ای محروم،تو محرومی از حقت،تیم میخواهی چه کار؟!

سایت گل این روزها سرآمدی برای خبرهای مایوس کننده شده است برای ما لرستانیها،قصد و غرضی اگر دارد بماند که ما از آن بی خبریم،به جای آنکه صدای محرومان باشد برای اینکه به گوش مسئولین برساند که آقا تلاش کنید فرصتی نیست.صدای حق خوران شده است برای اینکه آنها محرومند،از این هم محروم شوند مشکلی پیش نمی آید.
تاسف میخورم که در این روزها روی خروجی هیچ سایتی خبری دلگرم کننده از گهرزاگرس دورود نمی خوانم و نمیشنوم،تاسف میخورم که گویا هیچ کس به جنب و جوش نیافتاده تا فرصت یک ماه باقی مانده را به سرانجامی خوب بدل کنند و برسانند،از روزی که قول داده اند این تیم در این استان بماند دیگر خبری از آنها نیست،صدایشان را نمیشویم.
چرا امروز برای مصاحبه نمی آیند؟چرا دم به دقیقه خبرهای گهر را به اطلاع نمیرسانند؟چرا استانداری ساکت است؟آیا میخواهند فاجعه ای مثل خروج پتروشیمی را دوباره تکرار کنند؟
میگویند امکانات استاندارد ندارید،اینتان اینطوری است،آنتان آنطوری است،ورزشگاه ندارید،مناسب نیست فرودگاهتان،هتلتان اصلن خوب نیست و...
میگویند با توجه به اینکه تعداد پروازها به شهرتان یکروز در میان است(دقیق نمیدانم،ولی پروازها را مشکلی میدانستند سایت گل از زبان آقای بهروان)،سوال میپرسم،تیمهایی که در آن سه سالی که پیکان در قزوین بود(و حالا به تهران برگشته الحمدلله،تا سیاست غلط کامل پاک شود)مگر نه آنکه تا روز بازی در تهران میماندند و روز بازی فاصله ی 150 کیلومتری را با اتوبوس میرفتند؟برنامه ی پروازها طوریست که حتما روز بازی و حتی روز قبل از بازی در خرم آباد پرواز وجود خواهد داشت!
مشکل هتل که دیگر تابلوست گیری الکیست،در خرم آباد،هتل تابان،هتل سالیز،هتل شهرداری،هتل کارون،هتل شقایق وجود دارند و با توجه به فاصله با دورود مشکلی برای اسکان وجود ندارد.
ورزشگاه دورود درست است که امکانات نور و سکو و رختکن کمی دارد،اما میشود آنرا برطرف کرد،میشود در یک ماه نظر ناظران را به دست آورد،اگر نخواهند در دورود(که حق مردم دورود است) بازیهای لیگ برتر برگزار شود،ورزشگاه تختی خرم آباد اتفاقن بعد از سی سال آقای عزیز بهروان تغییرات زیادی کرده است،زمین مناسب،زمین تمرین مناسب،ورودی و خروجی مناسب،جایگاه مناسب،فنس کشی مناسب،موقعیت مناسب به لحاظ امنیتی را دارد به گواه برگزاری بازیهای خیبر و کوثر که در تمام این سالها بدون مشکل بوده است،فقط باید رختکنش تجهیز و صندلی گذاری شود.ورزشگاه پانزده هزار نفری خرم آباد هم تا پاییز قول افتتاح آن را داده اند.ظرفیت تختی خرم آباد هم که 15 هزار است،4 طرف هم سکو دارد،دیگر مشکلتان چیست؟!
این از امکانات یک منطقه محروم،انتظار بیشتری دارید؟!اگر دارید لطفا بگویید در لیگ یک هم هیچکدام از تیمهای مناطق محروم تیمداری نکنید تا زمانیکه نتوانسته اید استاندارد باشید،این گناه مردم نیست،به جای آنکه با مسئولین صحبت کنید تا آنها به تکاپو بیافتند،به مردم دورود و لرستان که این تیم را با دست خالیشان حمایت کرده اند فشار می آورید؟!این چه عدالتیست؟!این چه حقیست؟!
نکته جالب و آخر برای آنان که مارا به عدم وجود استانداردها سوق میدهند این خبر است.
بله فقط  تیم های استقلال تهران، پرسپولیس تهران،تراکتورسازی تبریز، سپاهان، صنعت نفت آبادان، فولاد خوزستان و سایپا، تیم هایی هستند که بر اساس استاندارد های کنفدراسیون فوتبال آسیا، می توانند فصل آینده در مسابقات لیگ برتر حاضر شوند.
بقیه استانداردی ندارند!و این یعنی ناجوانمردی و بی عدالتی در حق یک منطقه و تفاوت قائل شدن بین همه با ما!

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1391/02/28    | توسط: ساسان    |    | نظرات()

ما بی فرهنگیم!

عامل این نوشتاری که در زیر میرود فقط این مطلب در سایت گل و کامنتهای آن است...

فرهنگ را لغت نامه ی دهخدا به این صورت تعریف میکند
مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنیها , اعتقادات ,هنرها , اخلاقیات ,قوانین ,عادات وهرگونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شده است.
و در دانشنامه ی ویکی پدیا نیز در نوشتار مربوط به فرهنگ اینگونه آمده:
فرهنگ، واژه ای است درباره شیوه زندگی مردم؛ به معنی روشی که مردم، کارها را انجام می دهند. گروههای متفاوت مردم، ممکن است که فرهنگ های متفاوتی را دارا باشند. فرهنگ، بوسیله آموزش، به نسل بعدی منتقل می شود؛ در حالی که ژنتیک بوسیله وراثت منتقل می شود. هر منطقه از کشوری می تواند که فرهنگی متفاوت با دیگر مناطق کشور داشته باشد.

با توجه به تعریفات بالا قطعن مردمان لر که در گستره ای از جنوب غربی ایران و با جمعیت بیشتر از5.500.000 نفر که تماما در داخل مرزهای ایران حضور دارند، دارای نشانه های خاص از فرهنگ وآیینهای مخصوص به خودشان هستند که در هیچ جای دیگری از ایران و جهان یافت نمیشود،شاید مشابهتهای نزدیکی وجود داشته باشد اما فرهنگ آنان تماما مختص به خود و جمعیتی است که در ناحیه غربی و جنوب غربی کشور پراکنده شده اند.

از اجزای فرهنگ که مورد بحث ما خواهد بود میتوان به اخلاق و باورها  اشاره داشت واینکه چگونه میشود سیمای آن را در رفتار مردم آن محدوده ی جغرافیایی دید و یا به دیگرانی که از آن کم میدانند نمایاند و از آن نتیجه گیری کرد که آن مردم با فرهنگ هستند و یا خیر؟و اینکه از فرهنگ چه میدانند؟!و آیا رفتار خود را متناسب با دیگرانی که خارج از آن محدوده جغرافیایی هستند، کرده اند یا خیر؟و یا فرهنگ استفاده از یک رخداد اجتماعی و یا مقوله ی تازه را دارا هستند یا خیر!؟و سوالاتی از این دست که میتوان آنها را به صف کرد و پشت سر هم نوشت!

پاسخها به این سوالات و حتی بیشتر از اینها نیز به صورت نسبی خواهد بود.فرهنگ به اعتقاد بنده چیزی نیست که بتوان آنرا در کلاسهای آموزشی درس گرفت و سپس آنرا در برخورد با دیگران به نمایش گذاشت!مادام اینکه رخدادی  از قبیل فرهنگی ،اجتماعی ،ورزشی و غیره وجود نداشته باشد نباید انتظار این را داشت که فرهنگ استفاده و برخورد با آن رخداد نیز وجود داشته باشد.تا چند سال پیش در همین شهر خرم آباد میگفتند که فرهنگ آپارتمان نشینی وجود ندارد و این درحالی بود که در شهر حتی یک واحد آپارتمانی هم وجود نداشت،این سوال به وجود می آمد که خوب چیزی که نیست چطور میشود فرهنگ استفاده ی آنرا داشت؟همین امر و همین طرز تفکر باعث بوجود آمدن شهرکی به گستردگی یک شهر با ساختمانهای تک واحدی شد که حاصل و مشکلات آنرا به صورت تمام قد در نمای "گلدشت" به عینه شاهد هستیم.ولی حال میبینیم که آپارتمانها و شهرکهای متعدد مثل قارچ از گوشه گوشه ی شهر سبز کرده اند و اتفاقا مردم هم یاد گرفته و بلدند چگونه در محیط آن زندگی کنند.

فرهنگ داشتن در مورد یک رخداد در حوزه ی مورد بحث این نوشتار، که مربوط به کلام عده ایست که خود را با فرهنگ و دیگرانی که مطابق رفتارهای آنان نیستند را بی فرهنگ میدانند،را میتوان با همین پرسشها مواجه ساخت که  اولا چرا با واقعیتها به قضیه نگاه نمیکنند؟!چگونه میتوان علاقه ی مردمی را به یک تیم ،که نشانه ی شهرشان است را وحشیگری دانست؟!چگونه میشود از مردمی که تمام وجودشان را در یک تیم فوتبال خلاصه کرده اند این انتظار را داشت که در ورزشگاه حضور پیدا نکنند؟چرا پیکان اعتراضات را به جای بی فرهنگ خطاب کردن مردم، به سمت  چالش کشیدن مسئولین که نتوانسته اند سخت افزارهای مناسب را برای اینگونه زمانی فراهم کنند نمیکشند؟!
چرا هرکسی باور خود را اینگونه به کل یک جامعه نسبت میدهد؟!و صرف یک اتفاق حتی نیافتاده را، و تماشای یک مسابقه ی فوتبال را که با کوچکترین اتفاقی به پایان رسیده است را غلو میکند و ندیده های خود را در بوق و کرنا میکند و آنان را بی فرهنگ خطاب میکند؟!هنوز اتفاقات بازیهای شهرداری بندرعباس-راه آهن تهران،آلومینوم هرمزگان-فجرشهید سپاسی،فجر شهید سپاسی –استقلال تهران،چندین مورد در ورزشگاه یادگار امام تبریز،کور شدن سرباز وظیفه در فولادشهر اصفهان،به زمین ریختن تماشاگران در فینال جام حذفی ملوان –پرسپولیس، صحنه های کتک خوردن کشتیگران و مربیان در لیگ برتر کشتی،اتفاقات شگفت آور در لیگ والیبال در یکی از بازیهای کاله آمل، را از خاطر نبرده ایم!آیا این دلیلی میشود که مردمان آن دیار بی فرهنگ،بی تمدن و وحشی  هستند؟!
چندین سال پیش نیز بازی پلی آف صعود به لیگ آزادگان، خیبر خرم آباد و بهمن کرج با حضور 30 هزار تماشاگر بدون مشکلی برگزار شد، عدم رخ دادن اتفاقی نا خوشایند  در این مسابقه را و سایر بازیهای خیبر و کوثر و گهر را میتوان نشانه ی با فرهنگی تماشاگران در این دیار دانست،که انصافن غلو هم نشده است و حداقل میتوان این را گفت که این مردم میدانند چگونه با این مقوله برخورد کنند و یا میشود گفت که دارند یاد میگیرند.خوشبختانه تا کنون در هیچکدام از ورزشگاههای لرستان اتفاقی ناخوشایندی رخ نداده و گزارش نشده است که ما اینگونه متهمیم وای به حال روزی که اتفاقی هم خدایی ناکرده رخ دهد.
اینکه زیر ساختها در دورود و بروجرد با کمبود مواجه است و شایسته برگزاری مسابقه ای با آن حساسیت نبوده شکی نیست!اما نمیشود این را مدعای آن دانست که خوب حالا شما که ندارید حق تیمداری و تشویق و حضور در ورزشگاه را هم ندارید و تازه بی فرهنگ هم هستید!
بگذارید اول یک رخداد ورزشی در این استان و در این خطه وجود داشته باشد و بعد مارا متهم به بی فرهنگی در این باره کنید،بگذارید یک رخداد را تجربه کنیم ما خودمان یاد خواهیم گرفت که چگونه با آن برخورد کنیم با آن مواجه شویم!بگذاریم بیاید اول ،بعد ببینید بی فرهنگ هستند یا خیر!

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1391/02/21    | توسط: ساسان    |    | نظرات()

صعود گهرزاگرس به لیگ برتر فوتبال

تیم فوتبال گهر زاگرس لرستان در دیدار برگشت مسابقه پلی آف لیگ برتر با کسب نتیجه 0-0 و با توجه به تساوی 1-1 در خانه حریف توانست مجوز حضور در لیگ برتر را کسب کند

تبریک به همه ی لرستانیها و لرها

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1391/02/20    | توسط: ساسان    |    | نظرات()

ابراهیم آقامحمدی نماینده دوم

با پایان شمارش آرا در شهرستان خرم آباد
از مجموع 164 هزار و 892 آراء ماخوذه ابراهیم آقا محمدی با 89 هزار و 536 رای حائز اکثریت آراءشد.
پیش از این آقای ایرج عبدی در دور اول انتخابات با کسب بیش از 68 هزار رای به مجلس راه یافته بود.
به این تریتیب آقایان ایرج عبدی و ابراهیم آقا محمدی نمایندگان شهر خرم آباد در مجلس نهم شورای اسلامی خواهند بود.

نوشته شده در تاریخ شنبه 1391/02/16    | توسط: ساسان    |    | نظرات()

یک انتخاب درست

انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه خرم آباد به دور دوم کشیده شده است و این در حالیست که در این حوزه تا کنون یک نماینده نتوانسته است دو دوره ی متوالی به مجلس شورای اسلامی راه پیدا کند.
توسعه و پیشرفت با مدیریت قوی معنا پیدا میکند. اصولی که معطل برنامه ریزی یک مدیر با توان رهبری بالا،دارای نظر مستقل و البته مشورت پذیر و دارای قدرت نفوذ (چه در مجموعه تحت نظرش و چه غیر آن) و هزاران مورد از این دست ،هستند. مادام اینکه مدیر یک مجموعه نتواند نظرات خود و آرای مجموعه اش  را به واقعیت نزدیک کند و نیز نتواند در روند تصمیم گیریها،تصمیمات صحیح بگیرد،مجموعه ی او مجموعه ای بیمار گونه خواهد بود که در آن همه چیز یا رو به پسرفت میرود یا پروسه ای ناموفق باقی خواهد بود.
در غیر اینصورت چنانچه در طول فعالیت خود بتواند با هماهنگی مدیران اجرایی در سطح حوزه انتخابیه خود به توسعه و پیشرفت امور عمرانی،اجتماعی و فرهنگی تاکید ورزد و پیگیرخواسته ها و نیازهای معقول موکلانش باشد و آثار فعالیتش نمایان باشد، حتما این اندیشه را در انتخاب کنندگان حضور او بر مسند کرسی مجلس ایجاد خواهد کرد، که شایستگی حضور و ادامه کار را خواهد داشت.
حال که بحث انتخابات است، میتوان با نگاهی به لیست نمایندگان انتخاب شده سایر شهرها، که نماینده یا نمایندگان خود را بیش از یکبار و به صورت متوالی وارد مجلس کرده اند، این نتیجه را حاصل کرد، که با دیدن پیشرفت و برخوردار بودن آنان از امکانات، مسبوق به این سابقه است که آن مدیران توانسته ،این ذهنیت را در هنگام جلوس بر کرسی نمایندگی به سایر نمایندگان و نیز هیئت دولت و دیگر تصمیم گیرندگان القا کند، که نماینده ای با چنین ویژگیهایی در مجموعه ی نمایندگان مجلس حضور دارد و دارای این پشتوانه است، که نتیجه ی به طورقطع  عملکردی مثبت بوده و نیز در مجلس گذشته مثمر ثمر واقع شده است وحاصل آنکه در دوره ی جدید نیز حضور دارد وحال با سابقه ای که در مجلس گذشته داشته و نامی که برای خود دست و پا کرده ، در روند تصمیم گیری و تصمیم سازی برای قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی به عنوان یک تصمیم ساز و تصمیم گیرنده اصلی ایفای نقش خواهد کرد.در هنگام تصویب بودجه سالانه ی کشوری با این استدلال ،که او نماینده ای با پیشینه ی حضور در مجلس و تجربیات بدست آمده اش ،در روند تصویب بودجه تاثیر خواهد گذاشت وبا استفاده از این تجربه مفید میتواند نظرات خود را از قوه به فعل تبدیل کرده از جداول بودجه ای سهمی بیشتری از پیش برای حوزه ی انتخابیه خود به ارمغان بیاورد.
این موضوع را میتوان از آنجا نتیجه گرفت که نمایندگان استانهای در خور و کلانشهرهای کشور توانسته اند با تاثیر گذاری در جذب بودجه ها در هنگام تصویب آن زمینه های رشد و توسعه ی شهر مطبوع خود را با دخیل کردن نظرات خود به وجود بیاورندو با نگاهی کوتاه و اجمالی به نام نمایندگان تکرار نام آنان در هر دوره صحت بر گفته هاست.
بر همین اساس آن دست از نمایندگانی که بیشتر از یک دوره در مجلس حضور داشته اند ،توانسته اند از این موضع قدرت بر کرسی نمایندگی خود تکیه بدهند،تاثیر گذاری بی قید و شرطی بر روند مصوبات مجلس بگذراند به ریاست کمیسیونهای مهم مجلس برسند و حضوری همراه با آرا و نظرات تاثیر گذار در کمیسیونهای اصلی و مهم مجلس داشته باشند و حاصل و خروجی فعالیت آنان در عرصه عمل را شاهد باشیم.
عدم توسعه و پیشرفت در شهر خرم آباد به عدم انتخاب مجدد یا عدم فراهم آمدن شرایط برای ادامه فعالیت مدیری که شایسته بوده است ارتباط کاملا مستقیم و مشهودی دارد. به طوری که حتی سایر مدیران این دیار از جمله، استانداران هم عمر طولانی را در کار خود تجربه نمیکنند و با درگیریهای بالادستی از ادامه فعالیت محروم میشوند و یا با فراهم نبودن شرایط کار عطای آن را به لقای آن میبخشند.همین امر در مورد شهرداران نیز در شورای شهر اظهر من الشمس است.
با تاکید بر مطالب فوق، باید با دید و بصیرتی آگاهانه در آستانه انتخابات دور دوم این فرصت را با توجه به مطالب بالا از دست نداده و نماینده ای را انتخاب کنیم که دارای شایستگی و تجربه ی کافی در مجلس بوده، بر نیاز های حوزه انتخابیه اش واقف وآگاه ودر راه برون رفت از تنگنای موجود تمام توان خود را به کار بگیرد و این میسر نخواهد شد مگر با انتخاب صحیح ما که نیازمند رفع مشکلات،بیکاری،عدم توسعه یافتگی و سایر تنگناهای موجود در این حوزه انتخابیه هستیم.
در صورت عدم توجه به این نکات بازهم و در دور آینده نیز درگیر این مسئله خواهیم بود و این مطالب گفته شده،در آن زمان نیز به قوت خود باقی خواهد بود.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1391/02/4    | توسط: ساسان    |    | نظرات()

بهاریه

این بهار که بیاید همراهش 23 ساله میشوم تازه،بهار کلی از من بزرگتر است و حتمن از شما هم،اما هر بار که می آید جوانی و شور ونشاطی را با شکوفه ها و صدای بلبل هایی که در دشت ودمن ترانه میخوانند و شکوهی به زندگی غمبار ما در این روزها میدهد،می آید.
تازه بهار کارش به کار ما نیست که چطور بیاید یا قدمش را چطوری بگذارد و بیاید،آخر زمستان که میرسد خودش سرش را مثل بچه های خوب خانواده ی فصل ها می اندازد پایین و با آخرین گردش زمین به دور خود قدمِ یکسال دیگر را شروع میکند،پر از سبز و روشنی و نور و باز بوی دلنشین گلهای رنگارنگ دشتها را همراه میآورد.
راست میگفت فریدون مشیری که بهار بیاید خوش بحال روزگار است و حتی ابتهاج که دلش گرفته ی زمستان بود و به بهار میگفت تلخ منشین و خیز پیش آی،که دلمان گرفته بود از سیاهیِ سپیدیِ این زمستان!
بهار کارش با کار ما نیست وقتی بیاید تلخ نمیشود آخر برای روزگار است به فکر این است نشان دهد برگهایی که ریختند اول پاییز و نهال هایی که زیر برفهای زمستانی پنهان شدند را باز از سرنو امید بار دادن هست.یاد بدهد روزگاری که گذشت از آخرین باری که بلبلی با گل سخنی میگفت دیری نمی پاید و باز میرسد نوبت خرمیِ دشت و دمن و همیشه روسیاهی به زغال میماند و دست آخر باز این شکوفه های بهاری هستند که سر به بالای درختان می سایند و روی شاخه ها می نشینند ترانه خوان بلبلها

نوروز 91 مبارک

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1390/12/23    | توسط: ساسان    |    | نظرات()

نتایج انتخابات مجلس نهم در خرم آباد/ایرج عبدی نماینده اول

نتایج نهایی انتخابات در خرم آباد اعلام شد که بر این اساس:
ایرج عبدی با کسب 67562 رای به مجلس نهم راه یافت
و همچنین محمدرضا ملکشاهی راد(نماینده فعلی) و ابراهیم آقا محمدی به دور دوم رفته اند.

نتایج نهایی خرم آباد


1- ایرج عبدی 67562
 
-2  ابراهیم آقا محمدی 39356

3- محمدرضا ملکشاهی راد 35920
 
-4 نورمحمد فردی بیرانوند 27742
 
-5 مرتضی محمودوند 27349

6- اعظم محمدنیا 26558

7- جواد درویشوند 23202

8- رضا رحیمی نسب 20868

9- قدرت اله ترابی نژاد 18601

10- مهرداد ویسکرمی 17398

11- محمدرضا ملکی راد 16707

12- فتح اله حسنوند 8156

13- عزت اله رضایی چگنی 7450

14- عبدالعظیم بازگیر 7426

15- علی مراد صفری احمدوند 7053

16- سیدمحمدرضا عبدالهی 4742

17- شیخ صحت عالی پور 4435

18- محمدحسن ملکشاهی 4240

19- علی حیدر عزیزی فرد 3866

20- حسن حیاتی پور 3548

21- علی عنایت 3342

22- حجت اله مهدوی 2361

23- محمد هنرمند 2109

24- نادر حافظی 1614

25- حمید پاکراه 1494

26- محمدرضا ناظر 964

27- نورخدا دهقانی 558

28- فرهاد میرزایی راد 548

نوشته شده در تاریخ شنبه 1390/12/13    | توسط: ساسان    |    | نظرات()

سید فرید قاسمی

روزنامه شرق در تاریخ پنج شنبه بیست و هفتم بهمن ماه 90 در ضمیمه هفتگی خود اقدام به معرفی آقای سید فرید قاسمی،مرد فرهیخته و وارسته ی شهر خرم آباد نموده بود.
جا دارد از تمام زحمات استاد قاسمی در زمینه پیشبرد فرهنگ کشور و همچنین معرفی شهر خرم آباد و لرستان به طور خاص تقدیر و تشکری بزرگتر داشته باشیم.اما اقدام روزنامه شرق بسیار باعث آرامش خاطر حداقل شخص من به عنوان شهروندی خرم آبادی شد.
برای استاد قاسمی آرزوی طول عمر و سلامت و بهروزی و پیروزی  در عرصه کار فرهنگیشان و زندگی شخصی را داریم.
نوشتار زیر از آقای علی اکبر قاضی زاده است که در مجموعه مقالات ماندگار ضمیمه ی روزنامه شرق منتشر شده است.

بنده جناب آقای سید فرید قاسمی را از سال 1370 می‌شناسم. ما در آن زمان تشكیلاتی را ایجاد كرده بودیم به نام «خانه مطبوعات» كه هدف خود را كمك به نشریاتی قرار داده بود كه دستشان به لحاظ مالی واقعا تهی بود. ایشان به لحاظ علاقه‌ای كه به این مسایل داشتند، خیلی زود آمدند و خود را معرفی كردند و گفتند كه برای هرگونه‌ كمكی آماده‌ام و اتفاقا همین ویژگی ایشان بود كه مرا مجذوب خود كرد. چراكه بیش از آنكه به خود بیندیشد به همكاران و دوستان توجه دارد و برای رفع مشكلات‌شان می‌كوشد. اما به هرحال زمانی این آشنایی به دوستی و رفاقت انجامید كه من وقتی داشتم در نشریه همین خانه مطبوعات مطلب دنباله‌داری با عنوان «تاریخ مطبوعات ایران» می‌نوشتم، ایشان به من كمك‌های بسیاری كرد و منابع زیادی را در اختیارم نهاد. سلسله مطالبی كه تا هجده شماره ادامه پیدا كرد. اگر بخواهم ویژگی‌های جناب آقای قاسمی را بیان نمایم؛ باید به چند نكته اشاره كنم. 
اول؛ ذهن همیشه تیز ایشان است كه واقعا در یادآوری نام‌ها، سال‌ها و عنوان‌ها اعجاب‌انگیز است. 
دوم؛ احاطه ایشان به تاریخ مطبوعات هم نكته بسیار مهمی است. یكی از كارهای مهم ایشان در این زمینه، فهرست كردن مطبوعات در دوران مختلف انتشار است، به‌طوری كه ایشان به عناوینی از مطبوعات پی برده كه به جرات می‌توان گفت كسی به آنها پی نبرده است. 
سوم؛ كار مهم دیگر جناب قاسمی یكی یافتن نسخ از یاد‌رفته مطبوعات و دیگری یافتن نسخ مكرر مطبوعاتی كه شبیه به هم نیست، است. اجازه دهید برای مورد دوم مثالی بزنم تا منظورم روشن شود. در دوران مظفری، روزنامه‌ای منتشر می‌شد به نام «ملت سنیه ایران». ایشان درباره این روزنامه كشف كرد كه در شماره بیستم به تاریخ 14رجب1317 در دو نسخه متفاوت از این روزنامه در این روز، مطالب یكی نیست. یعنی یا نصف یك صفحه سفید چاپ شده یا مطلب در آن نیم‌صفحه تغییر كرده است. 
چهارم؛ تجدید چاپ مطبوعات دوران قاجار كار سترگ دیگر استاد قاسمی است، آن هم در زمانی كه روزانه اسناد تاریخ مطبوعات ما از كشور خارج می‌شوند و مشخص نیست آیندگان ما اگر بخواهند مطبوعات گذشته‌شان را بخوانند، باید به چه منابعی مراجعه كنند. 
پنجم؛ بررسی مضمونی مطبوعات به لحاظ اصطلاحات به كاررفته در آنهاست، كه این یكی واقعا كار مشكل و توانفرسایی است. كاش در مملكت ما از این دست افراد حمایت می‌شد تا به جای داشتن غم نان، به پژوهش‌های دلخواه‌شان بپردازند. اما با این حال ایشان صبورانه در مقابل مشكلات ایستاد و كار خود را زمین نگذاشت. 
در ایران كمتر كسی است كه روزنامه‌نگار باشد و در حوزه تاریخ مطبوعات كار كند و به طور مستقیم یا غیرمستقیم از پژوهش‌های ایشان بهره نبرده باشد. من بسیار فكر كردم كه ببینم چه لقبی را می‌توان برای ایشان انتخاب كرد و در نهایت رسیدم به «علامه تاریخ مطبوعات ایران». 


سید فرید قاسمی

نوشته شده در تاریخ جمعه 1390/12/12    | توسط: ساسان    |    | نظرات()

بیم ها و امیدها از آزاد سازی حریم قلعه فلک الافلاک

تخریب ساختمانهای اطراف قلعه تاریخی فلک الافلاک و آزادسازی حریم آن که شامل ساختمان دانشکده علوم پایه دانشگاه لرستان میشد وارد مرحله ای تازه شده است که اتفاق بسیار مبارکی ست.

اما مسئله ای که ذهن مرا به خود درگیر کرده است،ساختمانهای قدیمی ارتش یا مجموعه ساختمانهای باشگاه افسران که در کنار چشمه گلستان و در حریم قلعه فلک الافلاک قرار دارند،است و اینکه چه سرنوشتی خواهند داشت؟

مجموعه ای از ساختمانها که یادآور معماری و سالهای ابتدایی قرن حاضر خورشیدیست.

 باشگاه افسران در سالهای ابتدایی ساخت-برگرفته از کتاب تاریخ تصویری لرستان

سوال پیش آمده در باب تخریب ساختمانهای موجود در حریم قلعه فلک الافلاک،در مورد ساختمانهای تاریخی و جدید موجود در حریم این بناست.

آیا ساختمان باشگاه افسران که در کنار اداره پست قرار دارد هم تخریب خواهد شد؟اگر تخریب میشود چه دلیلی و ادله ای پشت این نظریه قرار دارد،که به خود اجازه تخریب چنین ساختمانی با آنچنان قدمتی میدهد؟آیا با بهسازی آن نمیشد هویت یکی از بناهای تاریخی این شهر،که بخشی از هویت و نمادی از معماری این شهر است حفظ شود؟آیا برنامه ای برای تغییر کاربری آن بعد از مرمت و باسازی به شکل یک موزه خردمندانه تر نیست؟!و در سوی مقابل اگر این ساختمان و بنا قرار است تخریب شود و کلا مجموعه حریم قلعه فلک الافلاک آزاد شود چه چیزی به جای آن نمایان خوهد شد؟!سوال اساسی تریست که در کنار این آزاد سازی ذهن ها را درگیر خود کرده است.

 همان ساختمان اکنون در حال تخریب یا بهسازی معلوم نیست!؟

سوال دیگر در مورد ساختمان دانشکده علوم پایه دانشگاه لرستان است ساختمانی با قدمت کم در حریم قلعه تاریخی فلک الافلاک که بسیار نا موزون می نماید.تاریخ دقیق ساخت این بنا حتی در سایت دانشگاه لرستان در دست نیست،اما با توجه به دستور مقام معظم رهبری در سال 1370 مبنی بر آزاد سازی حریم قلعه فلک الافلاک،سوال پیش آمده ان است که چرا در این بیست سال برای ساختمان این دانشکده هزینه شده است؟و آنرا توسعه داده اند!بر فرض اینکه بعد از این تاریخ ساخته نشده باشد.

سوالاتی از این دست از کنار این آزادسازی که چون امیدی تازه برای بهبود وضعیت و امکانات شهری ست به ذهن هر مخاطبی خطور میکند،که امید است برای آن پاسخی در پی بیاید!

در آخر از سرنوشت بنای باشگاه افسران که نمادیست برای این شهر بیمناکم و امیدوارم که شرایط آن به گونه ای باشد که این ساختمان با مرمت و بهسازی و بازسازی جز مجموعه ای قرار بگیرد که بعدها قرار است نما و شکل و محیط جدید حریم آزاد شده را بسازند.

رفتار شهرداری و برنامه توسعه حریم قلعه فلک الافلاک خصوصا در مورد منطقه باغ فیض در نزدیکی این قلعه تاریخی بسیار مسرت بخش و امیدوارکننده است.اما ساختمانهای باشگاه افسران و دیوار وزارت طرق و شوارع در باغ فیض نمادهای این شهر هستند که باید برنامه ای جدای از تخریب برای آنها در نظر گرفته شود.

جای آن است که امیدوار باشیم حداقل یکی از ساختمانهای تاریخی باشگاه افسران به دست مرمت و بازسازی سپرده شود.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/12/4    | توسط: ساسان    |    | نظرات()

آزاد سازی حریم قلعه تاریخی فلک الافلاک

خبری در مورد آزاد سازی حریم قلعه تاریخی فلک الافلاک از سوی رییس دانشگاه لرستان باعث ایجاد موج امید در دل شهروندان خرم آبادی شده است.
رییس دانشگاه لرستان در مصاحبه ای با خبرگزاری مهر اعلام کرده است که کار تخلیه دانشکده علوم پایه این دانشگاه طی هفته های آتی به پایان میرسد و تا قبل از عید نوروز سال 1391 امکان تخلیه و واگذاری بیش از 80 درصد از ساختمان ها به سازمان میراث فرهنگی لرستان مویثر خواهد شد.
طرح آزاد سازی حریم قلعه فلک الافلاک از مصوبات مجلس شورای اسلامی است که در سال 1382 به تصویب رسیده است و در همان سال شورای نگهبان آنرا مورد تایید قرار داده است.اما متاسفانه تاخیری 8 ساله در آغاز این طرح وجود داشته است که نا امیدی ها به اجرای این طرح و نرسیدن آن به فاز اجرایی بیشتر مورد توجه بوده است.
شایان ذکر است که در سال 1387 بخش کوچکی از حریم قلعه فلک الافلاک که شامل سینما فلسطین و مغازه های واقع در کوهپایه ی قلعه فلک الافلاک بود تخریب شد اما محوطه سازی در این بخش به دلیل نبود برنامه ای مدون و مشخص نشد.واقعه ای که بیم آن میرود بعد از خروج دانشگاه لرستان از حریم این قلعه در محوطه ای بسیار بزرگتر تکرار شود.
باید دید مسئولین استان و شهر خرم آباد چه برنامه ای برای استفاده از حریم آزاد شده قلعه فلک الافلاک دارند.محیطی که بعد از خروج دانشگاه لرستان در اختیار آنان قرار میگیرد از دلپذیرترین محوطه های شهری است به دلیل وجود درختان پیر و همچنین چشمه ی کهن سال این محوطه به نام چشمه گلستان.
استفاده از این فرصت برای جذب سرمایه ها و ساختن زیرساختهای مورد نیاز برای جذب توریست از نمونه موارد نادریست که در اختیار مسئولین شهری و استانی لرستان قرار میگیرد و طرز برخورد آنها با این فرصت به ما نشان خواهد داد آنها تا چه اندازه به وعده های ایجاد شهری زیبا عمل خواهند کرد.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1390/11/19    | توسط: ساسان    |    | نظرات()