تبلیغات
شهر خرم آباد - تماشاگران لر

تماشاگران لر

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:شنبه 1391/10/9-01:11 ب.ظ

جام ملت‌های اروپا در سال 2012 در لهستان و اوکراین برگزار شد. فارغ از دیدن بازی‌های زیبا و ستارگانی که گرد یکدیگر جمع شده بودند، شاهد یک اتفاق بسیار ویژه بودیم. اتفاقی که حتی برای یوفا هم غیر منتظره بود. یوفایی که بازی‌های برگزار شده زیر نظرش با کمترین مشکلی از سوی تماشاگران برگزار می‌شود. فاصله تماشاگران ورزشگاه‌های اروپایی تا زمین مسابقه گاه به کمتر از یک متر هم می‌رسد، اما به ندرت پیش می‌آید مشکلی از سوی تماشاگران رخ دهد. این مسئله به دلیل فنس کشی‌های دور زمین در ایران و اکثر کشورهای غرب آسیا قابل بررسی نیست، شاید فرهنگ تماشاگران در این بخش از دنیا هنوز به آن سطح نرسیده باشد که شاهد یک مسابقه فوتبال بدون فنس کشی دور زمین مسابقه باشیم. به هر ترتیب ما شکل دیگری از فرهنگ تماشاگری را در ادامه بررسی خواهیم کرد که در فوتبال ایران کاملاً گم شده و ناپیداست.

در مسابقات یورو 2012 تیم ملی ایرلند جنوبی در گروه مرگ مسابقات حضور داشت و با توجه به حاضر بودن تیم‌های اسپانیا و ایتالیا و حتی کرواسی، کسی شانس پیروزی و صعود از گروهش را متصور نبود. همین اتفاق هم رخ داد و تیم ملی ایرلند جنوبی با سه شکست برابر حریفان خود از گردونه مسابقات کنار رفت. اتفاقی که در این بین رخ داد، نه مربوط به داخل زمین، بلکه روی سکوها شکل گرفت. آنقدر شگفت انگیز بود که همه را تحت تاثیر خود قرار داد و یکی از ویژه‌ترین رخدادهای یورو 2012 را شکل داد. تماشاگران تیم ملی ایرلند جنوبی بعد از هر سه شکست خود مقابل حریفان ایستاده و تیم خود را تشویق می‌کردند و حتی در بازی آخر خود که عدم صعود آن‌ها به دور بعدی مسابقات مسجل بود برای تیم کشورشان سرود قهرمانی سر دادند و در تمام طول مسابقه بازیکنان و تیم کشورشان را تشویق کردند. اتفاقی که پیش از این با وجود شکست صد در صدی یک تیم شاید به ندرت رخ داده باشد و یا بهتر است بگوییم اصلا رخ نداده است. در پایان این رقابت‌ها یوفا، تماشاگران تیم ملی ایرلند جنوبی را بهترین تماشاگران جام ملت‌های اروپا لقب داد.

کیلومترها این طرف تر در ایران، وضعیت ورزشگاه‌های فوتبال و کشتی و حتی جدیدا در مورد هشدار گونه ای، در ورزشگاه‌های والیبال آنقدر بغرنج است که برای رفع این اتفاقات رای کمیته های انضباطی هر کدام از این فدراسیون‌ها، آخرین گزینه یعنی برگزاری مسابقات بدون حضور تماشاگران است. چاقو کشی در ورزشگاه تختی آبادان، فحاشی‌ها در یادگار تبریز، فحاشی‌های مکرر در ورزشگاه‌های عضدی و تختی انزلی، زد و خورد و ورود هفتگی تماشاگران به زمین مسابقه در ثامن مشهد، سنگ پرانی‌ها در شیراز که تا سالیان منجر به فنس کشی‌هایی با ارتفاع 10-15 متری در حافظیه این شهر شد، سنگ پرانی‌ها در بندر عباس در دو سال حضور تیم‌های شهرداری و آلومینیوم این شهر در مرحله پلی‌آف صعود به لیگ برتر و شاید مهم‌تر از آن‌ها فحاشی‌های مکرر و سنگ پرانی‌های مکرر در ورزشگاه آزادی تهران و نیز در کنار همهٔ این‌ها اتفاق مشترک تمام ورزشگاه‌های ذکر شده و نشده، یعنی فحاشی‌های فوق رکیک. در کنار تمام این اتفاقات، اتهام پوچ وارد شده به قوم متمدن و با فرهنگ لر که نمونه آخر آن از سوی رییس دانشگاه رامین اهواز ذکر شده بود و نیز تردیدها از سوی بسیاری برای برگزاری مسابقه ای در سطح لیگ برتر در استان لرستان که بیم آن را داشتند اتفاقی ناگوار رخ بدهد اما...

بی شک و بدون کوچک‌ترین تردیدی محروم‌ترین قوم حاضر در مرزهای جغرافیایی ایران به لحاظ در چنته داشتن امکاناتی نظیر زیرساخت‌های حمل و نقل و کارخانه جات و صنایع و غیره قوم لر، به خصوص استان محروم لرستان است. این محرومیت نه ناشی از نداشتن استعدادها و نیروهای کار بلکه حاصل بی توجهی سالیان دراز مسئولین استانی و کشوری به این خطه است. محرومیتی که در پی آن بیکاری سرسام آور و کوچ جوانان با استعداد و با فرهنگ این دیار که با یاس بسیار ترک دیار کرده‌اند، بوده است. هنوز سوگنامهٔ داتیس، نوشتهٔ فوتبالیست پر توان و همشهری خود را که توسط پویا عالیخانی نگاشته شده بود را فراموش نکرده‌ام. سوگنامه ای که نه فقط حرف این جوان مستعد که خواهان توجهات به حق است، بلکه حرف تمام جوانان لر و لرستانی است که در گوشه کنار کشور در پی کسب شغل و درآمدی آواره گشته‌اند و تیر تهمت‌های ناروا را به جان می‌خرند، در حالی که واقعیت چیزی ست که در ورزشگاه‌های دورود و یاسوج در هفته های اخیر از قوم لر شاهد بودیم. از یک سو محرومیت و از یک سو با وجود این محرومیت داشتن فرهنگ مناسب و شایسته، آنچنان که باید باشد.

تیم فوتبال شهرداری یاسوج در سال‌های اخیر میزبان تیم‌های لیگ برتری در جام حذفی بوده است. اما امکانات این شهر برای برگزاری میزبانی یک مسابقه فوتبال شایسته مردمان مشتاق آن شهر نیست. بازی‌های هفته های اخیر این تیم برابر تیم‌های فوتبال مس کرمان و ذوب آهن اصفهان بدون کوچک‌ترین مشکلی از سوی مردمان لر برگزار می‌شود. به خصوص در بازی با ذوب آهن که داور پنالتی صحیح وارد دروازه شده را تکرار اعلام می‌کند، اما این وجود به داور فحاشی صورت نمی‌گیرد و در پایان مسابقه بدون کوچک‌ترین شعاری، تماشاگران ورزشگاه را ترک می‌کنند. نه سنگ پرانی و نه فحاشی.

اما اتفاق ویژه تر در دورود لرستان رخ داد. جایی که پس از روزها و ماه‌ها تیم فوتبال گهر دورود به میزبانی تیم فوتبالی رفت که از قدرت‌های فوتبال ایران است، استقلال. تردیدها و نگاه‌های منفی معطوف به برگزاری مسابقه در لرستان شد. حتی کار به ناامن جلوه دادن این استان هم کشیده شد و ده‌ها صحبت و تردید دیگر که فقط جای افسوس و تاسف دارد. استانی با سابقه دراز تیم داری در قامت شهیاد، مجتمع گوشت، خیبر، کوثر و گهر. در تمام سالیان حضور این تیم‌ها در لیگ‌های کشوری به ندرت شده مشکلی از سوی تماشاگران در حین برگزاری مسابقه رخ دهد. یکی از نمونه های بارز آن استقبال مردم خرم آباد از فیروز کریمی در بازی خیبر و راه آهن در سال 83 بود، که با وجود حساسیت‌ها پیرامون حرف‌های گذشته فیروز کریمی، حرکتی ناشایست توسط تماشاگران نسبت به ایشان رخ نداد. از این دست نمونه‌ها بسیار است. استانی بدون مشکل فرهنگی و فقط به خاطر جوسازی‌ها که بخشی از آن مقصر خود هستیم، به عنوان مثال با ترویج پیامک های ناروا منسوب به قوم شریف لر و بخشی شامل دعواهای پوچ درون استانی و بخشی شامل مسئولیتی که متوجه مسئولان استان و کشور بوده است، اما برای رفع محرومیت‌ها تلاشی نکرده‌اند، تا چهرهٔ خود را آنچنان که در ورزشگاه تختی دورود است نمایش دهیم.

اتفاق ویژه همراه بود با نمایشی بزرگ‌تر از آنچه که در یورو 2012 رخ داد، تماشاگران علاوه بر حمایت از تیم خود با وجود شکست در پایان مسابقه به تشویق تیم پیروز پرداختند، مربی تیم حریف را تشویق کردند و مهدی رحمتی از عدم فحاشی توسط تماشاگران حاضر در ورزشگاه تختی دورود متعجب شده بود. این اتفاقی تازه نیست، پیش از این در انتهای بازی گهر و راه آهن در ورزشگاه اکباتان تهران، تماشاگران گهر با وجود شکست 3-1 به تشویق تیم خود پرداخته و حتی حمید فتحی کاپیتان آن روزهای تیم لرستانی را به گریه انداخته بود.

اتفاقی که در دو شهر لر نشین در دورود و یاسوج در یک هفته رخ داد، میان حاشیه های زشت هفتگی این فوتبال و حتی ورزشمان بی شک یک اتفاق بسیار ویژه است که با شجاعت اعلام می‌کنم، فقط از سوی قوم لر ممکن بود و حتی می‌توانم بگویم اگر ورزشگاه‌های دورود و یاسوج فنس هم نداشتند مشکلی از سوی تماشاگران رخ نمی‌داد.

- چاپ شده در شماره 327 روزنامه آفتاب لرستان

-مطلب پیشین در حمایت از تماشاگران گهر دورود را اینجا ببینید



نوع مطلب : تحلیلی  فرهنگی  ورزشی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر