تبلیغات
شهر خرم آباد - سلاح های آهنی و برنزی لرستان - بخش دوم

سلاح های آهنی و برنزی لرستان - بخش دوم

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:پنجشنبه 1394/08/7-01:56 ب.ظ

منوچهر مشتاق خراسانی
ترجمه:ساسان عسکری عالم

در طول دوره سه هزار ساله‌ی پیش از میلاد مسیج لرستان هیچگاه به یک نژاد  واحد و یا یک حکومت مستقل سیاسی مبدل نشد. ساکنان لرستان ، از هزاره سوم پیش از میلاد مسیح تا هزاره دوم پیش از میلاد مسیح، به واسطه جنگ و ستیز و بازرگانی و یا همسایگی با تمدن‌هایی مانند سومریان، آشوریان، بابلیان و عیلامی‌ها ارتباطاتی با آنان داشتند. از قرن هشتم تا قرن هفتم پیش از میلاد مسیح سکایی‌ها (یک گروه چادرنشین و چوپان از قبایل آریایی) به ناحیه لرستان وارد شدند. کاووش ها در یک زیارتگاه در دُم سُرخ نشانه ای از پیکرنگاری در برخی مصنوعات برنزی خبر می‌دهد، که نفوذ دوباره عیلامی‌ها، با یک دوره رونق مجدد اما کوتاه، را دستکم در بخش جنوبی لرستان از 725 تا 700 پیش از میلاد مسیح تجربه شده است. به هر حال به علت نابودی عیلام به دست نیروهای آشوری در میانه قرن بعدی، این زمان از حیات مجدد عیلامیان کوتاه بود. کمی پس از این در یک نسل بعد، آشوریان در مقابل اتحاد بابلیان و مادها شکست خوردند. در نتیجه خلأ قدرت در لرستان چنین پر شد که ایرانیان از جنوب و غرب به لرستان وارد شدند. گروه اشراف محلی لرستان قدرت سیاسی‌شان را از دست می‌دادند، در حالیکه پیش از این با مادها و متحدانشان که یک پایتخت در همدان ایجاد کرده بودند و در ایجاد اتحاد با ایرانیان تا حد زیادی موفق بودند. در نتیجه آهنگران لرستانی ثروتشان را از دست دادند، که این ثروت شامل مشتریان محلی و دستیابی به مواد خامی بود که آن‌ها پیش از این به آن دست یابی داشتند. مصنوعات برنزی و آهنی به جا مانده از دوره هخامنشیان ثابت می‌کند که این وسایل به جا مانده از دوره هخامنشیان اشتراکی کم و میراثی به جامانده از کارگاه‌های لرستان نیستند. یک دوره بحرانی شدید در هنر فلز لرستان در برخی زمانهای دوره قرن هفتم پیش از میلاد مسیح را شاهد هستیم، در نتیجه به زوال رفتن این هنر در یکتایی‌شان و استثنایی بودنشان تن داده شد. در سراسر دوره فعالیت آهنگران لرستانی، آن‌ها عهده دار ساخت طیف کاملی از وسایل برنزی بودند که در مدفن‌های غنی از 2600 سال پیش از میلاد مسیح تا 650 سال پیش از میلاد مسیح، دفن شده‌اند.

خاستگاه قبایل لرستان

در سراسر تاریخ، لرستان از اقوام و نژادهای گوناگونی مسکون شده است. عیلام، به معنای «سرزمین خدا» ناحیه ای پرجمعیت از هزاره هشتم پیش از میلاد مسیح به این سو بوده است. عیلامیان بر نواحی جنوبی، جنوب غربی و غربی ایران برای 2200 سال تسلط و کنترل داشتند. آن‌ها مدیریت پایدار موفقی در قلمرو پادشاهی‌شان به وسیله تسخیر کردن نواحی جنوب غربی ایران شامل سیماش (simash) داشتند. عیلامیان با ساکنان سیماش، کسانی که در لرستان سکونت داشتند، متحد بودند. زبان عیلامی اشتراکات مشابهی با زبانهای هندواروپایی داشت ولی به هیچ یک از شاخه‌های زبانهای هندواروپایی یا زبان سامی وابسته نبود. اوایل هزاره سوم پیش از میلاد، عیلامی‌ها پادشاهی خود را در ناحیه جنوبی زاگرس و دشت خوزستان تحکیم بخشیدند. سپس آن‌ها برای هزاران سال توانستند با توانایی موفقیت آمیزی هویت عیلامی را حفظ کنند. پایداری در برابر یورش و انقراض به دست رقبای قدرتمندی مانند سومریان و آشوریان از جمله این توانایی‌های موفقیت آمیز بود. موجودیت پادشاهی عیلام به عنوان یک اتحاد سیاسی مستقل با تسخیر عیلام، پایتخشان، به دست آشوریان پایان گرفت.

جدای از عیلامیان دیگر ساکنان ناحیه لرستان، شامل قبایل گوناگونی مانند هوریان، لولوبیان، کوتیان و کاسیتها می‌شد، قبایلی که همگی وابسته به عیلامی‌ها بودند. ابتدا، ساکنان لرستان را در طول هزاره سوم پیش از میلاد مسیح قبایل کوه نشین آسیایی، لولوبیان و کوتیان تشکیل می‌دادند. لولوبیانها با رشته کوههای زاگرس پیوند داشتند و در یک نسبت بسیار بزرگی از کوه‌ها و کوهپایه‌های زاگرس، از بالای دیاله به سوی شمال غربی تا حدود دریاچه ارومیه، مسکون بودند. این احتمال وجود دارد که سرزمین‌های مسکونی کوتیانها در طرف شرقی لولوبیانها واقع بوده باشد. دوره کوتیانها اولین نشانه‌ی واضح از زندگی یک گروه نژادی خاص در خاورمیانه در هزاره سوم و دوم پیش از میلاد مسیح است. سپس، در هزاره اول پیش از میلاد مسیح، تمام اورارتها، منایییان (یک شاخه از قبیله لولوبی در شمال غربی ایران) و مادها، به کوتی‌ها منتسب شدند. زبانی کوتیها و خوریانها، تا حدودی، متعلق به یک گروه از زبانهای عیلامی است که به طور گسترده ای توسط آنان در ناحیه زاگرس استفاده می‌شده است. بخش شمالی بین النهرین، بخش‌هایی از سوریه و تمام فلات ارمنستان، از هوریان مسکون بود، کسانی که در هزاره دوم پیش از میلاد مسیح بومیان زاگرس بودند.

با توجه به متون اکداییان، کاسیتها، مردمانی با ریشه آسیایی بودند، که سکونت آن‌ها در لرستان از ابتدای هزاره دوم پیش از میلاد مسیح آغاز می‌گردد. به هر حال، اولین رجوع به نام کاسیتها را می‌توان در متونی به قدمت 2400 سال پیش از میلاد مسیح در دوره کوتیک-انیشوشیانک، پادشاه قدرتمند عیلامی جستجو کرد. آشوریان سرزمین کاسیتها را کاسی نامیدند، کاسیتها قبیله ای بسیار مهم در رشته کوههای زاگرس بودند. ناحیه ای که امروزه به عنوان لرستان شناخته می‌شود سرزمین کوهستان‌های بلند همراه با رودخانه‌ها و دره‌های عمیق بود، این سرزمین بخشی از عیلام بود. کاسیتها، به عنوان یک قوم کوه نشین، به چوپانی مشغول بودند و از زبانی استفاده می‌کردند که نسبتی بسیار نزدیک با زبانی عیلامی داشت. تا کنون، برخی از محققان باورداشتند که کاسیتها یک قوم هندواروپایی بوده‌اند. به هر صورت، این دیدگاه دارای مدارک و شواهد قطعی  که این نظر را اثبات کند، نبود. این نظر همچنان قالب است که کاسیتها آسیایی بودند و نه هندو-اروپایی یا سامی. این احتمال هست که پیش از اینکه کاسیتها به رشته کوههای زاگرس کوچ کنند از یک نژاد قفقازی یا نژادی از نواحی کاسپین بوده باشند که در سرزمین‌های جنوبی آذربایجان سکونت داشته‌اند.

قبایل دیگری در پایان هزاره دوم پیش از میلاد مسیح در لرستان سکونت یافتند و طولی نکشید که در آغاز هزاره اول پیش از میلاد مسیح قبایل دیگری نیز از این رفتار تبعیت کردند  و در لرستان سکونت یافتند . ابتدا در آغاز قرن نهم پیش از میلاد مسیح، آشوریان با یک حمله نظامی به ناحیه زاگرس وارد شدند. در قرون هشتم و هفتم پیش از میلاد مسیح، کیمریان و سکاییان به این ناحیه هجوم آوردند، آن‌ها از طریق دریاچه ارومیه به این ناحیه وارد شدند . این ناحیه بعدها به وسیله دیگر قبایل ایرانی اشغال شد و در آن‌ها در لرستان سکونت یافتند. این ساکن شدن‌ها شامل مادها هم می‌شد، کسانی که در نزدیکی ملایر در نوشی جان تپه پایگاه داشتند و در سالهای 725 تا 550 پیش از میلاد مسیح دارای قدرت در نواحی تحت فرمانروایی خود و نواحی مجاورشان، بودند. ما شاهد آن هستیم که در این بازه زمانی می‌بینیم بیشتر مصنوعات زمانی به قرن 12 پیش از میلاد مسیح را دارند و تمرکز بیشتر بر روی تولید این مصنوعات در قرون 9 تا 7 پیش از میلاد مسیح قرار دارد. حقیقت امر این است که اگر بخواهید بهتر بدانید، مصنوعات برنزی نگه داری شده در موزه ملی ایران تاریخ 10 قرن پیش از میلاد مسیح را نشان می‌دهند. در نهایت برخی قبایل ایرانی در قرن 8 پیش از میلاد مسیح از شمال و شمال شرقی به درون ناحیه لرستان هجوم آوردند. در پنجاه سال بعدی، قبایل ایرانی به تلاش برای نفوذ به تمام ناحیه و جذب بیشتر قبایل محلی پرداختند. یک اتحاد پادشاهی مادی در انتهای قرن هفت پیش از میلاد مسیح پدیدار گشت، در زمانی که امپراتوری آشوری به آرامی رو به زوال می‌رفت، در این هنگام مادهابا بابلیان برای سرنگونی آشوریان متحد شدند. کوروش دوم پادشاه هخامنشی علیه امپراتوری مادها پس از گذشت هفتاد سال از شروع پادشاهیش شورید و سرزمین آن‌ها را به امپراتوری هخامنشی ضمیمه کرد، او تمام قلمرو آن‌ها را در اختیار گرفت.

نهضت کاوش‌های باستان شناسی علمی در لرستان

حادثه ای ناگهانی در دوره ای از تاریخ اتفاق افتاد، در کاوشی اتفاقی توسط مردم محلی  وسایلی برنزی کشف شد که باعث می‌شود تا قدمت دقیق و طبقه بندی اشیا برنزی مشکل شود. سایت‌های باستانشناسی هستند که به روش‌های علمی کاووش نشده‌اند اما در نتیجه کاوش‌های علمی متعددی بسیاری از نمونه‌های بارز برنزها در این کاوش‌های باستانشانسی به موقع و به روش‌های علمی کشف شدند. برنزهای باستانی لرستان به دنباله یک جستجوی اتفافی توسط ساکنان محلی در سال 1928 کشف شدند. به دنبال این رخداد، سیلی از حفاری‌های غیرقانونی به راه افتاد که منجر شد به تاراج رفتن بخش قابل توجهی از وسایل برنزی در لرستان شد. بسیاری از اشیا و قطعات به تاراج رفته در راه بازارهای غیرقانونی هنری برای فروش به کلکسیوندارهای عتیقه قرار گرفتند. در واقع بیشتر مصنوعات برنزی در دنیای غرب از کاووشهای غیرقانونی آمده بودند. به سبب تهیه غیرقانونی این وسایل، حفارها معمولاً منطقه اصلی ای که این ابزارها کشف شده بودند را با ارائه غلط راجع به منطقه واقعی‌شان پنهان می‌کردند. آن‌ها ادعا می‌کردند که ابزارها از مناطق مختلفی مانند نهاوند، لرستان، املش، تالش و آذربایجان پیدا شده‌اند. این فرض که این مناطق هم دارای چنین مصنوعاتی هستند نسبتی به طور کلی اشتباه نیست، اما این نظر متمایل به ساده انگاری است. دو اشتباه غالب که این علت را در شناسایی منشأ محل ساخت این مصنوعات را باعث می‌شود به این صورت است که: اولاً، لرستان باستان، نسبت املش و تالش شامل یک منطقه بسیار وسیعی‌تری از لرستان امروزی امروزی بود، سرزمین محدود املش، یا یگانه کوهی که ایرانیان امروزی تالش در آن زندگی می‌کنند مناطقی کوچک‌تر از لرستان باستان بودند که وسعت کوچک آن‌ها امکان رد این فرضیه را اثبات می‌کند . ثانیاً از آنجا که نام «لرستان» برای گردآورندگان غربی آشنا بود، آن‌ها از روی عمد بسیاری از ابزارهای برنزی را که در دیگر نواحی کشف شده بودند را نیز برچسب برنز لرستان زدند، اما در واقع آن اشیا برنزی که برچسب برنز لرستان خوردند مربوط به لرستان نبودند. دهه‌ها پس از اکتشاف‌های اولیه، از اولین ناحیه ای که حفاری‌های علمی در آن صورت گرفت، برای اولین بار اطلاعات شگفت انگیزی از تاریخ لرستان عرضه شد. غارتگری‌ها در دهه 1950 میلادی به اکتشاف در ناحیه غربی لرستان منجر شد، که تا کمی پیش از آغاز جنگ جهانی دوم به شکل جزیره ای انجام می‌گرفت. پیرو این، «هیئت باستانشناسی بلژیکی»، حفاری‌های و کاوش‌های علمی را در یک بازه تاریخی از 1965 تا 1979 میلادی زیر نظر گرفت. مدارک به دست آمده از این کاوش‌ها نشان میدهدکه باصطلاح اقلام برنزی لرستان در چند دسته بندی گوناگون مطابق دوره ساخت هرکدام آن‌ها بوده است قرار می‌گیرند و تفاوت عمده در سبک ساخت و هدف از ساخت آن‌هابود که طبقه بندی دقیق‌تری را طلب می‌کرد. اقلام کشف شده به وسیله «واندن بِرگ»[1] تاریخشان به دوره‌های متفاوتی از تاریخی بین 2600 سال پیش از میلاد مسیح تا 700 سال پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد.

در دوره عصر آهن اول، تمام ابزارهای فلزی از برنز ساخته می‌شد و از آهن تنها برای یک چند زیورآلات استفاده می‌شد. این تقریباً غیرممکن است که این ابزارها تا به امروز، که بسیاری از آن‌ها در موزها و کلکسیون‌های شخصی با دقت نگهداری می‌شدند، این واقعیت را بازگو کنند که آن‌ها محصول یک رشته  کاوش‌های غیر قانونیبه جای کاوش‌های باستانشناسی منظم هستند. به هر حال، بر روی برخی سلاح‌ها نامهای پادشاهان بابلی و ایلامی حکاکی شده است که تاریخ آن‌ها می‌تواند به 2 هزار سال پیش از میلاد مسیح باز گردد. این سلاح‌ها، تنها سلاح‌هایی حکاکی شده‌ی صرف نبودند، بلکه منبعی برای دیگر کاوش‌های باستانشناسی گشتند.

 



[1] Vanden Berghe



منتشر شده در شماره 338 هفته نامه سیمره - 7 آبان 1394




نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()