تبلیغات
شهر خرم آباد - کُرسی بی‌تکرار - چرا نمایندگان در حوزه انتخابیه خرم آباد انتخاب مجدد نمی‌شوند؟

کُرسی بی‌تکرار - چرا نمایندگان در حوزه انتخابیه خرم آباد انتخاب مجدد نمی‌شوند؟

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:چهارشنبه 1394/09/25-01:25 ب.ظ


صحنه انتخابات صحنه ای است که دو عنصر تغییر و تداوم را تواما با یکدیگر دارد.مسئله تداوم در جوامع در حال گذار از اهمیت بیشتری برخوردار است.ناآشنایی افراد با اصول و قواعد رفتاری و کم توسعه یافتگی جوامع وضعیتی به شدت متغیر و چندگانه ای را فراهم خواهد آورد.موسم انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی بود که محمدرضا باهنر خطاب به نمایندگان مجلس هشتم گفت،در هربار برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی حداقل 70% ترکیب آن تغییر میکند.این عدد برای نمایندگی شهرستان خرم آباد در طول 9 دوره برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی 100% تغییر را نشان میدهد.خرم آباد،شاید یکی از معدود شهرهای کشور باشد که در هربار برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی ترکیب دو نفره نمایندگان شهرستان به کلی دچار تغییر میشود.با احتساب 18 نماینده ای که میتوانسته اند از حوزه انتخابیه خرم آباد از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی  راهی مجلس شورای اسلامی شوند،به جز محمدصالح طاهری خرم آبادی که آن هم با یک دوره اختلاف مجددا به نمایندگی انتخاب شد،هیچ یک از کاندیداهای دیگر نتوانسته اند دوره نمایندگی خود را به بیشتر از یک دوره تمدید کنند.17 نفر در طول 9 دوره از حوزه انتخابیه خرم آباد راهی مجلس شده اند،که این خود میتواند لطمات جبران ناپذیری بر پیشرفت و توسعه و تاثیرگذاری نمایندگان در مجلس داشته باشد.

در جغرافیای سیاسی و در بخش جغرافیای انتخابات،یکی از اهدافی که جغرافیدانان سیاسی به دنبال آن هستند بررسی نتایج آرای انتخابات است.آنها عوامل موثر در تصمیم رای دهندگان را مورد توجه قرار میدهند.عموم نتایج بررسی آنها نشان دهنده این است که رای دهندگان در محیط های کوچک از احزاب محلی تاثیر میپذیرند و در صورت وجود شرایط قومی و هم خویشی نیز از آن هم پیروی میکنند. پیوندهای عاطفی میان افراد در چنین فضاهایی منجر به بروز تصمیم برای انتخاب میشود.از آنجا که مشارکت سیاسی در شکل حداقلیش در رای دادن تجلی میابد،یادآور تعهدی است که فرد به جامعه و خود دارد.

باری،شاید در نگاه اول مسئله ای حیاتی و قابل توجه نباشد،چرا که میتوان گفت تغییرات سیاسی هم بر ما اثر گذاشته اند که باعث تغییرات در ترکیب دو نفره نمایندگان انتخابی خرم آباد شده است اما در پاسخ ابتدایی این نکته قابل ذکر است که حتی با وجود پیوستگی دوره نظر سیاسی حاکم در دوره های گوناگون باز هم ترکیب نمایندگان خرم آباد دستخوش تغییر میشود و در پاسخ مبسوط که در پی می آید میبینیم که چنانچه اوضاع مانند گذشته باشد باز هم این تغییر غیرقابل سد شدن است.

