تبلیغات
شهر خرم آباد - حسن روحانی و رویکرد او در مذاکرات هسته‌ای

حسن روحانی و رویکرد او در مذاکرات هسته‌ای

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:دوشنبه 1394/06/2-12:26 ب.ظ

زمانی که در 23 تیر 1394 ماراتن مذاکرات هسته‌ای پس از 12 سال به پایان خود رسید، چهره تمام دیپلمات‌های حاضر در مذاکرات حکایت از رضایت درونی آن‌ها داشت. دیپلمات‌ها در یکی از معدود دفعات در تاریخ جهان توانسته بودند یک مسئله حاد جهانی را، به‌زعم غربی‌ها و یا یک بحران غیرضروری به‌زعم ایران را از طریق دیپلماسی و گفتگو حل‌وفصل کنند.
اما به نظر می‌رسد مسیر رسیدن به توافق با تغییر رویکرد ایران در نحوه مذاکره کردن با طرف غربی فراهم‌شده باشد. مسیری که با انتخاب حسن روحانی به‌عنوان رییس‌جمهور در 24 خرداد 1392 شکل گرفت. رییس‌جمهور روحانی تلاش کرد تا مسیر مذاکرات را به نحوی تعیین کند تا مذاکرات روح واقعی خود را یعنی بده بستان را به دست آورد. او برای این کار و در درجه اول با یک هوشمندی ویژه کار را از دستگاه امنیتی کشور به دستگاه دیپلماسی منتقل کرد.
حسن روحانی که خود پیش از این مسئولیت مذاکرات هسته‌ای را در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور عهده‌دار بود مسئله را به جای آنکه امنیتی ببیند، دیپلماتیک می‌بیند، هرچند مسئله امنیت برای او در این مذاکرات از اهمیت بسیار ویژه‌ای برخوردار است، اما برای به دست آوردن امنیت آن را به دست دیپلمات‌ها می‌سپارد. احتمالاً پس از گذشت 8 سال از خروج او از میز مذاکراتی که در زمان خود بسیار موفقیت‌آمیز بود و توانسته بود بازی را دولت جورج بوش گرفته و سایه جنگ را از کشور دور نگه دارد، روحانی تغییر می‌کند، این چرخش دید حاصل یک تجربه است که در زمان رسیدن به مقام ریاست جمهوری مسئله را به صورت دیپلماتیک قابل‌حل بداند.
نشانه‌هایی ازاین‌رویکرد دیپلماتیک در دوران مسئولیت حسن روحانی به‌عنوان مسئول تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای وجود دارد که به‌ عنوان یک تجربه در تصمیم‌گیری در زمان رییس‌جمهوری بی‌تأثیر نبوده است، تجربه‌ای که نیاز به مذاکره با طرف اصلی دعوا، یعنی ایالات‌متحده آمریکا را یادآوری می‌کند. موارد متعددی را می‌توان در این تجربه دخیل دانست: الف) ملاقات با پوتین در تاریخ 29/11/1383، حسن روحانی به منظور گسترش صحنه دیپلماتیک در پرونده هسته‌ای و با هدف آنکه اگر مذاکرات وقت با سه کشور اروپایی با شکست مواجه شد و پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع داده شد، بتواند در میان اعضای دارای حق وتو برای ایران حامی بیابد، به روسیه سفر می‌کند. اما از پوتین جواب مثبتی نمی‌شنود. پوتین در این دیدار به حسن روحانی می‌گوید: "ما در قایق شما نخواهیم نشست"1 این در حالی است که پوتین پیش از این، ارجاع پرونده هسته‌ای ایران به شورای امنیت را در هنگام همکاری ایران با آژانس انرژی هسته‌ای منتفی و غیرضروری می‌دانسته است. روحانی در زمان واگذاری مسئولیت مذاکرات هسته‌ای به علی لاریجانی در مورد همکاری با کشورهای شرقی بر سر مسئله هسته‌ای اخطار می‌دهد که این کشورها خود به عدم توانایی در ارائه کمک در حل مسئله معترف‌اند و تکیه بر آنان اشتباه است.2 ب) پس از این حسن روحانی در تاریخ 6/12/1383 با ژاک شیراک و در تاریخ 7/12/1383 با یوشکا فیشر وزیر خارجه وقت آلمان و گر هارد شرودر صدراعظم وقت آلمان دیدار می‌کند. در دیدار با صدراعظم آلمان، شرودر از توضیحات روحانی قانع می‌شود، اما می‌گوید باید آمریکا را هم قانع کرد. در این هنگام حسن روحانی می‌گوید گویا باید با رییسشان مذاکره کنیم، این‌ها کاره‌ای نیستند.3 هرچند در مذاکرات با اروپایی‌ها ایران موفق عمل می‌کند و توانست که بازی را به دست بگیرد اما طرف اصلی دعوا یعنی آمریکا پیاپی دنبال بهانه‌جویی‌های گوناگون است تا پرونده ‌ایران به سرانجام نرسد. ج) زمانی که در امور هسته‌ای توافقاتی و هماهنگی‌هایی با طرف اروپایی رخ می‌داد این دولت آمریکا بود که برای توافقات به‌دست‌آمده مانع ایجاد می‌کرد. البرادعی در فروردین 1383 در سفری به تهران این نکته را به حسن روحانی تاکید می‌کند که "مسئله هسته‌ای شما با اروپا حل‌وفصل نمی‌شود. آن‌ها قادر به حل مسئله نخواهند بود، مگر اینکه موافقت آمریکایی‌ها را کسب کنند".4
بنابراین تجربه پیشین حسن روحانی در سه مورد به کمک در تصمیم‌گیری‌های وی در 2 سال اخیر آمد: الف) مذاکره با کشور هدف که بیشترین مشکلات و قاطع‌ترین تصمیم‌گیری‌ها باید از سوی آن کشور، یعنی آمریکا، گرفته می‌شد. در اینجا رهبری با مذاکره موردی موافقت خود را اعلام کردند. ب) سپردن مسئولیت پرونده هسته‌ای به گروهی از دیپلمات‌ها. روحانی برای این منظور یکی از اعضای سابق تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای را، یعنی محمدجواد ظریف، برای پست وزارت امور خارجه در نظر گرفت. ظریف علاوه بر دانش بالا در روابط بین الملل و فن مذاکره، سال‌ها در ایالات‌متحده زندگی کرده بود و از این نظر آمریکا و نهادهای آن را به خوبی می‌شناسد. ج) عدم تاکید بر مذاکره پیش از حد با کشورهایی که اساساً، هرچند در ظاهر، با ایران بر سر مسئله هسته‌ای مشکلی نداشتند. کشورهایی مانند چین و روسیه در این دسته قرار می‌گیرند. هرچند تجربه عدم اعتماد به روسیه در ذهن حسن روحانی وجود داشت، اما ارسال نامه‌ای به وسیله علی‌اکبر ولایتی به‌عنوان فرستاده ویژه رییس‌جمهوری به مسکو می‌تواند در ادامه همین تجربه و رویکرد بوده باشد.
در زبان روابط بین الملل می‌توان نشانه‌های مشترکی از سخنان رییس‌جمهور روحانی را در دو نظریه لیبرالیسم و رئالیسم یافت کرد. در نظریه لیبرالیسم از آنجا که روحانی باور دارد دنیا و صحنه بین الملل بازی با حاصل جمع مثبت و یا همان بازی برد-برد است و در نظریه رئالیسم از آنجا که رییس‌جمهور از جهان پیرامون تحلیل مبتنی بر واقعیت دارد. هرچند می‌شود دیدگاه رییس‌جمهور روحانی را در میان نئورئالیسم‌ها و یا لیبرالیسم پایدار تببین کرد، اما او به طور مشخص و قطعی متعلق به هیچ‌کدام از آن‌ها نیست.

دیدگاه حسن روحانی و نظریه لیبرالیسم در روابط بین الملل
دیدگاه حسن روحانی در روابط بین الملل را می‌توان در شعار انتخاباتی وی در زمان انتخابات، یعنی تعامل سازنده با دنیا و پس از انتخاب به‌عنوان رییس‌جمهوری در جملاتی مانند، بازی برد-برد و بازی با حاصل جمع مثبت مشاهده کرد. روحانی در دنیای روابط بین الملل معتقد به بده بستان است. این نکته کلیدی رویکرد اوست که نشان از واقع‌نگری او نسبت به جامعه بین الملل و تعاملات دیپلماتیک دارد. "دنیای سیاست، دنیای بده بستان است که الویت کشورها پرداخت کمترین هزینه و به دست آوردن بیشترین فایده است".5رییس‌جمهور روحانی پیوسته دنبال سود نسبی است. سود نسبی در دایره نظریه لیبرال روابط بین الملل چنین تعریف می‌شود، "به بهترین نحو عمل خواهیم کرد، اما درعین‌حال توجه خواهیم کرد دیگران زیاد جلوتر از ما قرار نگیرند".6بر اساس این منطق است که روحانی حاضر به گفت‌وگو در شرایط برابر می‌شود و درک می‌کند در دنیای روابط بین‌الملل امروز مسئله سود مطلق وجود ندارد. پس اگر منافع مشترکی وجود دارد نگرانی از دستیابی به سود نسبی وجود نخواهد داشت. چنین دیدگاهی از رییس‌جمهوری بارها و بارها در دو سال اخیر شنیده شده است.
رییس‌جمهور روحانی دو سال پیش منادی طرح جهان علیه خشونت و افراط‌گرایی شد. باور او که در سازمان ملل متحد ارائه و توسط این سازمان تصویب شد حکایت و نشانه‌ای دیگر از رویکرد او نسبت به الویت دادن دیپلماسی نسبت به جنگ است. "وقتی پای ژنرال‌ها به منطقه باز شد، انتظار نداشته باشید دیپلمات‌ها به استقبال آنان بروند. وقتی جنگ شروع شد، دیپلماسی به پایان می‌رسد. وقتی تحریم آغاز شد، نفرتِ عمیق از تحریم‌کنندگان هم، شروع می‌شود. وقتی فضای خاورمیانه امنیتی شد، پاسخ آن هم امنیتی می‌شود".7رییس‌جمهوری پیوسته هشدار می‌دهد که خشونت، جنگ و افراط‌گرایی پایان زبان تعامل و دیپلماسی است، ازاین‌رو او مطرح می‌کند که جهان بی‌گفت‌وگو و تعامل راه به خشونتی خواهد برد که دنیا را در آتش خود خواهد سوخت. "معتقدیم راه‌های خشونت‌آمیز برای بحران‌های جهانی وجود ندارد و تنها به کمک خرد انسانی و با تعامل و اعتدال می‌توان بر واقعیت‌های تلخ جامعه بشری غلبه کرد"8. رویکرد میانه روانه حسن روحانی در تعاملات بین‌المللی منجر به کمک‌گیری از خرد و عقل‌گرایی شده است. او باور دارد که جهان پیش رو و مشکلات آن تنها از طریق گفت‌وگو است که بنای تغییر می‌یابد. تغییراتی بنیادی، استوار و پایدار. جهان در خط فکر روحانی جهانی در حال تغییر به سوی همکاری‌ها بر اساس منافع مشترک و کسب سود نسبی است.
ویلسون رییس‌جمهور آمریکا در سال 1919 باور داشت که در جهان اشتراکاتی وجود دارد که از آن طریق منافع سایر ملت‌ها را به منافع ما نیز تبدیل می‌کند. به باور ویلسون همه ملت‌ها دارای منافعی برابر در ثبات سیاسی مردمان آزاد هستند که در برابر این منافع نیز مسئولیتی برابر دارا هستند.9اساساً دیدگاه و نظریه لیبرالیسم مبتنی بر خوش‌بینی و همکاری است. منافع مشترک میان دولت‌ها مهم‌ترین شرط همکاری میان دولت‌ها قلمداد می‌شود. لیبرالیسم‌ها در صحنه روابط بین الملل و برای کنترل جهان پیرامون دست به نهادسازی می‌زنند، آن‌ها به آنارشی باور ندارند و یا در برخی دیدگاه‌های لیبرالیسم ارزش آن را کم اهمیت می‌دانند. ازاین‌رو است که حسن روحانی نیز تاکید می‌کند که در زبان دیپلماسی می‌توان به باور جمعی رسید تا بر اساس منافع مشترک دست به همکاری زد.او برای نهادهای بین الملل و پروتکل‌ها و قوانین آن‌ها ارزش قائل است. از آنجا که او حقوق‌دان است، قطعنامه‌های صادره سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی را کاغذپاره نمی‌داند و درک می‌کند زمانی که از تحریم‌های سازمان ملل صحبت می‌شود، مشکلات پیش رو چه خواهد بود؟ او تفاوت میان پرونده‌ای در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را با پرونده‌ای در شورای امنیت سازمان ملل متحد را درک می‌کند.10
لیبرال‌ها به فراملی گرایی باور دارند آن‌ها تلاش دارند بازیگرانی به جز دولت را وارد عرصه مناسبات بین‌المللی کنند. سخنان حسن روحانی در مناظرات انتخابی را به یاد آورید، روحانی تاکید داشت ایران مزایای نسبی برای گسترش ارتباطات خود دارد. او به هنر و هنرمندانی مانند حافظ، محمدرضا شجریان، فرشچیان و دیگران اشاره می‌کرد که با کمک آنان در جامعه جهانی می‌توان بر روند معادلات بین‌المللی تأثیرگذار بود. هرچند فراملی گرایی بر اساس نظر کوهن و نای عاملی اقتصادی11 است، اما پر واضح است که بازیگران بین‌المللی مجزای از دولت می‌توانند فرهنگی نیز باشند، که به‌وسیله ارتباطات آن‌ها بر جامعه جهانی تأثیرگذار باشد. روابط بین الملل تنها درباره دولت‌ها و روابطشان نیست بلکه درباره روابط فراملی نظیر روابط میان مردم، گروه‌ها و سازمان‌های متعلق به کشورهای مختلف است.12بر اساس نظریه ارتباط دویچ "شاخصه همه اجتماعات میان اشخاص وجود حجم چشمگیری از مبادلات میان آن‌هاست".13اگر جامعه‌ای نتواند در ارتباطات خود با سایر ملل موفق باشد علاوه بر ناشناخته ماندن از حجم عظیمی از مبادلات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را محروم کرده است. بر همین اساس است که "محمدجواد ظریف" دیپلماسی عمومی گسترده‌ای را به کار می‌گیرد تا ایران را آن‌چنان که هست به جهان معرفی نماید و نیز حسن روحانی تاکید دارد بازیگرانی غیر از دولت در صحنه روابط بین الملل باید حضور داشته باشند. چرا که بر اساس این دیدگاه همکاری افراد خارج از دولت بسیار "همکاری جویانه‌تر و صلح‌آمیزانه‌تر" است.14
در نظریات لیبرال روابط بین الملل نظریه وابستگی متقابل مطرح می‌شود. "ریچارد روز کرانس" در تعریف آن می‌گوید "تغییر در موقعیت یک دولت، جایگاه سایرین را در همان جهت تغییر می‌دهد".15 توجه داشته باشید که حسن روحانی حل مسئله هسته‌ای را منجر به تغییر در جهت صلح، همکاری و امنیت بیشتر منطقه می‌داند. بنابراین طبق این نظریه باید انتظار داشت که علاوه بر اینکه جایگاه ایران به سوی یک کشور صلح‌خواه و امنیت خواه در منطقه حرکت می‌کند، دیگر کشورهای منطقه نیز باید در جهت صلح و امنیت بیشتر حرکت کرده باشند. هرچند که رویکرد برخی کشورهای منطقه به ویژه عربستان سعودی، حداقل در حال حاضر، رویکردی فتنه افروزانه است و باعث تقابل دو رویکرد متضاد در منطقه می‌شود.البته تجربه نشان داده است رویکرد جنگ‌محور به سود آن کشوری که در تقابل با صلح و امنیت در منطقه بوده است، نیست.
 مردم و دولت‌ها تحت تأثیر حوادث نقاط دیگر جهان یا اقدامات همتایانشان در کشورهای دیگر قرار دارند.16بر همین اساس است که روحانی پیوسته هشدار می‌دهد که دود افراط‌گرایی در منطقه به چشم کشورهای حامی آنان خواهد رفت و یا کشورهای غربی از افراط‌گرایی مصون نخواهند بود. امروز نگرانی گسترده کشورهای غربی از پیوستن اتباعشان به گروه تروریستی داعش و بازگشت آنان به کشورهایشان آن‌ها را سخت نگران کرده است.

دیدگاه حسن روحانی و نظریه رئالیسم در روابط بین الملل
از رئالیسم به‌عنوان قدیمی‌ترین سنت روابط بین الملل یاد می‌شود که درعین‌حال پایدارترین آن نیز هست. می‌توان از "ماکیاولی" به‌عنوان نخستین واقع‌گرای مهم سیاست نام برد که آموزه‌های وی زیربنای فلسفه واقع‌گرایی را تشکیل می‌دهند، فلسفه واقع‌گرای او حاصل ایتالیای آشوب‌زده قرن 16 میلادی است. ارکانی که ماکیاولی در قالب نظریه رئالیسم مروج آن می‌شود شامل بر، الف) فهم تاریخ به وسیله تلاش فکری و نه با تصورات (آرمان‌گرایی) ب) عمل به‌عنوان سازنده نظریه ج) سیاست تابع اخلاق نیست بلکه این اخلاق است که تابع سیاست است17، می‌شود.
واقع‌گرایی در برابر آرمان‌گرایی قرار دارد18و "ای.اچ.کار" آن را پایان مرحله آرمان‌گرایی و خیال‌پردازی در روابط بین الملل مطرح می‌کند.19واقع‌نگری جهان پیش رو را همان‌طور که هست پیش روی شما قرار می‌دهد اما این به معنای تسلیم بی‌قیدوشرط در مقابل واقعیت جهان پیرامون نیست. حسن روحانی رو در روی خیال‌پردازی قرار می‌گیرد و از اینکه گه گاه این خیال‌پردازی مبنای تصمیم‌گیری قرار می‌گیرد ابراز تأسف می‌کند. تصوراتی مانند فروپاشی کامل غرب و یا به بن‌بست رسیدن نظرات علمیِ اقتصادی و سیاسی غرب،20 از جمله نگاه واقع‌نگرانه او به جهان پیرامون است. از سوی دیگر سخنان حسن روحانی پس از توافق هسته‌ای نیز نکته‌ای ظریف در خود داشت و آن این بود که ایران را به‌عنوان قدرتی منطقه‌ای معرفی می‌کرد و نه چنان رییس‌جمهور پیشین قدرتی جهانی که داعیه‌ی مدیریت جهانی را دارا است.
"ریمون آرون" هدف از رئالیسم را تضمین امنیت و حفظ بقای خود قلمداد می‌کند.21از همین روست که حسن روحانی حفاظت از نظام را در برابر تهدیداتی که خطری برای موجودیت نظام جمهوری اسلامی ایران باشد برتری می‌دهد و باور دارد که باید از آن خطرات دوری و پرهیز کرد. رییس‌جمهور روحانی حفظ نظام اسلامی ایران را نخستین اولویت و بالاترین آرمان برمی‌شمارد و آن را بر تمام آرمان‌های دیگر برتری می‌دهد.22ازاین‌روست که او به مسئله همکاری و سود نسبی تاکید می‌ورزد.

روحانی کدام سو قرار دارد؟
الف) حسن روحانی منادی طرح "جهان علیه خشونت و افراط‌گرایی" است، این طرح در روح و پایه خود جهانی بدون جنگ را آرزو می‌کند، جنگی که برای واقع‌نگران راه‌حل نهایی حل‌وفصل مناقشات بین‌المللی است.23حسن روحانی در طیف لیبرال‌ها قرار می‌گیرد و باور دارد مناقشات جهانی و منطقه‌ای را نه از راه جنگ بلکه از راه گفتگو و دیپلماسی و همکاری می‌توان حل کرد. جهان پیشنهادی او بر همکاری استوار است و نه جنگ و منازعه.
ب) از سوی دیگر واقع‌گرایان نسبت به ماهیت همکاری انسان‌ها بدبین هم هستند. اما رییس‌جمهوری در این بخش هم در طیف لیبرال‌ها قرار دارد که به ماهیت همکاری انسان‌ها خوش‌بین است. در زمانی که بسیاری نسبت به حل مسئله اتمی ابراز بدبینی می‌کردند او نسبت به حصول نتیجه از طریق مذاکره و همکاری چه در سال‌های مسئولیت به‌عنوان رییس تیم مذاکره‌کننده و چه اکنون همواره تاکید می‌کرده است.
ج) اما روحانی امنیت ملی و بقای دولت را یکی از بالاترین ارزش‌ها می‌داند، از این منظر این قاعده اسلامی یعنی حفظ نظام برای او مهم‌ترین ارزش‌ها است. او تلاش دارد که سایه جنگ را از کشور دور کند، راه‌حل او هم برای این منظور روشن است، همکاری واقع‌نگرانه و دوری از آرمان‌گرایی. بنابراین او واقع‌نگر است اگر به حیث بقای دولت به دیدگاه او نگاه شود.
 
نتیجه‌گیری
حسن روحانی با وجود تجربه‌ی پیشین تصمیم گرفت که نگاه به مسئله اتمی را تغییر دهد. او در اولین گام پرونده هسته‌ای را به وزارت خارجه منتقل کرد و تلاش کرد سطح مذاکرات را به سطح وزرا برساند. همچنین او بر اساس دیدگاه واقع‌نگرانه تلاش می‌کند تا یک بحران غیرضروری را از کشور و نظام سیاسی حاکم دور نماید. به این منظور در انتخاب مواضع خود راه‌حل تعامل سازنده با جهان را مطرح می‌کند. ادبیاتی مناسب با شعار خود برمی‌گزیند و برای شعار خود هم طرح پیشنهاد می‌کند. "جهان علیه خشونت و افراط‌گرایی" علاوه بر اینکه عناصر بسیاری از همکاری‌های بین‌المللی را در خود دارد که خود حکایت از خوش‌بینی نسبت به توانایی جهانیان در این مبارزه است و آنگاه که می‌گوید هیچ‌کس از تبعات این خشونت مصون نخواهد بود بر واقع‌نگری خود تاکید می‌ورزد. حسن روحانی به این طریق است که توانسته است دنیا را متقاعد سازد می‌توانند با او به گفتگو بنشینند و نتیجه‌ای مناسب با بازی برد-برد و بازی با حاصل جمع مثبت بر اساس سود نسبی را انتظار داشت.


1 حسن روحانی، امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای، انتشارات مرکز تحقیقات استراتژیک: تهران، چاپ چهارم 1391، ص 395
2 حسن روحانی،1391، ص 624
3 حسن روحانی،1391، ص 398-ماجرای دقیق واقعه را در همین صفحه مطالعه فرمایید.
4 حسن روحانی،1391، ص 514
5 حسن روحانی،1391، ص 658
6 رابرت جکسون، گئورگ سورنسون، درآمدی بر روابط بین الملل، مهدی ذاکریان و گروه نویسندگان، انتشارات بنیاد حقوقی میزان: تهران، چاپ سوم،1390، ص 169
7 سخنرانی در سازمان ملل متحد، سایت نهاد ریاست جمهوری،3 مهر 1393
8 سخنرانی در سازمان ملل متحد،3 مهر 1392
9 حمیرا مشیرزاده، تحول در نظریه‌های روابط بین الملل، انتشارات سمت: تهران، چاپ هفتم،1391، ص 25
10 گفتگوی حسن روحانی با محمود احمدی‌نژاد،پس از انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور در سال 1384 در صفحات 594-595 کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای حسن روحانی خواندنی است. از آنجا که دید رییس دولت نهم، نسبت به تعاملات بین المللی و سازمانهای بین المللی تا چه اندازه میتواند ساده انگارانه باشد.
11 حمیرا مشیرزاده،1391، صص 33-35
12 رابرت جکسون،1390، ص 145
13 حمیرا مشیرزاده،1391، ص 41
14 رابرت جکسون،1390، ص 145
15 حمیرا مشیرزاده،1391، ص 50
16 رابرت جکسون،1390، ص 148
17 حمیرا مشیرزاده،1391، ص 77 - هرچند ماکیاولی اهمیت اخلاق را درک می‌کند اما ماکیاولی باور دارد در جایی که اقتدار مؤثر وجود ندارد، اخلاق مؤثر نیز نمی‌تواند وجود داشته باشد.
18 حمیرا مشیرزاده،1391، ص 79
19 حمیرا مشیرزاده،1391، ص 84
20 حسن روحانی، 1391، ص 77
21 حمیرا مشیرزاده،1391، ص 91
22 حسن روحانی،1391، ص 79-همچنین نگاه کنید به ص 80 همین کتاب در خصوص صحبت شهید فتحی شقاقی رییس سازمان جهاد اسلامی فلسطین با حسن روحانی در صفحه 80 همین کتاب.
23 رابرت جکسون،1390، ص 93



 

نوع مطلب : تحلیلی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات()