تبلیغات
شهر خرم آباد - عزاداری دیگران، آزادی ما -آیین گِل مالی لرستان،خَرهَ-

عزاداری دیگران، آزادی ما -آیین گِل مالی لرستان،خَرهَ-

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:جمعه 1393/08/9-12:26 ب.ظ

حتما به سمع و نظر مبارکتان تا کنون رسیده است که ما لر‌ها در روزهای تاسوعا و عاشورا مراسمی داریم و برخی که علاقه مندند و یا برخی دیگر که نذری دارند، در این ایام خود را به گِل می‌افکنند. مراسم ریشه‌ای تاریخی دارد که مردمان این مرز و بوم به افسانه سوگ سیاوش رجوع می‌کنند، سیاوش خود را به گِل افکند و به آتش وارد شد. حال پس از اسلام آوردن مردمان این دیار و پس از شهادت امام سوم شیعیان یعنی امام حسین سوگواران او خود را به گِل می‌افکنند. البته این نوع عزاداری خاص تاسوعا و عاشورا نیست، بسیاری مردان و زنانی که در سوگ از دست دادن عزیزشان هستند خود را به گل می‌افکنند و یا بر شانه‌ها و سر‌هاشان گِل می‌ماملند. به هر روی تمام این‌ها کنار یکدیگر نشان می‌دهد چنین کاری ریشه در باورهای غیرمذهبی-ملی و قومی- و البته پس آن مذهبی، هردو در کنار یکدیگر دارد.
باری، آنچه کنون مسئله است این داستان است، که هربار با شروع ماه محرم و ایام سوگواری امام حسین برخی با به تصویر کشیدن مراسم گِل مالی سعی در نشان دادن و تزریق و ترویج این فکر را دارند که «با چنین مردمان احمقی زندگی می‌کنیم»، و یا این مسئله را بیان می‌کنند که «تا اوضاع چنین است هیچگاه و هیچوقت راهی به سوی پیشرفت نخواهیم برد»، بماند که هند و ژاپن و چین با حفاظ بسیاری سنتهای خود دروازه‌های پیشرفت را یکی پس از دیگری درنوردیده‌اند، و یا از این جز مسائل را به ترتیب بیان می‌کنند تا بگویند خود فرهیخته و دیگران در مرتبهٔ پایینی از فهم و شعور و البته فرهنگ قرار دارند و تا چنین است اوضاع ما بهبودی نخواهد یافت.
هر مراسمی در هر گوشه‌ای از این دنیا به قصد و نیتی و برگرفته از اتفاقی است، این قابل کتمان نیست، اما اینجا مسئلهٔ «آزادی» بیان می‌شود. مراسمی در لرستان برگزار می‌شود، عده‌ای خود را به گِل می‌افکنند بدون اینکه به من صدمه‌ای وارد شود و یا آزادی فردی من تهدید شود، بیان آزادی از سوی فیلسوف بزرگ لیبرال استوارت میل به همین گونه بود. مادامی که به فردیت من آسیبی وارد نشود و استقلال فردی من آسیبی نبیند، دیگری در رفتار خود مختار است (البته این مختار بودن از نگاه استوارت میل سلسله مراتبی دارد و شامل هرچیزی نیست و نمی‌شود). میل می‌گوید انسان در امنیت و خودمختاری دارای استقلال است و یا آزادی را با چنین سلسله مراتبی تعریف می‌کند، و امنیت را مسئله اساسی‌تر از فردیت و خودمختاری، در آزادی آدمی می‌داند. این احتمال بالاست که آنکس که در هر لحظه‌ای قدرتی بیشتر از ما داشته باشد بخواهد بر ما اعمال قدرت کند و امنیت ما را به خطر بیفکند، پس باید امنیت ما تامین شود. در آیین گِل مالی، چنین است کسی به اجبار مرا در گِل نمی‌افکند، هرچند چنان بند دیگر شرایط آزادی یعنی خودمختاری که خود شامل آزادی بیان می‌شد این حق را دارد که مرا تشویق به انجام کاری کند اما مجبور نه! (می‌پذیرم که از مجاری دولتی برای چنین مراسمی مدام تبلیغ می‌شود اما با این وجود باز هم اجباری در کار-به طور اخص مراسم گِل مالی عاشورا- نیست).
