تبلیغات
شهر خرم آباد - سلاح‌های آهنی و برنزی لرستان - بخش نخست

سلاح‌های آهنی و برنزی لرستان - بخش نخست

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:پنجشنبه 1394/07/23-12:45 ب.ظ

نویسنده:منوچهر مشتاق خراسانی
ترجمه:ساسان عسکری عالم

مقدمه: سلاح‌های برنزی و آهنی لرستان
استان 30 هزار کیلومتر مربعی لرستان در غرب ایران و در میان رشته کوههای زاگرس واقع شده است. حتی امروزه، عشایر محلی ساکن لرستان پیشینه و الگوهای برجا مانده  اجدادشان از دوره‌های باستانی را حفظ کرده‌اند . در چند کاوش علمی که در ناحیه لرستان انجام شد، شواهدی از آثاری خاص در لرستان به دست آمد که نشان از زندگی انسان در دوران پارینه سنگی به بعد داشت. در ایران باستان وجود معادن غنی همراه با دانش اکتشاف و نوآوری در تولید مصنوعات توسط صنعتگران هنرمند و خلاق، موجبات رشد هنر فلزکاری را به عنوان یک هنر و مهارت همراه جوامع اولیه در ایران باستان فراهم آورده بود. هنر لرستان به آسانی می‌تواند توصیفگری باشد در رسای هنرمندی مردمانی که در لرستان می‌زیسته‌اند اینان کوچ نشینان گله دار و سوارانی بوده‌اند که با تکیه بر تولید صنایع دستی کوچک و اشیا قابل حمل سبک که از تولیدات آن‌ها می‌توان بسیاری از خنجرها، شمشیرها و دیگر سلاح‌های برنزی را نام برد. در طول تاریخ باستان، لرستان هرگز از یک نژاد واحد و یا به یک حکومت مستقل سیاسی مبدل نشد، چرا که لرستان متشکل از اقوام و نژادهای گوناگون در طول تاریخ بوده است. در کنار عیلامیان، قبایل دیگری در لرستان ساکن بودند که شامل هوریان، لولوبیان، کوتیان و کاسیتها می‌شده است. از آنجا که قبایل محلی لرستان عامی بوده‌اند، اطلاعات در مورد تاریخشان را تنها می‌توان از ادبیات همسایگان جنوبی‌شان نظیر عیلامیان و بابلیان کسب کرد. آهنگران لرستان برای هر دو تمدن سلاح ساخته‌اند. این ناحیه بعدها مورد هجوم آشوریان واقع شد و در نهایت ایرانیان بر منطقه سلطه یافتند و با قبایل محلی متحد شدند. در سال 1928 میلادی به دنبال کشفی اتفاقی توسط ساکنان محلی در لرستان، چند حفاری غیرمجاز صورت گرفت که در آن‌ها تعدادی اشیا برنزی و آهنی که هنرمندی و مهارتی ویژه در ساخت آن‌ها به کار رفته بود، کشف شد. این وسایل برای آنکه در حراجی‌های بازارهای غیر قانونی هنری به فروش بروند با نامهای دیگر برای پنهان کردن ناحیه کشف آن‌ها عرضه شدند. کاوش‌ها و حفاری‌های علمی پس از چند دهه از تاریخ کشف اولیه آن‌ها موجب یافتن اطلاعاتی شگفت انگیز در مورد فرهنگ لرستان شد. هنر فلزکاری در لرستان گستره ای از یک بازه زمانی از هزاره سوم پیش از میلاد مسیح تا عصر آهن را شامل می‌شود. آثار مکشوفه در لرستان، چنانکه نشان می‌دهند دارای بسیاری از ویژگی‌های خاص و متمایز هستند، به ویژه در طراحی ظاهری در درجه ای بالا از زیبایی هستند، تنوع بسیار زیاد در شکل و ظاهر و ریزه کاری‌هایی که مشخصه خاص آن‌هاست را نشان می‌دهد. اشیا مفرغی کشف شده در لرستان را می‌توان در پنج دسته بندی جداگانه طبقه بندی کرد: الف) سلاح‌ها و زره پوش‌ها از جمله شمشیرها، دشنه‌ها، خنجرها، تبرها، سرگرزها و نیزه‌ها، سپرها، پلاک‌ها، تیردانها، کمربندهای حفاظتی برنزی و کلاه‌ها ب) اسباب مربوط به سوارکاری از جمله اشیا تزیینی و یا زینتی برای اسب و همچنین لگام و میخ طویله ج) اقلام زیورآلات شخصی و بهداشتی شامل خلخال‌ها، النگوها، دستبندها، حلقه‌های انگشت، گوشواره‌ها و قیچی‌ها د) اشیا مربوط به جشن‌ها و آیینهای مذهبی از جمله طلسم‌ها، بت‌ها، سنجاق‌ها، مجسمه‌های انسان نما1[1] و جانورنما2[2] و در نهایت ه) اشیا سودمند شامل ظروف و ابزارهای گوناگون، که شامل فنجان‌ها، کاسه‌ها و کوزه‌ها می‌شوند. نگاه ویژه این مقاله محدود به بحث در مورد سلاح‌های برنزی و آهنی لرستان است. تکنیک‌های به کار گرفته شده برای ساخت سلاح‌های برنزی در لرستان شامل، ریخته گری با قالب باز، ریخته گری با قالب بسته و ریخته گری با موم گم شده است. برای ورقه‌های فلزی استفاده شده در تیردانها و کمربندهای حفاظتی برنزی روش چکش کاری استفاده شده است. سلاح‌های لبه دار ساخت لرستان می‌توانند در چند دسته قرار بگیرند الف) خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرهای زبانه دار ب) خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرهای لبه دار ج) خنجرها، دشنه‌ها و شمشیرهای غلاف دار. در کنار برنز، آهن نیز برای ساخت سلاح استفاده می‌شده است و می‌توان از سلاح‌های ویژه این منطقه به شمشیرهای غلافدار آهنی  اشاره کرد.
موقعیت و منطقه جغرافیایی لرستان
لرستان استانی واقع شده در غرب ایران است و گستره منطقه جغرافیایی آن در حدود 30 هزار کیلومتر مربع است. ناحیه لرستان شامل دره‌های عمیقی از رشته کوهای زاگرس است که مرزهای شمالی آن به نهاوند، در شمال غربی به کرمانشاه، در غرب به رودخانه سیمره، از جنوب و جنوب غربی به خوزستان (عیلام باستان)، از شرق رودخانه دز لرستان را از ناحیه بختیاری جدا می‌کند و کوههای مشرف به ملایر و بروجرد در شمال شرقی لرستان قرار دارند. رشته کوههای زاگرس از یک تعداد دامنه‌های کوچک موازی که در کنار یکدیگر از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده‌اند تشکیل شده است. کووِر3[3] پر ابهت میان لرستان و بین النهرین به سمت جنوب واقع شده است و لرستان را به دو بخش تقسیم کرده است، پیش کوه (که درست در شرق کوور واقع شده است) و پشت کوه. توپوگرافی لرستان یک دست است و این ناحیه دارای یکتایی  جغرافیایی از منظر وجود دشت‌های باز متقاطع و بلندی‌های بی درخت در رشته کوههای زاگرس است. در روزگار باستان لرستان پرتراکم تر، به حیث جنگل و کشاورزی، از امروز بود و در جای جای منطقه کشاورزی می‌شد. به هر صورت، خاک زمینهای قابل کشت، برای کشاورزی طولانی مدت مناسب نبود.
تا به امروز، عشایر محلی به سکونت در لرستان ادامه داده‌اند و الگوهای سکونتی‌شان نشان دهنده شباهت بسیار زیاد زندگی آن‌ها  با اجدادشان است که این احتمال را به وجود می‌آورد که این مردمان ریشه در دوران باستان داشته باشند. عشایر محلی امروزه از دو ناحیه برای ییلاق و قشلاق استفاده می‌کنند. این نواحی گرمسیر، که منطقه ای معتدل، با چراگاه‌های خنک کم ارتفاع در غرب و سردسیر که محل کوچ تابستانه است را شامل می‌شود. در نتیجه یک شباهت الگوی مهاجرت فصلی که توسط ساکنان لرستان در دوران باستان پی گرفته می‌شده است امروزه ادامه دار است ، در لرستان دو الگوی سکونتی باستانی وجود دارد. سکونت گاه‌هایی در مناطق سرد، نواحی بلند شرق لرستان که این نواحی نسبتاً کم تعداد هستند. این نواحی احتمالاً روستاها یا محلهای برپایی چادرها بوده‌اند که از آن‌ها به عنوان پایگاه‌های کوچک موقتی که در نتیجه مهاجرت فصلی به وجود می‌آمده‌اند، استفاده می‌شده است. در مقابل، سکونتگاه‌هایی در مناطق گرم‌تر وجود دارند، دشت‌های کم ارتفاع غربی لرستان هم وسیع تر بوده‌اند و هم بیشتر برای سکونت دائمی از آن‌ها استفاده می‌شده است. این احتمال وجود دارد که کارگاه‌های اولیه فلز درون این سکونتگاه‌های وسیع‌تر قرار داشته‌اند، در طول عصر برنز و آهن، مصنوعات فلزی به دقت مورد بررسی و بازبینی و نظارت مرکزی بودند. با توجه به الگوهای مهاجرت زندگی در لرستان، محصولات فلزی ممکن است به طور منظم به مناطق شرقی منتقل شده باشند. لازم به ذکر است که اکثر مصنوعات فلزی در عصر برنز و آهن، به خصوص آن مصنوعاتی که بسیار ماهرانه تولید می‌شده‌اند برای اقلیتی کوچک از طبقه حاکم ساخته می‌شده‌اند. چنین به نظر می‌رسد که نخبگان ثروتمند فرمانروا شامل سواران جنگجو هم بوده‌اند، کسانی که همراه با سلاح‌ها و زیورآلاتشان به خاک سپرده شده‌اند.
روش زندگی و هنر در لرستان
هنر لرستان می‌تواند هنر کوچ نشینان گله دار و سوارکار باشد. از طرفی کوچگری حساب اهمیت تمرکز بر روی تولید و طراحی صنایع دستی کوچک و اشیا قابل حمل سبک همچون سلاح‌ها، افسارها، یراق‌ها و سایر وسایل را دارد که همگی آن‌ها با ریزه کاری ویژه ای تزیین می‌شدند. ساخت این اشیا به 2500 سال پیش از میلاد مسیح تا 650 سال پیش از میلاد مسیح باز می‌گردد. مردان و زنان بسیاری همراه با مصنوعاتی گوناگون از این دست دفن می‌شده‌اند، در مدفن مردان وسایلی برنزی نظیر خنجرها، شمشیرها و دیگر سلاح‌ها را می‌توان یافت. به طور قطع این فرض مسلم نیست که کل هنر لرستان به یک مسئله کوچ نشینی وابسته باشد، بطوریکه  این نظر از سوی بسیاری از پژوهشگران مطرح می‌شد، در لرستان مستندات باستانی هست که از تلاقی زندگی عشایری و زندگیکشاورزی خبر می‌دهد. صنعتگران و آهنگران هرکدام احتمالاً در شهرهایی زندگی می‌کرده‌اند که عشایر تحت امر آن‌ها بوده‌اند.
در لرستان میراث و باورهای سنتی نشان از سرزندگی و دیرپایی زندگی در این ناحیه دارد. با این حال نژادهای لرستان تحت تأثیر جریان تجارت، مهاجرت و راهزنی بوده‌اند. قبایل لرستان عامی بوده‌اند. از این رو  لرها برای نشان گرفتن از تاریخ خود نیازمند آن هستند تا از همسایگان پرقدرت جنوبی خود اطلاعات بگیرند. منابع ویژه برای آگاهی یافتن از تاریخ لرها ، عیلامی‌هایی هستند که در خوزستان حکمرانی می‌کرده‌اند ، عیلامی‌ها پایتختشان در شوش واقع بود و همچنین تمدن بابل در بخش جنوبی عراق می‌تواند منبع مفید دیگری برای آگاهی یافتن از تاریخ لرستان باشد. این تمدن‌های قدرتمند شهرنشین در مناقشه دائمی با یکدیگر بودند و گهگاه افرادی از لرستان در میان رشته کوههای زاگرس را به عنوان سرباز اجیر می‌کردند. اقوام کوه نشین لرستان فقط به عنوان سرباز اجیر نمی‌شدند، اما آن‌ها در به یغما بردن و غنیمت گرفتن از شهرهایی که درون دشت‌ها بودند، وقتی که شهرها در یک موقعیت آسیب پذیر و ضعیف قرار داشتند، شرکت می‌جستند. عیلامیان و بابلیان در مورد این قبایل زاگرسی کمتر نوشته‌اند، که این می‌تواند نشان از ارتباط کم میان آن‌ها بوده باشد. گزارشات موجود درباره این قبایل هم مرموز و هم فریب انگیز است چرا که ممکن است نشان دهد که در لحظات ویژه ای در تاریخ، بابلیان و عیلامیان اشتراکات نزدیکی با این قبایل زاگرسی داشته‌اند. یکی از شواهدی که این ادله را می‌تواند ثابت کند این است که برخی از سلاح‌های برنزی ساخته شده در لرستان به نامهای پادشاهان عیلامی و بابلی حکاکی شده‌اند.
 لرستان یک مقاومت موفقیت آمیز علیه عیلام داشت که خواهان ایجاد جنگ و نفوذ به درون رشته کوههای زاگرس بود. بابلیان هزار سال پس از عیلامی‌ها سقوط کردند و روابط خود را با لرستان به شکل با ثباتی ادامه دادند. ارتباطات مشترک قوی اقتصادی با این همسایگان وجود داشت که آهنگران لرستانی را درگیر تولیدات فلزی برای مشتریان خارجی خود در 2500 سال تا 1200 سال پیش از میلاد مسیح می‌کرد. این تولیدات فلزی از نوع عیلامی و بین النهرینی اش قابل تفکیک نیست. پس از هزاره دوم پیش از میلاد مسیح، یک الگوی متدوال از تزیین جانورسان4[4] در قالب سلاح‌های برنزی تولید شده در لرستان ظهور می‌کند که این خاصیت یک ویژگی متمایز از سبک متداول محلی فلزکاری در لرستان است. بدین گونه نقش و نگارهای حیوانی برروی تیغه شمشیر و قبضه شمشیر حکاکی شد، این یک نشانه خاص، مختص به سلاح‌های برنزی لرستان بود. مصنوعات برنزی، برخی از سلاح‌های حکاکی شده، که با کاووشهای باستانشناسی در لرستان کشف شده‌اند، برای کیفیت بالای هنرمندی در طراحی‌شان قابل توجه هستند. به ویژه، یراق‌های اسب‌ها، زیور یراق‌ها، سلاح‌ها و نیز استانداردهای استفاده شده در ریخته گری برنز، همگی این موارد در رده‌ی بالایی از کیفیت و هنرمندی قرار دارند. قطعات برنجی که استادانه برای یراق اسب‌ها ساخته شده‌اند، گه گاه با نقشهای متدوال حیوانات نظییر اسب یا بز یا شگفت آورتر آنکه با حیوانات افسانه ای مانند حیوانات تخیلی بالدار یا انسانی با بدن گاو تزیین شده‌اند، این شگفت انگیز است که سر یک شیر برای نقش و نگار به عنوان یک ویژگی تزیینی برای سرتبرها مناسب دیده شده است و در عین حال یک میله به آن متصل می‌شده است، شیر نمادی است برای معنا دادن به سلاح، چرا که شیرحیوانی دارای نیرو و بسیار پرزور است و به عنوان سلطان حیوانات شناخته می‌شود. سلاح‌های برنزی نخستین، به خصوص خنجرها، تبرها و تیشه‌ها شباهت‌های مشترک بسیاری در فرم ساخت با مصنوعات بین النهرینی در هزاره سوم پیش از میلاد مسیح دارند. اغلب، سلاح‌های ساخته شده لرستان برای متعادل نگه داشتن وضعیت دسته سلاح از تعدادی میخ استفاده می‌کرده‌اند که این اتصال گهگاه با یک تزیین اضافی که معمولاً افزودن سر یک شیر، نیم تنه ای از انسان یا سردیس حیوان5[5]، و یا حتی یک تندیس جانوررسان کامل بوده است، همراه می‌شده‌اند. سر شیر و یا تندیس جانورسان برای تیغه سلاح‌ها متدوال بود.
متاسفانه بسیاری از آثار باقی مانده از تمدن عیلام اقلام پراکنده‌ی کوچکی از مکانهای گوناگون هستند و قطعات کمی در حالت عالی خود باقی مانده‌اند. آهنگران عیلامی نیز از نقش حیوان در سلاح‌های  ساخت خود استفاده می‌کرده‌اند. سرزمین لرستان پیش از هزاره دوم میلاد مسیح تحت کنترل نیروهای نظامی عیلامی بود و این وضعیت تا دهه آخر قرن 12 پیش از میلاد مسیح ادامه داشت، در این زمان نیروهای بابلی در یک تقابل نظامی به عیلامیان یک شکست بزرگ تحمیل کردند -شکستی که با آن عیلام نتوانست تا 300 سال پس از این شکوه خود را باز یابد. تأثیر مهم شکست عیلامیان بر روی فرهنگ لرستان بسیار قابل توجه بود. در پی این شکست آهنگران لرستان توانستند از عادات پیشینشان، در نبود ستمکاری حاکمان عیلامی راحت شوند. در نتیجه یک فرهنگ از نوآوری و آزمون و خطا به وجود آمد و مجموعه‌ی آهنگران لرستانی در دوره زمانی 1150 تا 1050 پیش از میلاد در هنرشان پیشرفت کردند (عصر آهن اول). در این زمان برای نخستین بار از آهن در خاورمیانه استفاده شد، این گواهی است بر این قضیه که آهنگران لرستان یک جهش عالی ای از چیره دستی‌شان در توانایی کار با آهن را نیز به رخ کشیده‌اند. لرستان به طور قطع از شکست عیلام سود برد، تا جاییکه در قرن 11 و 10 پیش از میلاد از استقلالی نسبی برخوردار شد. در این زمان بابلیان نفوذ سیاسی قاطعی در لرستان نداشتند. ارتباط میان بابلیان و لرستان بسیار نزدیک و مهم بود به نحوی که آهنگران محلی لرستان اغلب خنجرها و سرپیکانهایی برای شاهان بابلی می‌ساختند. استقلال نسبی لرستان تا زمانیکه قبایل ایرانی به این ناحیه هجوم آوردند حفظ شد. در طول عصر آهن دوم و سوم، دقیقاً در سالهای 1000 تا 700 پیش از میلاد، زمانیکه در شمال غربی ایران، امپراطوری آشوریان به سمت غرب به سوی مدیترانه و در شرق به سوی لرستان توسعه یافته بود، اشراف محلی لرستان به شکل ویژه ای از گروهی از آهنگران لرستان سود می‌بردند. آن آهنگران کسانی بودند که عمدتاً اعتبارشان را برای توانایی ویژه‌شان در تزیین کردن مصنوعات برنزی لرستان به دست آورده بودند. به هر حال مشتریان این اشیای برنزی نامشخص هستند و منبع اساسی ثروت اشراف محلی وابسته به حمایت از این صنعت فلزکاری لرستان بوده است.
 




[1] Anthropomorphic
[2] Zoomorphic
[3] در متن اصلی نویسنده مقاله از نام "کبیرکوه" استفاده کرده است، حال آنکه "حمید ایزدپناه" در مقاله‌ای با عنوان "بن شناسی چند واژه" "کبیرکوه" را واژه ای متعلق به پس از ورود ارتش به لرستان می‌داند، که اشتباه است و واژه درست "کووِر Kower" است.
[4] zoomorphic
[5] Protome: ویژگی تزینی در آثار باستانی که سر یک حیوان و یا نیم تنه‌ی یک انسان را نشان می‌دهد.

*منتشر شده در هفته نامه سیمره،شماره 336، 22 مهر 1394




نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
م.ر.
پنجشنبه 1394/07/23 03:58 ب.ظ
مقاله محققانه ایست که با ترجمه ای بسیار روان در اختیار هم شهریان قرار گرفته. بسیار عالی.
پاسخ ساسان عسکری : سپاس و تشکر