تبلیغات
شهر خرم آباد - اندوهی که پیوسته هست

اندوهی که پیوسته هست

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:پنجشنبه 1391/08/25-07:54 ب.ظ

قصه‌ی عدم توسعه و پیشرفت صنایع مختلف در لرستان اگر کتاب بشود بی شک از یکی، دو جلد فراتر خواهد رفت. عدم توسعه یافتگی لرستان که بی شک اکثریت مردمان این دیار آنرا از کوتاهی‌های مسئولین استانی و نمایندگان مجلس می‌دانند که نتوانسته اند صدای محرومیت آن‌ها را به گوش مسئولان کشوری برسانند. حاصل این کوتاهی‌ها را می‌توان در عدم انتخاب پیاپی نمایندگان مجلس شورای اسلامی به وضوح یافت، به طوریکه چه دلیل متقنی از این بیشتر که مردم این دیار اعتماد خود را به شعارهای کاندیداها در دوره پس از تصدی کرسی مجلس از دست می‌دهند و با عدم رای دادن به آن‌ها، دنبال صدایی تازه می‌گردند تا بلکه چاره گر محرومیت آن‌ها باشند.

این توسعه نیافتگی را حتی در بخشهای توسعه شهری هم به وضوح می‌توان یافت. چگونه می‌شود تنها با نزدیک به 15 میلیارد تومان چندین طرح شامل 1 پل جدید، تخریب و ساخت مجدد 2 پل و احداث 2 زیرگذر طویل در کنار آن و 4 روگذر و زیرگذر دیگر، چهره‌ی شهر را دگرگون کرد، اما در تمام این سال‌ها اتفاقی عینی برای توسعه‌ی وضعیت سیمای شهری صورت نگرفته باشد!؟ به راستی اگر سالیانه همین مقدار صرف توسعه‌ی زیرساختهای شهر می‌شد امروز با این مشکلات عدیده روبرو بودیم!؟

اگر شما همین الان در یکی از خیابان‌های شهر خرم آباد قدم بزنید و بپرسید چه اتفاقی می‌توانست چهره‌ی استان را از این خمودگی خارج کند بی شک به پتروشیمی و پالایشگاهی اشاره می‌کند، که امسال با طرح توسعه‌ی آن قرار است 7500 شغل مستقیم و غیر مستقیم و شغل‌های صنایع پایین دستی در استان مرکزی ایجاد کند. اتفاقی که در صورت رخ دادن آن در کنار صنعت گردشگری، امروز می‌توانست چهره ای دیگر از لرستان به نمایش بگذارد.

داستان پر غصه‌ی پتروشیمی و پالایشگاه نفت در لرستان و رخت بر بستن آن و رفتن به استان همسایه در سال 1362 با جانمایی آن در مناطق پیشنهادی در ازنا و بروجرد آغاز شد. کریم ملک آسا نماینده وقت مجلس در دوره سوم مجلس شورای اسلامی در مصاحبه ای در شماره 18 هفته نامه لرستان در تاریخ 7 اسفند 1378، می‌گوید: «آن زمان خود مدیر کل صنایع استان و مشاور استاندار بودم، بعد از طرح موضوع در شورای برنامه ریزی استان 9 نفر از مسئولین وقت استان 3 نقطه‌ی دیگر به علاوه 2 نقطه‌ی قبلی از جمله کوهدشت، خرم آباد و دورود را از همه نظر مورد مطالعه قرار دادند. مهم‌ترین فاکتور ما 30 هزار بشکه نفت خام قابل بهره برداری روزانه در استان بود، طرح آماده گردید و هیات کارشناسی به مرکز اعزام شدند وفقط به دو نفر از ما شامل نماینده برنامه و بودجه استان و نفت اجازه دادند در کمیسیون شرکت کنند. در این کمیسیون وزیر وقت نفت آقای غرضی و کارشناسان وی نمایندگان مردم لرستان و استان مرکزی در مجلس شورای اسلامی دور اول، اعضای کمیسیون نفت و کارشناسان اعزامی دو استان حضور داشتند، ساعت‌ها روی این مسئله بحث شد و نهایتا در همان جلسه تصمیم گرفته شد که پالایشگاه و پتروشیمی در اراک ایجاد شود و اعتراض نمایندگان لرستان به جایی نرسید»

دیگر نماینده لرستان در مجلس شورای اسلامی دکتر عنایت در پاسخ به هفته نامه لرستان در شماره 16 آن هفته نامه در تاریخ 17 بهمن 1378 می‌گوید: «در این رابطه باید به اطلاع برسانم که طرح مذکور، احتمالا قبل از دوره سوم بوده و به خاطر بمب بارانهای مکرر استان لرستان توسط صدامیان، این طرح در منطقه‌ی اراک مکان یابی گردیده است».

تمام گفته‌هایی که می‌توان در مورد آن حادثه و رفتن پتروشیمی و پالایشگاه از استان لرستان پیدا کرد تقریبا محدود به همین دو گفتگو نمایندگان سابق مجلس سوم شورای اسلامی است، که آن‌ها هم این حادثه را به دوره اول مجلس شورای اسلامی در سال 1362 پاس می‌دهند، که به نظر حق با آن‌هاست.

پس از اینکه اعتراضات نمایندگان وقت استان لرستان راه به جایی نبرده است، البته اگر اعتراضی به این مسئله شده باشد. طرح ساخت پتروشیمی اراک در سال 1363 در دوران دفاع مقدس در شورای اقتصاد به عنوان یکی از طرحهای بنیادی کشور مورد مطالعه قرار گرفت. اما نکته جالب این است که آقای دکتر عنایت می‌گوید «طرح به دلیل بمباران صدامیان در لرستان جانمایی نشده است» حال آنکه شرکت پتروشیمی اراک در تاریخ 19/11/1366 یعنی تنها 6 ماه قبل از پایان جنگ تحمیلی با مشارکت شرکت صنایع پتروشیمی و بانک ملی تازه ثبت شده است و اینکه آقای ملک آسا می‌گوید طرح از همه نظر مورد بررسی قرار گرفته است، یعنی حتی در نظر داشتن شرایط جنگی! سوال پیش آمده آن است که لرستان به عنوان دومین استان خسارت دیده از جنگ تحمیلی و اینکه زیر بمباران صدامیان بوده است را حتی اگر بپذیریم، چگونه می‌شود که این شرکت با وجود مکانیابی در لرستان، با مخالفتهای مسئولین پس از پایان جنگ و در سال 1368 وارد فاز نصب و ساختمان شود؟دلیل عدم شروع ساخت پتروشیمی در اراک، ناتوانی کشور در سال‌های جنگ برای تامین منابع بوده است یا چیز دیگری؟اتفاقی است که مسئولین وقت باید به آن پاسخ بدهند که چرا در تمام آن سال‌ها از 1362 تا 1368، به دنبال احقاق حق و حقوق مردم لرستان نبوده اند و حتی به فکر جایگزینی صنایع جایگزین پس از سال‌های جنگ نیافتاده‌اند؟ طرحی که در اراک نهایتا در سال 1372 به بهره برداری رسید، اما سهم لرستان از آن تنها خاطره ای بود که هنوز هم مردمان این دیار را آزرده خاطر می‌کند.

استان‌های مرکزی ایران و دورتر از خط مرزی غرب نهایت سوءاستفاده را از دلیلی مثل بمبارانهای حکومت بعث عراق در آن زمان برده و خود را برخوردارتر از آنچه که هستند کردند و صنایع استانهای مرزی را یکی پس از دیگری به یغما برده و در تمام این سال‌ها نمایندگان دیار ما و مسئولین استانی ما در جهت تحقق وعده های تازه برای ایجاد اشتغال و صنایع و پاک کردن آن خاطره از ذهن مردمان لرستان کاری نکرده اند. استان مرکزی با صنایعی مثل آذرآب، ماشین سازی، آلومینیوم، هپکو، کابل سازی و واگن سازی و...چگونه می‌تواند یک صنعت دیگر را به مجموعه صنایع خود اضافه کند!؟ اما با گذشت 30 سال از رفتن پتروشیمی از استان لرستان و بعد از 16 سال کلنگ زنی مجموعه تازه پتروشیمی لرستان طرحی تازه و صنعتی نو در لرستان هنوز افتتاح نشده باشد!؟

طرح پتروشیمی جایگزین در سال 1375 توسط رییس جمهور وقت آقای هاشمی رفسنجانی در خرم آباد کلنگ زنی شد و انتظار می‌رفت نهایتا در سالهای دولت آقای خاتمی به بهره برداری برسد، اما متاسفانه اطلاعی و پاسخی درباره چرایی انجام ندادن و عدم پیگیری طرح کلنگ زده شده در سال 1375 توسط مسئولین وقت، ارائه نشده است و پاسخی در دست نیست.

مقایسه طرح اولیه که بعدها در اراک به ثمر رسید با طرح امروزی در خرم آباد زمین تا آسمان تفاوت دارد. نهایتا در سال 1386 طرحی که در مسیر خط لوله‌ی اتیلن غرب کشور قرار دارد و قرار است در سال 300 هزار تن اتیلن سنگین و سبک خطی و 7 هزار تن بوتن-1 تولید کند جایگزین طرح پیشین شده است.بی شک آنچه امروزه در اراک به بهره برداری رسیده است، هم از میزان ایجاد اشتغال و هم از میزان تولید و هم از نظر اثر گذاری اقتصادی یکی نیستند.

پتروشیمی که بر خلاف پالایشگاه می‌تواند در ایجاد شغل‌های غیر مستقیم آن به واسطه‌ی محصولات تولید شده حساب ویژه ای باز کرد و استان لرستان را در آمار خجالت آور بیکاری به رده های پایین‌تر رهنمون کرد. هرچند نوع محصولات تولید شده آن و خوراک خروجی آن قابلیتی آنچنانی برای تحول در ایجاد اشتغال و تحول در صنعت استان ندارد اما افتتاح آن می‌تواند بی شک بارقه ای از امید باشد.

لرستانی که خط لوله نفت خام از آن می‌گذرد و خود دارای منابع نفتی است، اما از داشتن پالایشگاه نفت حتی در سال‌های پس از جنگ محروم مانده است و ثروت و داشته‎های لرستان سهم تولید کارخانه‌های استان‌های دیگر شده است و متاسفانه ضعف نمایندگان در سال‌های پس از دفاع مقدس هم نتوانسته است مسئولین کشوری را برای ایجاد کارخانه‌ها و صنایع مادر مجاب کند و نهایت صنایع پیشین مثل چرم و پوست، پارسیلون، ماشین سازی، کشت و صنعت، پرس ایران و غیره نیز تعطیل شده اند.

توانایی مسئولین دیگر استان‌ها و شهرها مثل کاشان، قزوین، اراک، تهران، اصفهان، مشهد، یزد و کرمان در مجاب کردن مسئولین کشوری برای ایجاد صنایع تازه در شهرهای مذکور، و نیز بهره برداری کامل از ظرفیت‎ها و منابع داخل استانی خودشان، عدم کارکرد مناسب مسئولین این دیار را می‎رساند که برای رفع فقر و محرومیت متاسفانه کاری از پیش نبرده اند.کار به جایی رسیده است که برای جبران عقب ماندگی‌های ناشی از عدم توانایی مسئولین در جذب سرمایه‌های دولتی و خصوصی، به تازگی آقای ملکشاهی نماینده مردم کوهدشت در مجلس شورای اسلامی درخواست توقف پنج ساله اصل چهل و چهار را داشته و کمک دولت برای جبران عقب ماندگی‌ها را در لرستان.که خود گفته‌ای است بر صحت نکات گفته شده.

از این دست طرح‌های فراموش شده که می‌توانسته است چهره‌ی صنعتی و کشاورزی لرستان را دگرگون کند کم نیستند. نمونه دیگر طرح جامع الشتر است، که در آخرین روزهای ریاست جمهوری آقای خاتمی امید آغاز طرح دوباره بوجود آمد، اما نهایتا در قالب یک تابلو در دوراهی ورودی این شهر باقی ماند و حتی تازگی‌ها آن تابلو را برداشته تا شاید خاطره‌ی آن کلا به دست فراموشی سپرده شود.

 

 

 

 



نوع مطلب : تحلیلی  اقتصادی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر