تیم فوتبالی رفت که از قدرت‌های فوتبال ایران است، استقلال. تردیدها و نگاه‌های منفی معطوف به برگزاری مسابقه در لرستان شد. حتی کار به ناامن جلوه دادن این استان هم کشیده شد و ده‌ها صحبت و تردید دیگر که فقط جای افسوس و تاسف دارد. استانی با سابقه دراز تیم داری در قامت شهیاد، مجتمع گوشت، خیبر، کوثر و گهر. در تمام سالیان حضور این تیم‌ها در لیگ‌های کشوری به ندرت شده مشکلی از سوی تماشاگران در حین برگزاری مسابقه رخ دهد. یکی از نمونه های بارز آن استقبال مردم خرم آباد از فیروز کریمی در بازی خیبر و راه آهن در سال 83 بود، که با وجود حساسیت‌ها پیرامون حرف‌های گذشته فیروز کریمی، حرکتی ناشایست توسط تماشاگران نسبت به ایشان رخ نداد. از این دست نمونه‌ها بسیار است. استانی بدون مشکل فرهنگی و فقط به خاطر جوسازی‌ها که بخشی از آن مقصر خود هستیم، به عنوان مثال با ترویج پیامک های ناروا منسوب به قوم شریف لر و بخشی شامل دعواهای پوچ درون استانی و بخشی شامل مسئولیتی که متوجه مسئولان استان و کشور بوده است، اما برای رفع محرومیت‌ها تلاشی نکرده‌اند، تا چهرهٔ خود را آنچنان که در ورزشگاه تختی دورود است نمایش دهیم.

اتفاق ویژه همراه بود با نمایشی بزرگ‌تر از آنچه که در یورو 2012 رخ داد، تماشاگران علاوه بر حمایت از تیم خود با وجود شکست در پایان مسابقه به تشویق تیم پیروز پرداختند، مربی تیم حریف را تشویق کردند و مهدی رحمتی از عدم فحاشی توسط تماشاگران حاضر در ورزشگاه تختی دورود متعجب شده بود. این اتفاقی تازه نیست، پیش از این در انتهای بازی گهر و راه آهن در ورزشگاه اکباتان تهران، تماشاگران گهر با وجود شکست 3-1 به تشویق تیم خود پرداخته و حتی حمید فتحی کاپیتان آن روزهای تیم لرستانی را به گریه انداخته بود.

اتفاقی که در دو شهر لر نشین در دورود و یاسوج در یک هفته رخ داد، میان حاشیه های زشت هفتگی این فوتبال و حتی ورزشمان بی شک یک اتفاق بسیار ویژه است که با شجاعت اعلام می‌کنم، فقط از سوی قوم لر ممکن بود و حتی می‌توانم بگویم اگر ورزشگاه‌های دورود و یاسوج فنس هم نداشتند مشکلی از سوی تماشاگران رخ نمی‌داد.

- چاپ شده در شماره 327 روزنامه آفتاب لرستان

-مطلب پیشین در حمایت از تماشاگران گهر دورود را اینجا ببینید



نوع مطلب : تحلیلی  فرهنگی  ورزشی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عکسی از ناصرخان میرزایی

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:دوشنبه 1391/10/4-06:56 ب.ظ

مرحوم ناصر میرزایی بازیکن تراکتورسازی در نبرد با هادی نراقی بازیکن تیم تاج، در جدال تاج و تراکتورسازی، لیگ تخت جمشید دهه‌ی 50


ناصر میرزایی


نوع مطلب : عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هدیه شما یک فروند تیم فوتبال!!!

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:جمعه 1389/10/3-01:16 ب.ظ

سال 87 که تیم کوثر از تهران به خرم آبادیک شور و نشاط مقطعی به جامعه ی فوتبال خرم آباد وارد شد!ورزشگاه تختی خرم آباد تماشاگران زیادی به خود میدید به طوری که باید از اصطلاح جای سوزان انداختن نیست استفاده میشد!اما این تیم نگون بخت بعد از 2 سال از لیگ دسته اول به لیگ دسته دوم و امسال و تااین لحظه با 10 امتیازی که گفته قعر نشین گروه خودش هست تا یکی از کاندیدهای سقوط به لیگ پایینتر باشه!این مقدمه رو گفتم تا به بحث هدیه دادن تیم ها به استانها و شهرها برسیم!کوثر هم مثل سایر هدایای ورزشی که در این سالها تقسیم شد یک نمونه بارز هست از یک سقوط و عدم موفقیت کامل در اینباره که تیم هدیه دادن به استانها لزوما باعث انتقال شور و نشاط به استان مقصد نخواهد شد!بله شاید یک شور نشاط مقطعی در یک مدت کوتاه پیش بیاد اما هرگز کامل و همیشگی نخواهد بود!شهر خرم آباد رو و بهتر بگم ورزش این دیار رو با تیم فوتبال خیبر خرم آباد میشناسن جایی که موسی کرکی،ناصر میرزایی،ابراهیم میرزاپور و کسانی که من جوان در خاطرم نیست در اون رشد کردن و سری میان سرها پیدا کردن!اما امروز متاسفانه به دلیل بی توجهیها و نبود امکانات و سایر نکات منفی اسمی از اون نیست!ما اگر همین لحظه دستی از عالم غیب بیاد و تیم خیبر خرم آباد رو دوباره به مکانی در خور توجه برسونه باز هم ورزشگاه تختی مملو از تماشاگر خواهد بود!شاهد مدعای من آخرین سال حضور خیبر خرم آباد در لیگ دسته اول باشگاههای کشور هست که با سقوط عجیب و غریب خیبر در انتهای فصل منجر شد!در آن سال حتی در بازیهای آخر که خیبر دست و پا میزد در انتهای جدول باز هم تماشاگران به عشق این تیم به ورزشگاه میرفتند و اون رو تشویق میکردن به خاطر اینکه این تیم اصالت فوتبال شهر بود و حمایت از اون یک غرور محسوب میشد!شاید در مورد کوثر بگید که غیر بومی بودن بازیکنهای این تیم هم عاملی برای عدم استقبال بوده!خب مثال آرسنال و اینترمیلان رو نمیزنم!در ترکیب تیمهایی که با رنج و همت به سطح اول فوتبال ایران رسیدن چند بازکن بومی هست!؟مطمئنا کل تیم و حتی کل ترکیب اصلی تیم رو تشکیل نمیدن مثل شاهین بوشهر و مس کرمان مطمئنا نمونه هایی خوب برای این مثال هستن!
به هر حال این کار زیبنده ی یک فوتبال نیست،و شور و نشاطی رو در جامعه نمیتونه ایجا کنه و انگیزه و توانایی های یک جامعه ی ورزشی رو از بین میبره و باعث سر افکندگی میشه!
کامل نبود اما یک درد دل بود!


نوع مطلب : ورزشی  فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تخریب بافتها فرسوده شهر خرم آباد

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:پنجشنبه 1389/09/11-08:50 ب.ظ

خبرگزاری مهر: در حالی بافت فرسوده و حاشیه نشین مرکز لرستان به عنوان معضلی جدی همواره توسعه خرم آباد را تحت الشعاع قرار داده است که به نظر می رسد پس از سالها، آرزوی دیرینه ساماندهی بافت حاشیه نشین خرم آباد در حال عملیاتی شدن باشد.

به گزار خبرنگار مهر در خرم آباد، برای دیدن فقر، فلاکت، آسیب های اجتماعی، اعتیاد و ... جای دوری نیاز نیست که برویم. علی آباد، گل سفید و ... همه پر از خانواده ها، جوانان، نوجوانان و کودکانی است که در این هوای خاکستری حاشیه نشینی نفس می کشند و آرزوهایشان را دفن می کنند.

کوچه های تو در تو و تاریک همه این مناطق را در بر گرفته است. آنقدر اینجا در اوج روشنایی روز تاریک به نظر می رسد که ترسی عجیب همراه با غمی بزرگ وجودت را فرا می گیرد.

کوچه هایی که در دل کوه نقش بسته اند و خانه هایی که با سنگ بنا شده اند. اینجا خبری از آئین نامه های مقاوم سازی در برابر زلزله نیست، آخر اینجا زلزله دیگری در جریان است که مهیب تر از هر زلزله ای تن انسان را می لرزاند.

زلزله ای از آسیب های اجتماعی، اعتیاد و فقر! اینجا آن روی تاریک شهر خرم و آباد مرکز لرستان است. اینها کمی آن طرف تر در کنار همه زیبایی های خرم آباد رخ می نماید و فریادی خاموش است که در بغضی عجیب غلطیده و سکوت اختیار کرده است!

مشکل حاشیه نشینی و سکونتگاه های غیر رسمی در خرم آباد تا حدی به عنوان یک دغدغه مطرح است که در سفرهای متعدد هیئت دولت، کارگروه توسعه لرستان و وزیر مسکن و شهرسازی به استان یکی از نکاتی که نمایندگان خرم آباد بر روی آن پافشاری داشتند ضرورت توجه به ساماندهی وضعیت این بافت ها بود.

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس و نماینده مردم خرم آباد در این رابطه اظهار داشت: در حال حاضر وضعیت حاشیه نشینی در کوی علی آباد، گل سفید و ... به عنوان یکی از مشکلات مهم خرم آباد مطرح است که در صورت رفع این مشکل یکی از دغدغه های بزرگ مردم مرتفع می شود.

رضا رحیمی نسب با بیان اینکه پیش از این از مسئولان وزارت مسکن در این رابطه قول گرفته ایم ولی هنوز نتیجه ای حاصل نشده است، ادامه داد: در صورت ساماندهی سکونت گاههای غیر رسمی تغییرات تحول آفرینی در خرم آباد ایجاد خواهد شد.

نائب رئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی و دیگر نماینده خرم آباد نیز در این رابطه عنوان کرد: در حال حاضر معضل حاشیه نشینی یکی از مشکلاتی است که خرم آباد با آن درگیر است.

محمد رضا ملکشاهی راد با تاکید بر اینکه وزارت مسکن باید در راستای ساماندهی این سکونت گاههای غیر رسمی در خرم آباد مشارکت جدی داشته باشد، یادآور شد: از سوی دیگر باید برای رفع این معضل زمینه مشارکت خود مردم نیز فراهم شود.

به هر حال پس از پیگیری ها انجام شده توسط مسئولان بالاخره وعده ها رنگ عملیاتی به خود گرفت تا کار تخریب و بازسازی در منطقه گل سفید خرم آباد به عنوان یکی از حادترین مناطق حاشیه نشین مرکز لرستان طی هفته جاری آغاز شد.

شهردار مرکز لرستان در این رابطه در گفتگو با خبرنگار مهر در خرم آباد در سخنانی اظهار داشت: کار تخریب و تبدیل وضعیت بافت فرسوده محله گل سفید خرم آباد توسط شهرداری آغاز شده است.

وحید رشیدی افزود : این در حالی است که پیش از این شهرداری خرم آباد در اقدامی بیش از 54 ملک از منازل این محله را جهت تحقق طرح حذف بافت فرسوده گل سفید از محل درآمدهای مردمی شهرداری تملک کرده بود.

وی با اشاره به اینکه درحال حاضر بیش از 340 هکتار از سطح شهر خرم آباد مشمول بافت فرسوده می شود، خاطرنشان کرد: یکی از اقدامات لازم و ضروری در حوزه مدیریت شهری خرم آباد توجه ویژه به موضوع بازسازی بافت فرسوده است.

شهردار خرم آباد افزود: شهر خرم آباد با مساحتی بیش از سه هزار و 400 هکتار دارای 10 درصد بافت فرسوده است که باید رفع این معضل به صورت جدی در دستور کار قرار گیرد.

رشیدی با تاکید بر ضرورت تعامل و همراهی مسئولان مختلف در این زمینه، عنوان کرد: در حال حاضر با همکاری استاندار لرستان و سازمان مسکن و شهرسازی، جریان تملک در محله گل سفید وارد مرحله تازه ای شده و روند شتابانی به خود گرفته است به طوریکه شهرداری خرم آباد و ارگانهای دست اندرکار هرکدام با تعیین کارشناس ویژه گل سفید، وارد مذاکره مستقیم و تملک بیش از 100 منزل از این محله شده اند.

وی از تخریب برخی از خانه های تملک شده در این منطقه خبر داد و گفت: کار مذاکره با ساکنان این محله همچنان ادامه دارد و بسیاری از این افراد از طرح شهرداری استقبال کرده اند.

شهردار خرم آباد با اشاره به معضلات اجتماعی و زیرساختی حاکم بر این منطقه ابراز امیدواری کرد با استمرار روند تملک و تخریب معضل بافت حاشیه نشین و فرسوده گل سفید خرم آباد هر چه سریعتر مرتفع شود.



نوع مطلب : فرهنگی  اقتصادی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پروژه تفریحی علی آباد

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:پنجشنبه 1389/09/4-01:19 ق.ظ

به گزارش خبرنگار مهر در خرم آباد، فرماندار مرکز لرستان صبح چهارشنبه در نشست با خبرنگاران رسانه های گروهی استان لرستان در سخنانی با اشاره به پروژه های در دست اجرا در این شهرستان، اظهار داشت: در حال حاضر 10 پروژه در حوزه عمران شهری خرم آباد در دست اجراست.

شریعت نژاد با بیان اینکه بخشی از این پروژه ها تا پایان امسال به بهره برداری می رسند، ادامه داد: همچنین به دلیل کمبود اعتبار برخی از این پروژه ها در حال حاضر در رکود به سر می برند.

وی به پروژه در دست اجرا پل شهدای خرم آباد اشاره کرد و بیان داشت: عرشه فلزی این پل حداکثر تا سه ماه آینده نصب خواهد شد ولی زیرگذرهای این پل تا پایان امسال به بهره برداری می رسند.

فرماندار خرم آباد همچنین با بیان اینکه پروژه پل حاجی خرم آباد نیز زودتر از پایان سال افتتاح خواهد شد، خاطرنشان کرد: یکی از برنامه هایی که در دستور کار قرار دارد ساماندهی ورودی های شهر خرم آباد است.

شریعت نژاد ساماندهی مناطق حاشیه نشین شهر را از دیگر اولویتهای در دستور کار برشمرد و گفت: وجود مناطق چون گل سفید و علی آباد در حاشیه شهر خرم آباد به لحاظ محرومیت جلوه خوبی ندارد.

وی ابراز امیدواری کرد که با اجرای پروژه های در دستور کار و تکمیل طرحهای در دست اجرا چهره شهر خرم آباد ظرف دو سال آینده از تغییرات قابل توجهی برخوردار شود.

فرماندار خرم آباد در بخش دیگری از سخنان خود در پاسخ به سئوالی در مورد روند تغییرات مدیریتی در مرکز لرستان، بیان داشت: تاکنون در این زمینه ما حداقل جابجایی و تغییرات را شاهد بوده ایم.

شریعت نژاد ضمن رد هر گونه دخالت نمایندگان در روند عزل و نصبها در مرکز استان، یادآور شد: هیچ گونه تغییری در سطح مدیریتی شهرستان از سوی نمایندگان خرم آباد به من تحمیل نشده است.

وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود به جهش اعتبارات خرم آباد در سه سال اخیر اشاره کرد و گفت: میزان اعتبارات در مدت زمان یاد شده از 32 میلیارد تومان به 68 میلیارد تومان افزایش یافته است.

فرماندار خرم آباد همچنین در مورد وضعیت عملکرد شهرداری خرم آباد از برخی کوتاهی ها در انجام امور شهری انتقاد کرد و گفت: با توجه به سطح درآمدی شهرداری خرم آباد باید راهی برای کسب درآمدهای مطمئن پیدا شود.

شریعت نژاد همچنین با تاکید بر نظارت دقیق فرمانداری بر روند مصوبات شورای شهر خرم آباد، عنوان کرد: مصوباتی از سوی فرمانداری تایید می شود که در راستای مصالح عمومی شهر و شهروندان باشد.

وی همچنین به ضعف گردشگری در مرکز لرستان اشاره کرد و گفت: هنوز بسیاری از قابلیتهای خرم آباد در این حوزه مورد استفاده قرار نگرفته است.



نوع مطلب : فرهنگی  اقتصادی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

وبلاگ علیمردان عسکری عالم

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:چهارشنبه 1389/08/26-02:07 ب.ظ

وبلاگ علیمردان عسکری عالم،نویسنده و پژوهشگر لرستانی آغاز به کار کرد



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چل سرو-علیمردان عسکری عالم

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:سه شنبه 1389/08/25-04:18 ب.ظ

جلد ششم از مجموعه ی "فرهنگ عامه مردم لرستان" با عنوان چل سرو(چهل سرود و چیستان) به سعی وهمت"علیمردان عسکری عالم" توسط انتشارات افلاک به چاپ رسید و در دسترس عموم قرار گرفت.

در پیش نوشتار این کتاب آمده است:
چل سرو به معنی چهل سرود یا چهل تک بیت است که همچون فال حافظ برای پی بردن به قصد انجام کاری و نیتی که فال گیرنده در دل دارد انجام میگیرد.این شیوه کار در لرستان و غرب کشور به "فال چهل سرود"معروف است.زیرا از تعبیر و تفسیر ای ابیات است که پی به نیک یا بد بودن موضوع میبرند.
فال چل سرو افزون بر جنبه ی فوق به همراه دیگر ابیات و بازی های مرسوم همانند:چنه چنه،چیکه چیکه یا "چیستان" قصه ها و متل ها و دیگر سرگرمی های مردم این دیار است که هریک دارای ارزشی ویژه هستند.
ابیات فال چل سرو رایج در این مناطق شاعر شناخته شده ی و همچنین تاریخ سرایش خاصی ندارند.هرچه هست ساخته و پرداخته ذهن خلاق و پاک و بی آلایش مردمان این دیارند و ازآنجا که از دل صاف و صفای باطن آنها برخاسته اند لاجرم بر دل مینشینند و در باور مندی مردمان این دیار نقش ماندگار دارند.
همچنین در ادامه و در توضیح فال چل سرو در پیش نوشتار آمده است:
ابتدا فال گیرنده در باب موضوعی و یا کاری که در نظر دارد در دل نیت میکند آنگاه زن یا مردی که بیشتر امین و معتمد گروه است چهل دانه ریگ تمیز و در بیشتر مواقع از یک تسبیح بهره میگیرند.او ابتدا چهل دانه از تسبیح مذکور را شمارش و جدا میکند آخرین دانه یا دانه چهلم را می بوسد و بر پیشانی میگذارد.کار با نام"الله و محمد و علی" در حالی آغاز میشود که چهل دانه مذکور از دید جمع حاضر مخفی هستند.در انجام این کار برای سهولت و سرعت در انجام کار هر گوینده فقط مدخل بیت را بر زبان می آورد از قرائت کل بیت خودداری میکنند،فقط بیتی که با دانه چهلم فال اصابت مینماید به طور کامل خوانده میشود.گوینده آخرین بیت یا چهلمین سرو،بیت را قرائت میکند و از معنی و مفهوم آن بیت است که به خوبی یا بدی فال پی میبرند.
همچنین آقای عسکری عالم در انتهای پیش نوشتار آورده است:
خداوند بزرگ را شاکریم که باز هم مدد فرمود تا فرصتی دیگر از فرهنگ و باورمندی های مردم دیارم را به پیشگاه فرهنگ دوستان و فرهنگ پژوهان وطنم ایران سرافراز تقدیم بدارم.این مجموعه نیز خاصل زحمات کسانی است که هریک با گفتن یک یا چند بیت،یاریمان فرمودند امید است خداوند بزرگ به همه آنها توفیق روزافزون عنایت فرماید.



نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سایت شهرداری خرم آباد!!

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:جمعه 1389/08/21-09:14 ب.ظ

یک مشکلی پیدا کردم بالاخره!مشکل؟!نه!!نمیدونم اسمش رو چی بزارم!واقعا نمیدونم باید اسم اینو چی گذاشت!دنبال سایت شهرداری خرم آباد میگشتم که به هیچ نتیجه ای نرسیدم!

شما هم تا الان دنبال این سایت گشتید یا خیر؟!سایت شهرداری یک شهر که باید معرف شهر تحت کنترلش باشه در شهر ما خرم آباد گویا بیگانه است نبودش کاملا حس میشه!خیلیها به این وسیله میتونن قبل از سفر کردن به این شهر با اون بیشتر آشنا بشن و نقشه ی اون رو راحت تهیه کنن!اما متاسفانه هرچه که بیشتر گشتیم کمتر پیدا کردیم!
چرا شهر خرم آباد با این همه پروژه(هرچند کم)نباید سایتی برای حتی ارائه پیشرفتها و برنامه هاش داشته باشه،معرفی شهر و مابقی قضایا پیشکش با سرک زدن به ویکی پدیا و گوگل میشه چیزی پیدا کرد!
امیدوارم که مسئولان شهرداری خرم آباد 200 هزار تومان ناقابل برای درست کردن و راه اندازی یک سایت ساده در عین حال جامع کنار بگذارن و راه بندازن تا این همه مشکل برای کسانی که دوست دارند اطلاعات جامع و دقیق از شهر و فعالیتهای شهر و سایر چیزهایی که نیازمند دونستن هستن،پیش نیاد!
شما رو به دیدن سایت شهرداریهای سایر شهرها رجوع میدم!کاشکی حداقل واسه چشم و هم چشمی هم که شده یه سایت واسه شهرداری تاسیس 1305 بندازن!زشته برای شهری که 84 سال شهرداری داره یک پورتال اینترنتی نداشته باشه!



نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

باز هم سلام!

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:پنجشنبه 1389/08/20-04:18 ب.ظ

با سلام!

روزها از آخرین باری که اینجا نوشتم میگذره!چه بد شد که این فاصله اتفاق افتاد!
امروز برگشتم دیدم چقدر خوب میشه اگر یکبار دیگه شروع به نوتشن کنیم و بنویسیم!امیدوارم فعالیت تازه ی من در این فضا آغاز راهی تازه باشه،حداقل برای خودم!
در این مدت که ننوتشم چهره ی شهر کم عوض نشده!به هر حال ساخت زیر گذر ها و روگذرها چهره ی جدیدی به شهر خرم آباد داده که امیدوارم در زمینه آبادنی چهره ی شهری همچنان ادامه داشته باشه!والبته آرزوی ما چیزهای دیگریست مثل آبادانی صنعت!و اینکه از این بیکاری بد دور بشیم!دور!
انشالا که بتونم هفته ای حداقل یکبار اینجا بیام و اتفاقات شهر رو با هم بررسی کنیم!امید است که پراز مهر باشه این راه!



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()