اصل 6 قانون اساسی جمهوری اسلامی میگوید «امور کشور باید به اتکا آرای عمومی از راه انتخابات اداره شود»،بند 8 اصل سوم قانون اساسی نیز دایر بر «مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی،افتصادی،اجتماعی و فرهنگی خویش»است.تا اینجا قانونگذار بر مشارکت مردم در تعیین سرنوشت خود و کشور تاکید کرده است،یکی از این مشارکتها به مشارکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی باز میگردد. اصول متعددی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دایر بر وظایف نمایندگی و در مورد مجلس شورای اسلامی وجود دارد.از جمله اصول 62، 63 و 67 قانون اساسی.در اصل 62 میخوانیم «نمایندگان ملت به طور مستقیم و با رای مخفی انتخاب میشوند مجلس را تشکیل میدهند»،اصل 63 بر اهمیت موجودیت مجلس در تمام لحظات تاکید میکند «مجلس باید به گونه ای باشد که کشور هیچ زمانی بدون مجلس نباشد» و در نهایت اصل 67 قانون اساسی که سوگندنامه ی نمایندگان است،این سوگند نامه به گونه ای طراحی شده است که نمایندگی فرد صرفا مختص موکلین حوزه انتخابیه اش نیست بلکه نمایندگی کل ملت ایران را عهده دار است،البته این به معنای جدایی از حوزه انتخابیه او نیست،بلکه نشان دهنده آن است که مجلس امری ملی و مشارکتی است  نه شخصی و مستقل،که ما در بسیاری اوقات آن را درک نکرده ایم و از فرد نامزد انتظارات محلی و قومی بسیاری داریم.این در حالی است که فرد در صورتی میتواند بر وضعیت حوزه انتخابیه اش اثرگذار باشد که بتواند طرحی با 15 امضا از نمایندگان مجلس تهیه کند،که خود یادآور امر ملی و مشارکتی مجلس شورای اسلامی است.

اما رای دهنده ای که قصد دارد مشارکتی ادامه دار داشته باشد در یک انتخابات بر چه اساسی رای میدهد؟چه عواملی در توجه او به کاندیدایی خاص تاثیر گذار است.دیدیم که در جوامع سنتی که پیوندهای قومی مبتنی بر خویشاوندی،خانواده، زبان،نسبتهای ایلی و طایفه ای وجود دارند بر گزینش رای دهندگان و حتی حمایت های حزبی تاثیر میگذارند.

سه دسته الگوی نظری وجود دارند که رفتار انتخاباتی را پدیده ای زمینه پرورده،زمان پرورده و مکان پرورده میکند.عواملی نظیر جامعه شناسی،اقتصاد سیاسی و روانشناسی سیاسی در این دسته قابل تبیین هستند. از زمانی که جامعه شناسی انتخاباتی به موضوعی حیاتی در تحلیل رفتار انتخاباتی افراد رای دهنده بدل شده است بیش از نیم قرن میگذرد.نخست بار جامعه شناسان به بررسی انتخابات در آمریکا و عوامل تاثیر گذار در انتخاب نمایندگان پرداختند.آنها سعی داشتند به الگویی دست یابند که به وسیله آن بتوان رفتار انتخاباتی مردم را بررسی و تحلیل کرد.این بررسی و تحلیل امروزه به یک علم بدل گشته است به نحوی که حوزه ی گسترده ای از ابزارهای تکنولوژیک و رسانه ای به آن وارد شده اند و آمار و ریاضی و کامپیوتر در آن استفاده میشود که تجزیه و تحلیل این رفتار را تا حدودی پیچیده در انجام و اما ساده در نتیجه بیان میدارد.

اما بررسی رفتار انتخاباتی شهروندان صرفا به حوزه جامعه شناسی مربوط نمیشود بلکه در نقطه تلاقی از جمله سیاست،روانشناسی،جامعه شناسی،انسان شناسی،تاریخ،ارتباطات و آمار هم قرار دارد و نقطه آغاز تمام آنها از علوم سیاسی شروع میشود.

این واضح است که با رجوع به هر جامعه ای الگوهای متفاوتی از مشارکت و یا عدم مشارکت افراد در انتخابات را شاهد باشیم.اما با سرجمع آنها میتوان تحلیل کرد که چرا رای دهنده خرم آبادی با وجود مشارکت نتوانسته است انتظارات مورد نظرش را،به جز رای قومی، به دست آورد.

قومیت

کلید و پایه فهم رفتارهای انتخاباتی و حزبی در جوامع کشاورزی،سنتی و در حال گذار به دموکراسی پدیده قومیت است.ساموئل هانتینگتون که نظریاتش در جهت بررسی وضعیت سیاسی کشورهای جهان سوم پیوندی دارد،به بحث انتخابات در جهان سوم نیز اشاره میکند،او انتخابات در جهان سوم را انتخابات «گیج کننده» و انتخابات «شگفت انگیز» قلمداد میکند. این گیج کننده بودن و شگفت انگیز بودن از منظر هانتینگتون به سبب رسیدن به دموکراسی بیان میشود،اما با وام گرفتن از نظر او میتوان انتخابات حوزه انتخابیه خرم آباد و دیگر حوزه های مشابه را به اولویتهای دیگر تقلیل داد،مانند قوم گرایی.

قوم گرایی به آن سبب گیج کننده است که هنوز در سطح ملی نیز رای آفرین است چه رسد به حوزه های کوچکی که وضعیت سنتی حاکم بر آن جوامع یکی از علل توجه به کاندیداها و رای دادن به آنهاست.این قضیه حتی زمانی که فرد وابستگی حزبی نیز دارد پراهمیت جلوه میکند،نگاهی به سطح کلان ملی این نگاه را یادآور میشود که حتی با وجود وابستگی ها و حمایتهای حزبی باز هم عموما، فرد در حوزه ای که در آن متولد شده حائز اکثریت آرا میشود.

اگر مجلس شورای اسلامی را سرجمع نگاهی که قرار است به سبب قانون اساسی ملی باشد بدانیم،برجستگیهای گرایشهای قومی و قبیله ای در یک رای گیری ملی نشانگر آن است که افراد هنوز هم منافع قومی را در نظر میگیرند و نه منافع ملی را.پس قوم گزینی نمایندگان مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه خرم آّباد هنوز هم یکی از ارکان دارای جذابیت برای کسب رای از مردم است.این به خودی خود میتواند در هربار برگزاری انتخابات تکرار شود و رقابت میان اقوام سبب ساز انتخاب افراد با توجه به خاستگاه قومی فرد شود و فردی که در دوره قبل نماینده مجلس بوده است یا به طور کلی فراموش شود و یا با وجود کارکرد مناسب و حتی نامناسب در رقابت قومی قربانی و عملکرد او مورد بررسی قرار نگیرد که اگر خوب است چرا انتخاب مجدد صورت نگرفت؟ و اگر بد است چرا مجددا انتخاب نمیشود؟این به وضعیتی منجر میگردد که فرد رای دهنده درک درستی از منافعی که قصد دارد به دست آورد نداشته باشد و صرفا به سبب هم خویشی رای‌لش را به صندوق بی اندازد.در این وضعیت مشارکت او در لحظه ریختن رای به صندوق به اتمام میرسد،در حالیکه مشارکت او باید ادامه دار و در طول دوره فعالیت فردی که انتخاب کرده است باشد،در این صورت است که او میتواند در پایان دوره ی نمایندگی فرد انتخاب شده درک درستی از کارکرد آقا یا خانم نماینده داشته باشد و به انتخاب درست دست بزند.

الگوی جامعه شناختی سیاسی

به جز مورد رای قومی رای دهندگان خرم آبادی که میتواند از حوزه ی جامعه شناسانه مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد،آنچه در این الگو مورد بررسی قرار میگیرد تحلیل زمینه هایی است که فرد با توسل به آن پای صندوق رای حاضر میشود و رای خود را به صندوق میریزد.

ابتدا سودی است که فرد انتظار دارد در صورت مشارکت در انتخابات به دست آورد.انگیزه او این مبادله ای است که انجام میدهد و در ازای آن انتظار دارد که نیازهایی که سود به او میرساند برآورده شود.این نظر ما را به دیدگاه مبادله سوق میدهد که عواملی نظیر پاداش که در آن فرد رای دهنده انتظار دارد مورد پاداش قرار گیرد و انگیزه که نیازهای فرد در شرایط محیطی و اجتماعی را برآورده میکند و در نهایت سود که مبتنی بر عوامل اقتصادی است در نظر گرفته میشود.سود مسئله ای اساسی است،چرا که فرد در پایان دوره ی مجلس و زمان انتخابات محاسبه خواهد کرد که کدام یک از خواسته های اقتصادی اش برآورده شدند؟در کنار دیدگاه مبادله ما شاهد الگوی اقتصادی از کرامر نیز هستیم،که شاید اولین نفری باشد که انتخابات و نتایج آن را به شدت به مسائل اقتصادی مرتبط میدانست.اقتصاد نه صرفا به معنای برآورده کردن نیازهای اقتصادی افراد،بلکه جایگاه طبقاتی افراد در زمان رای گیری نیز مد نظر بود.با این وجود باید دانسته شود که جرم،خشونت در جامعه نیز از عوامل موثر در رای دادن هستند.بهبود وضعیت در هرکدام از این مشخصه ها سودی است که به فرد رای دهنده رسیده است و میشود انتظار انتخاب مجدد را داشت.

اما رای دهنده خرم آبادی با چه انتظاری به پای صندوق رای میرود؟به نظر میرسد عمده ی خواسته های اکثر رای دهندگان انتظارات بهبود وضعیت معیشت و اقتصادشان باشد،پس به آن نامزدی رجوع میکنند که این شعارها را داشته باشد.آن را انتخاب میکند اما در پایان هر دوره میبیند که وضعیت اگر همانقدر بد که بود نباشد بهتر هم نشده است.پس سود مورد نظرش از فردی که دوره 4 ساله در مجلس بوده است به او نرسیده است.این خود به چند دسته عامل مرتبط است.اول، مشارکت جویی فرد با انداختن رای به درون صندوق به پایان میرسد و ادامه دار نیست،ارتباط انتخاب کننده و انتخاب شونده در لحظه ی رای گیری به پایان میرسد و تا 4 سال بعد قطع است. دوم،شعارها و برنامه های انتخاب شونده عموما ارتباطی با تعریف وظایف نمایندگی او ندارد،چیزی را بیان میدارد که در حقیقت از توانش خارج است،اما چون شعار جذابی است برای فرد انتخاب کننده ایجاد گمراهی میکند که شاید انتخاب شونده از عهده اش برآید ولیکن زمانی که فرد به نمایندگی انتخاب شد میبیند که آنچه گفته بود از حوزه وظایفش خارج است.

الگوی کارکردگرایی

در دیدگاه کارکردگرایی رفتار انتخاباتی افراد به عنوان رفتار سیاسی آنها متاثر از ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه آنها است که عوامل متعددی نظیر جامعه پذیری سیاسی،خانواده،فرهنگ سیاسی و طبقه اجتماعی در آن دخیل هستند.

سه دسته ی انتخاب شوندگان،انتخاب کنندگان و برگزار کنندگان در ذیل الگوی کارکردگرایی قرار دارند،که از آن میان انتخاب شونده و انتخاب کننده به موضوع ما مرتبط است.در کارکرد آشکار، انتخاب شونده قصد دارد تا برای یک تصدی گری سیاسی انتخاب شود و انتخاب کننده نیز میخواهد در این تصدی گری هم اعمال نظر کند و هم با نخبگان سیاسی ارتباط برقرار کند و در کارکرد پنهان انتخاب شوندگان میپذیرند که در صورت برگزیده شدن بر آنها نظارت وجود خواهد داشت و در صورت عملکرد منفی دیگر مورد انتخاب مجدد قرار نمیگیرند.از سوی دیگر انتخاب شونده میتواند با عملکرد مثبت به حفظ و گسترش پایگاه اجتماعی خود دست بزند،این عملکرد میتواند از طریق ایجاد عوامل سیاسی و اقتصادی صورت پذیرد.از سوی دیگر فرد انتخاب کننده در صورت مشارکت و دیدن نتایج مثبت احساس موثر بودن خواهد کرد.به نظر میرسد تمام حلقه های الگوی کارکردگرایی پنهان در حوزه انتخابیه خرم آباد مقفول مانده است.چرا که فرد انتخاب شونده هیچ نظارتی را بر خود احساس نمیکند،چون مشارکت فرد در لحظه رای گیری خاتمه پذیرفته است، پس او به هر سویی که بخواهد میرود،از سوی دیگر انتخاب شونده که حال نماینده شده است ارتباطی آشکار با حوزه رای گیری خود ندارد و به تلاش برای گسترش پایگاه اجتماعی خود دست نمیزند.او از وظیفه خود مندرج در قانون وظایف نمایندگان مجلس شورای اسلامی بی خبر است!گفتیم که او وظیفه ای ملی بر اساس اصل 67 قانون اساسی دارد اما هم او است که میتواند از میان دو ظیفه اش یعنی قانون گذاری و نظارت،در ذیل وظیفه قانون گذاری از طریق 15 نماینده یا شورای عالی استانها به مجلس طرحی پیشنهاد کندکه مشکلات محلی مشابه نه فقط برای حوزه انتخابیه او بلکه به شکلی ملی به قانون تبدیل شود تا به آن طریق مشکلات حوزه خود و حوزه های مشابه حل شود.از سوی دیگر انتخاب شونده با دیدن چنین وضعیتی احساس سرخوردگی میکند،چرا که میبیند رای اش تاثیری در بهبود وضعیت او نداشته است،هر چند آموزش و فرهنگ سازی او را از آگاهی های مشارکتی اش دور ساخته است، که اولین نتیجه اش همین سرخوردگی است.

دیدگاه انتخاب عاقلانه

این دیدگاه نیز مانند دیدگاه مبادله انتظار دارد که نتایج انتخابات برآمدی باشد از میزان تامین منافع افراد که در صورت مشارکت در انتخابات برآورده میشود،رای دهندگان به آن برنامه ای رای خواهند داد که تامین کننده منافع آنها باشد.خلاصه آنکه مردم کسی را که بیشترین نفع را برای آنان ایجاد کند برخواهند گزید که این منافع میتواند اقتصادی،سیاسی و فرهنگی باشد.اما در حوزه انتخابیه خرم آباد چه اتفاقی می افتد؟به نظر شعائر انتخاب شوندگان قصد دارد تا میزان زیادی از این منافع را تامین کند،افراد شیفته میشوند،رای میدهند اما نفعی به آنها نمیرسد و انتخاب شونده مجددا انتخاب نمیشود.

دیدگاه انتخاب عاقلانه اصلاح نیز شده است،به این شکل که اگر رای دادن منجر به هیچ گونه احساس قدرتمندی در تاثیرگذاری بر سرنوشت فردی و یا اجتماعی فرد نداشته است آنگاه فرد انتخاب شونده دیگر انتخاب نخواهد شد.

الگوی روانشناسی سیاسی

در این الگو عوامل روانی در شکل گیری رفتارهای اجتماعی و سیاسی مردم دارای اهمیت است.روابط عاطفی و احساسی میان نامزدها و رای دهندگان برقرار است در این الگو نقشی اساسی بازی میکند.انباشته ای از تجارب گذشته فرد در میدان سیاسی تعیین کننده رفتار رای دهی است.به این شکل که تجربه انتخابات قبلی در ذهن فرد وجود دارد،او خواهد پرسید که نتیجه این مشارکت چه بوده است؟از گذشته ارزیابی خواهد داشت که عملکرد انتخاب شونده به کجا رسیده است؟زمانی که پاسخها به این مجموعه منفی باشند،آنگاه عوامل روانی در فرد بروز خواهند کرد که فرد را از انتخاب مجدد باز میدارد.

نتیجه گیری

عوامل متعددی در انتخاب مجدد دخیل هستند،عواملی که عموما به تامین منافع و سودرسانی به افراد حوزه انتخابیه محدود شده باشد اما این وضعیت در حوزه انتخابیه خرم آباد رعایت نمیشود،صورت نمی پذیرد و شاهد یک فاصله عظیم میان انتخاب کننده و انتخاب شونده هستیم.انتظارات انتخاب کنندگان در دوره 4 ساله برآورده نمیشود و انتخاب مجدد با عدم تامین منافع و سود صورت نمیگیرد.

تعهد فرد در زمان رای دادن مسئله ای اساسی است.تعهد فرد رای دهنده در رای دادن او تجلی می یابد.مشارکت او مشارکتی پیوسته نیست و با لحظه رای دادن به پایان میرسد.در نتیجه عدم تعهد به انتخابی که داریم منجر به عدم پیوستگی مشارکت دارد.چه بسا فردی کارکردی خوب داشته است اما صرفا به سبب عدم پیوستگی مشارکت افراد رای دهنده از اطلاع کافی و آگاهی مناسب برای انتخاب در دوره بعدی بی خبر باشیم،حتی عکس این قضیه هم صدق میکند.

اینها جدای از عوامل قومی است  که افراد را از خود متاثر کرده است.رای دادن قومی و قوم گزینی در جوامعی که هنوز ارتباطات خویشی در صدر هستند،لطمه ای جبران ناپذیر در شکل گیری الگوی رای دادن دارد.عموم افراد در این نوع رای دادن به آن فردی رای میدهند که صرفا ارتباط خویشی با آنها دارد.اینجا حلقه ای عظیم گم میشود و آن آگاهی است.رای با آگاهی و چشمان باز باید همراه با پیوستگی مشارکت جویی فرد باشد.نه تنها فرد رای دهنده بلکه انتخاب شونده نیز باید به این مشارکت جویی تن دهد و خود را در زمان جلوس بر کرسی نمایندگی در معرض افراد انتخاب کننده قرار دهد.کمتر پیش آمده است که نشستهای مطبوعاتی،گفت و گو با مطبوعات محلی و عواملی از این دست را از سوی نمایندگان گذشته و حال خرم آباد شاهد باشیم.فاصله ای که اینجا اتفاق می افتد جدای از آنکه فرد انتخاب شونده خود را از نظرها پنهان کرده است، این است که فرد انتخاب شونده احتمال میدهد که با الگوی قومی گزینی یکبار دیگر به مجلس راه یابد،اما چیزی که تجربه نشان داده است خلاف آن بوده است، چرا که حتی افراد هم خویش نیز سوال خواهند کرد که کدام نفع به آنها رسیده است؟نفعی که عموما بد در اذهان شکل گرفته است،چرا که آنها نفع را به گونه ای فهمیده اند که مزایایی صرفا شامل حال قومشان به سبب هم خویشی شود و زمانی که فرد آزموده نشده ی دیگری از میان خویشان ببینند به سوی او خواهند رفت.با این تفاسیر و تجربه 9 دوره پیشین انتخابات مجلس شورای اسلامی چنین انتظار میرود که ترکیب دو نفره حوزه انتخابیه خرم آباد باز هم دستخوش تغییر کامل شود.



منتشر شده در شماره 344 هفته نامه سیمره، دوشنبه 23 آذر 1394



نوع مطلب : تحلیلی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()