با این اوصاف و تفاسیر چگونه است که کسی و یا کسانی دیگران را حقیر، کوچک، بی‌فرهنگ، عقب مانده و یا با سایر صفتهای منفی جلوه می‌دهند، در حالیکه آزادی و فردیت آنان کوچک‌ترین آسیبی ندیده است؟
شاید بپرسید، چنان که خود گفتی و در اندیشه استوارت میل جستجو کردی آنکس هم که چنین صفتهایی را به انسانهای دیگر نسبت می‌دهد این حق را دارد تا به بیان آنچه گمان می‌برد صحیح است بپردازد. این درست است که میل اینگونه بیان می‌دارد که باید فرد در آزادی گفتارش آزادانه پیش بیاید اما اگر نیک بنگریم چنین گفته‌های سعی در «اجبار به عملی» دارند، یعنی آنان شما را به صفتی موصوف می‌کنند و از آن بین این نیت را دارند تا از طریق آن صفات شما دیگر آن عمل را انجام ندهید در حالیکه این کار آزادی آن کسی و یا کسان را تهدید و محدود نکرده است. این اجبار چنین است که ۱. امینت شما را به مخاطره می‌اندازد، یعنی با یک اعمال قدرت شما دیگر این حق را ندارید تا مراسمی را که تهدیدگر آزادی شما نیست را برگزار کنید و از سوی دیگر ۲. پس از آنکه امنیت شما تهدید گشت و به دایره‌ای کوچک تنگ گشت که شما را در حال پاییدن است و شما را بر حذر از کاری می‌دارد، متن دوم آزادی یعنی خودمختاری شما نیز از میان رفته است، اینجا دیگر شما حق انتخابی ندارید و انسانی که حق انتخاب ندارد دیگر آزاد نیست. حال اساسا باید جلوی مراسمی که تهدیدگر و تحدیدگر آزادی دیگری نیست گرفته شود و یا به دیدهٔ حقارت آن هم برای منظوری نگریسته شود؟ به گمان من پاسخ قطعا منفی است.
باری، دیدم و شنیدیم که هر مسئله‌ای و هر مراسمی که تهدیدگر آزادی فردی دیگر نیست می‌تواند در بتن و متن جامعه حضور داشته باشد، شما حق دارید علیه آن مراسم تبلیغ کنید، اما حق ندارید علیه آزادی دیگری با به شورش کشیدن جو و فضا و شکلی دیگر نشان دادن انسان‌ها دست به کار و عملی بزنید.
ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست، که میل باور دارد (و دارم) که بیان یک مسئله در متن جامعه کمک خواهد کرد تا شما بدانید فکرتان درست است و یا غلط (البته حالت سومی هم میل می‌شمارد که ۵۰-۵۰ است)، با این وجود، این مراسم و آیین در طول سده‌ها و سال‌ها همچنان پابرجا بوده است، کسانی که مراسم را برگزار می‌کنند و در گِل می‌افتند گمان دارند که این سوگواری مناسب حال شهادت امام حسین است، نشانه‌ای از غلط بودن این فکر (غیر از آن صفتهای موهوم) بیان نشده است، در نتیجه مراسمی که نه آزادی ما را تهدید و تحدید می‌کند و نه جلوه‌ای از غلط بودن چنین سوگواری در دست است چرا باید به دیده حقارت از سوی کسی و یا کسانی نمایان شود؟ کسی و کسانی که خود اغلب با دیدن مراسم گاوبازی و گوجه پراکنی اسپانیایی‌ها و یا برگزاری مراسم هالوین و یا با مراسم فوتبال در گِل بریتانیایی‌ها به وجد می‌آیند حال آنکه برای سوگ کسی که عزیز است در ذهن مردمانی چنین فریاد وامصیبتا سر می‌دهند!


نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
رضا ایران نیا
دوشنبه 1393/08/12 01:40 ق.ظ
براووو
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر