تبلیغات
شهر خرم آباد - مشکلات ما یا مشکلات عمومی کشور؟(بخش دوم)

مشکلات ما یا مشکلات عمومی کشور؟(بخش دوم)

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:سه شنبه 1394/01/25-12:24 ب.ظ

برخی امور را عقل انسان می‌تواند بنا به تجربه بی آزماید مانند اینکه زباله ریختن خطاست، چند بار که در جوی آب زباله بریزید خواهید دید که چه وضعیت اسفناکی گرد آن جمع می‌شود پس عقلتان خواهد گفت که زباله را در جای خود باید گذاشت اما حتا اگر به سبب عقل این مسئله را نیاموخته‌ایم باید سراغ نقشی بزرگ‌تر و مهم‌تر در زندگی‌مان برویم که این امور عقلی را که به سبب تجربه به ما آموخته‌اند که رعایت بسیاری موضوعات منجر به نتایج عالی می‌شوند را به شهروندان «آموزش» دهد. نقش آموزش نباید کمرنگ شود، در تمام طول تحصیلم (و احتمالاً برای شما هم به همین‌گونه باشد) به یاد ندارم به‌صورت مداوم و جدی مباحثی آموزشی در مورد بهداشت و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی را تکمیل کرده باشیم و یا برایمان این مباحث جدی شود و یا جدی باشد، معلم بهداشت در سیستم آموزشی ما به نظر می‌آید کسی بود که حقوق می‌گیرد تا نوع آب خوردن، مو و ناخن ما را آن‌هم هرگاه که بخواهد چک کند و نه بیشتر، معلم پرورشی نیز به همین ترتیب، موضوعات درس انشا هم که هیچ‌گاه از موضوعات کلیشه‌ای فراتر نرفتند. هیچ‌گاه و یا شاید به نحوی تأسف‌بار کمتر از آن چیزی که باید در مورد مزیت و ضررهای آسیب‌رسانی به محیط‌زیست و خوب رانندگی کردن و مواردی ازاین‌دست خواندیم و یاد گرفتیم و اگر از جایی و کسی هم یاد گرفتیم که چنین بهتر است و نتایجی به عین بهتر به بار می‌آورد دو دسته شدیم، دسته اول آنان که به این وضعیت پایبند بودند و آموختند که باید چنان کرد تا نتایج خوب را دید که گویی امروز در جامعه ما در اقلیت‌اند و دسته دومی که این مسائل به طرق گوناگون با کمال تأسف برایشان از اهمیتی برخوردار نیست مانند آنان که به دلایلی قضیه را سرسری گرفتند و باری به هر جهت شدند و یا آنانی که شرایط زندگی‌شان تأثیر مخربی بر نوع رفتار اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی‌شان گذاشته است.

باری، اینکه سینما نمی‌رویم، اینکه کتاب کم می‌خوانیم، اینکه با محیط‌زیست نامهربانیم، اینکه برای دیگران مزاحمت ایجاد می‌کنیم، اینکه رانندگانی خوب نیستیم و مانند این‌ها ابداً مسائل ژنتیکی نیستند که بشود از آن‌ها این نتیجه را حاصل کرد که لرها چنین هستند و چنان نیستند. در وجودشان ژن کتاب‌خوانی نیست، ژن سینما رفتن نیست، ژن خوب رانندگی کردن نیست، ژن مهربانی با محیط‌زیست نیست و مثل این‌ها. خیر! ابداً این‌گونه نیست، اگر هیچ‌کدام از این کارها را خوب و به‌اندازه‌ای در خور و شایسته انجام نمی‌دهیم به آن علت است که وضعیت و شرایط عمومی کشور و نه فقط شهر ما وضعیت عادی ندارد. شما را برای یافتن پاسخی به پذیرش این ایده به خیل عظیمی از کتاب‌خوان‌ها، فیلم بین‌ها، موسیقی‌دان‌ها، همراهان محیط‌زیست در همین شهر ارجاع می‌دهم که مسائل اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی را به‌سان یک وظیفه به نحوی احسن انجام می‌دهند. با این وجود خبر رسیدن تیراژ کتاب به 100 نسخه، خالی ماندن سالن‌های سینما، نامهربانی با محیط‌زیست، بد رانندگی کردن، ایجاد مزاحمت برای دیگران، دعواها و نزاع‌های خیابانی و مانند این‌ها فقط شامل شهر ما نمی‌شود، پیامی به گستره‌ی 80 میلیون ایرانی دارد و علت آن را باید در مسائل جدی دنبال کرد و نه سلسله بافتن از اینکه خرم‌آبادی و لر چنین است و چنان نیست و دیگران چنان‌اند و چنین نیستند!

امروز برای ما آن دست از مسائل الویت یافته‌اند تا وضعیت زندگی را در این شرایط غیرعادی توجیه‌پذیر سازند. در این شرایط است که غم نان بر غم فرهنگ الویت یافته است و خوراک بدن بر خوراک روح و مغز برتری یافته است به این شکل کلی که این غم فرهنگ و اخلاق به گوشه‌ای ناپیدا در حال هزیمت است، با این وجود شاید نتوان در شرایط عادی هم بر کسی خُرده گرفت که چرا غم نان را بر غم کتاب خواندن ترجیح داده است، اما مسائلی ازاین‌دست که بر اخلاق، اجتماع و فرهنگ فردی و اجتماعی تأثیر می‌گذارند مسائلی نیستند که بتوان از آن‌ها به‌سادگی عبور کرد و باید مورد واکاوی قرار گیرند که چرا این‌گونه شده است. البته این را هم نمی‌شود کتمان کرد که کسانی هستند و همچنان بر این توجهات فرهنگی و اخلاقی دست می‌گذارند و می‌خواهند جامعه را به آن سمت سوق دهند، اما شرایط از آنجا به آن سمت نمی‌رود چرا که ما در شرایط عادی به سر نمی‌بریم. شاید باید گفت که آنگاه می‌شود برای کتاب خواندن، سینما رفتن، احترام به محیط‌زیست و ازاین‌دست از مردمان ایران‌زمین انتظار داشت که آن‌ها در شرایط عادی باشند وگرنه به نظر می‌رسد همان 100 نسخه تیراژ کتاب مثال و نمونه‌ای خوب از این است که کوشش در شرایط غیرعادی کمی به ناامیدی کشیده می‌شود.

پس می‌شود نتیجه گرفت که اولاً این مشکلات عمومی کشورمان است و فقط دامن‌گیر ما نیست و ثانیاً یافتن راه‌حل‌ها برای عادی‌سازی شرایط کشور امروز باید الویت باشد. آنگاه می‌شود مقایسه‌ای حتی دقیق‌تر داشت، اگر این مقایسه امروز در شرایط غیرعادی صورت پذیرفته است و فهمیده‌ایم وضعیت کلی نامناسب است، آنگاه مقایسه‌ای دیگر در شرایط درست و عادی به ما خواهد گفت که کجای این جهان ایستاده‌ایم. به نظر می‌رسد مقایسه در آن شرایط عادی جز کاملی از حقیقت را پیش روی ما خواهد گذاشت که چه هستیم؟ و که هستیم؟ آینده‌ای که باید به شکلی دقیق مورد واکاوی و تجزیه‌وتحلیل دقیق قرار گیرد و حاصل این واکاوی‌ها عملی شود وگرنه تا هست چنین خواهد بود و خواهد ماند.


*منتشر شده در شماره 314 هفته نامه سیمره،25 فروردین 1394



نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر