تبلیغات
شهر خرم آباد

خاطرات سفر با ریچارد فرای

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:شنبه 1393/03/3-02:03 ب.ظ

لرستان بودیم و به قلعه فلک الافلاک رسیدیم.در آن موزه مردم شناسی درست کرده بودند که خیلی عالی بود.فرای کلی خوشش آمد و بعد هم یک کلاه و کت تننش کردیم و ازش عکس گرفتیم.در آن هوای گرم و از بالای تپه،لرستان زیر پای ما بود.فرای در هوای بادی و گرم بسیار خوشنود بود که دوباره آنجا را میدید.:.7-نگار دلش برای ایران و نه تهران تنگ شده بود.راست میگفت که همه ایران را باید دید،البته فقط ایرج افشار این کار را کرده است و هنوز هم میگوید کلی جا هست که باید دید.

{تورج دریایی-استاد تاریخ دانشگاه کالیفرنیا-مهرنامه 35،صفحه 35}


نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برای شهرم

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:پنجشنبه 1393/01/14-12:46 ب.ظ

چهار نهال بلوطی که دیروز در یکسالگی‌شان به طبیعت خرم‌آباد تقدیم کردم.




نوع مطلب : فرهنگی  عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چند نکته زیست محیطی برای سیزده به در

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:سه شنبه 1393/01/12-02:09 ب.ظ

1.لطفا تنه ی درختان رو نشکنید برای درست کردن آتیش،حتی اگر تنه ی درخت خشک شده باشه،چرا؟مثلا دامنه ی زاگرس سنجابها توی این تنه های خشک معمولا غذاهاشونو جمع میکنند برای فصل سرما!
2.برای درست کردن آتیش سعی کنید از سطح زمین هیزم جمع کنید!
3.زباله نریزید!
4.اگر پوست میوه داشته باشید،و جایی که سیزده به در رو میگذرونید محل عبور حیوانات هست،میتونید پوست میوه ها رو پای درختی بگذارید و خاک روی اونها بریزید،حیوانات اونها رو پیدا میکنند و میخورن!اگرم نه پوست میوه مشکلی برای طبیعت ایجاد نمیکنه!
5.کیسه زباله فراموش نشه!زباله ها رو حتما سعی کنید جایی بگذارید که امکان جمع آوری اون توسط منابع طبیعی باشه!
6.آتش رو کنار درخت درست نکنید!حداقل با فاصله دو متری از درخت!و اگر منابع طبیعی بین درختان رو شخم زده در اون مکان شخم زده آتش درست کنید!
7.دوستان زاگرس نشین،اگر بلوطی دیدند کف زمین،با کندن یک چاله 5 سانتی اون رو به زیر خاک ببرند!حتما و انشالا جوانه میزنه!
8.سبزه هاتون رو در آب روان رها نکنید،و اونها رو در زمین نکارید!اگر سر راهتون روستایی هست به روستاییان تحویل بدید شاید به دام‌هاشون بدن!
9.اگر کنار رودخونه هستید لطفا ظرفهاتون رو با آب رودخونه تمیز نکنید!و پسماندهای غذاییتون رو کنار رودخونه نریزید!

{ممنون-سیزده به در خوبی داشته باشید}


نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

قطع درختان خیابان‌های خرم‌آباد همچنان ادامه دارد...

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:سه شنبه 1393/01/12-01:13 ب.ظ



نوع مطلب : خبری  عکس  فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

یک چنار مُرد

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:پنجشنبه 1392/12/22-08:52 ب.ظ

آقای شهردار!
وقتی زورتان نمی‎رسد پیاده‌رو را تعریض کنید، زورتان به درخت چنارِ زبان بسته می‌رسد!
خیابان شهدای خرم‌آباد یک چنارش را از دست، این یعنی سایه‌ای کمتر در تونل سایه‌های چنار خیابان شهدا!



نوع مطلب : فرهنگی  عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سیمرغ به خرم‌آباد پرواز کرد

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:چهارشنبه 1392/11/23-02:38 ب.ظ

تبریک به پژمان نعمت‌پور عزیز بابت دریافت سیمرغ بهترین تحقیق و پژوهش مستند از جشنواره سی و دوم فیلم فجر.

نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سیمرغ به خرم آباد سفر کرد

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:سه شنبه 1392/11/22-09:56 ب.ظ

تبریک به غلامرضا نعمت پور عزیز برای دریافت سیمرغ بهترین تحقیق و پژوهش جشنواره فیلم فجر


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تبریک

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:سه شنبه 1392/11/22-09:03 ب.ظ

تبریک به همشهری عزیزم غلامرضا (پژمان)  نعمت پور برای دریافت جایزه مستند جشنواره فیلم فجر.


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

لطفا این تصویر را به اشتراک بگذارید

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:یکشنبه 1392/11/20-03:23 ب.ظ

سمندر لرستان


نوع مطلب : فرهنگی  عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

پِیل اِشکسهَ با دلِ شکسته

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:دوشنبه 1392/11/7-01:56 ب.ظ

مطلبم در مجله مهر(لینک)


داستان هر سرزمینی این است که آن را به نمادی بشناسند. گاهی ابنیه تاریخی، گاهی طبیعتش، گاهی چهره ادبی‌اش، گاهی موسیقی‌اش، گاهی.... گاهی هم از همه این‌ها معجونی جمع می‌شود و سرزمینی را به چند بُعد می‌شناسند. حس ناسیونالیستی در من غلیان نکرده است اینکه بگویم شهر و دیارم را می‌شود با معجونی از همهٔ آنچه ممکن است شناخت.

نه کسی یادش نیست و یا نمی‌خواهد به یاد بیاورد که این گوشه از این خاک برای رشد و توسعه چه دارد. گناه بهره برداری نکردن از این همه نعمت تقصیر کیست؟ حق بدهید اگر جایی دیگر همهٔ این نعمات را داشت یحتمل امروز در اوضاعی سیر می‌کرد که دیگران به آن غبطه بخورند، ولیکن ما همچنان بر جای خود ایستاده‌ایم.
نمی‌خواهم گناه را گردن کسی به طور مشخص بیندازم، اما این همه گذشت و ما دنبال راهی برای توسعه گشتیم و اما از حال و داشته‌هایمان غافل ماندیم. یکی از همین هزاران چیز که می‌شد عامل توسعه شود، پیل اِشکسهَ (پل شکسته، پل شاهپوری) واقع در جنوب شرقی خرم آباد است. پل تاریخی ما قدمتش می‌رسد به سلسله ساسانیان، نمی‌خواهم درس تاریخ بدهم تا از اهمیت موضوع آگاه شوید ولی چه شهرهایی که با داشتن یک پل شهره خاص و عام شده‌اند و اما اینجا را که پایتخت پل های تاریخی نامیده‌اند هیچ بهره از آنچه که دارد بهره نبرده است.
در سه سفر استانی دولت های نهم و دهم ،669 مصوبه تصویب شد که یکی از این مصوبات ثبت جهانی نزدیک به 100 پل تاریخی لرستان بود. با گذشت سال‌ها خبری از آن مصوبه نیست و مثل اکثر مصوبات دیگر شاهدی نیست که گواهی دهد کاری در حال رخ دادن است.
پیل اِشکِسهَ ما نمی‌دانم اگر در گوشه‌ای دیگر از این کره خاکی می‌بود اوضاع و روزگارش به چه نحو بود. سال قبل که همراه جمعی از مردم خرم آباد برای پاکسازی محیط اطراف این ابنیه تاریخی در نزدیکی نوروز حضور داشتم غریبی این پل تاریخی را با وجود تمام احساس کردم. اوضاع محیط اطراف پل شکسته آنقدر وخیم بود که دو کامیون زباله به وسیله مردم از اطراف این پل جمع آوری شد. خود شرمنده‌ام که هرسال و نزدیکی نوروز به عنوان یک شهروند یادی از این پل می‌کنم ولیکن گناه ما کمتر از آن کسانی نیست که با اشاره‌ای توانایی این را دارند که وضعیت وخیم این پل را از این روزگار خارج کنند.
در حالی اطراف این پل پر از زباله بود، با نگاهی به محیط بِکر اطراف این پل به راحتی می‌توان وضعیتی مناسب را برای جذب سرمایه گذار، گردشگر و توریست فراهم کرد. نیک می‌دانم که مردمان دیارم چشم انتظار صنعت و کارخانه هستند تا از صدر آمار بیکاری به زیر بیایند ولیکن غفلت از آنچه که اطراف ماست برای رفع این معضل بسیار مهم است. چه بسیار جاهایی در این کرهٔ خاکی که فقط از صنعت گردشگری ارتزاق می‌کنند و اما فرصت اینجا به غفلت می‌گذرد.
بگذریم از اینکه آقای هرمز نصیری شهرداری پیشین برای این وضعیت وخیم برنامه‌ای عملی داشتند که شورای شهر تازه فرصت را از ایشان گرفت تا برسیم به وضعیت نامتناسب بازسازی و بهسازی پل شکسته، که به باور اکثر کار‌شناسان امر هیچ سنخیتی با دیگر پلهای ساسانی موجود در لرستان ندارد و چیزی که بازسازی کرده‌اند بیشتر به پلهای صفوی می‌ماند. گویی از هر دری با این پل سخن بگوییم چیزی جز اوضاع نامناسب برای گفتن نیست.
یک خواهش عاجزانه و درخواستی تاریخی است اینکه به سامان وضعیت پل شکسته بشتابند که شاید فقط به دستوری از آقای نجفی ریاست سازمان میراث فرهنگی و گردشگری موضوع حل و فیصله شود.





نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

اجرای گرم در هوای سرد

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:جمعه 1392/10/27-12:58 ب.ظ

چنان که انجمن موسیقی لرستان به همت امین عباسیِ عزیز وعده داده بود، بعد از لغو کنسرت گروه کامکار‌ها در مهرماه امسال به دلیل کسالت اردوان کامکار، خرم آباد بعد از ۴ ماه شاهد اجرای موسیقی این گروه موسیقی بود که با استقبال خوب مردم مواجهه شد. 
بخش اول شامل تصنیفهای موسیقی سنتی ایرانی بود که با دو تصنیف و سه تکنوازی همراه بود. پیش از همه اجرای تکنوازی کمانچه توسط اردشیر کامکار جمعیت حاضر در سالن را به وجد آورد. اجرای آقای اردشیر کامکار آنقدر زیبا و شنیدنی و مورد اقبال مردم قرار گرفت که حاضرین ایستاده و یک دقیقه تمام ایشان را تشویق کنند. 
بخش دوم برنامه گروه کامکار‌ها شامل اجرای تصنیف‌های قدیمی گروه کامکار بود که بسیار بسیار مورد توجه حاضرین در سالن قرار گرفت، به نحوی که پس از اتمام برنامه روتین، یک تصنیف دیگر هم بنا به علاقهٔ موجود در حاضرین سالن اجرا گشت که آن هم بسیار مورد توجه قرار گرفت. 
اما باید باز هم باید نکته منفی را بیان کرد البته با کمال تاسف! و آن هم نبود سالن مناسب موسیقی در خرم‌آباد. می‌دانیم که نه فقط در خرم آباد بلکه در تمام ایران کاستی بسیار زیادی در این زمینه وجود دارد ولیکن عشق و علاقهٔ مردم را باید پاسخی داد که در این هوای سرد سالن نشستند و اجرای گرم و شنیدنی گروه کامکار‌ها را شنیدند و لذت بردند. اینکه شایستگی مردم ایران چیزی بیشتر از نشستن در سالنهای ورزشی برای گوش دادن به موسیقی است شکی نیست، اما معلوم نیست و نخواهد بود که کی و کجا مسئولان قصد دیدن این علاقه را دارند تا برای رفع این معضل چاره‌ای بیاندیشند. 
باری در هوای سرد سالن که بار‌ها شاهد «‌ها» کردنهای گروه موسیقی در دست‌هایشان برای پاسخ به محبت مردم بودیم و از طرفی دیگر از کوک در رفتنهای سازهای گروه، این اجرای بی‌نقص گروه کامکار‌ها بود که این شب سرد را برای علاقمندان به موسیقی خاطره انگیز کرد. 
و بازهم سپاس از امین عباسی عزیز که در مدت حضورش در انجمن موسیقی لرستان کاری کارستان کرده است و معلوم نیست پیش از او انجمن موسیقی در چه حالی بوده که حال با آمدن او در کالبد این انجمن جانی تازه دمیده شده است. انشالا که همچنان شاهد توالی این دست اجرا‌ها باشیم. 
و عکسهای بی‌کیفیت من از کنسرت و نشست خبری گروه کامکار‌ها:


گروه کامکارها در خرم آباد
گروه کامکارها در خرم آبادگروه کامکارها در خرم آبادگروه کامکارها در خرم آباد


نوع مطلب : فرهنگی  خبری  عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

هفته چهارم لیگ دسته سه با خیبر

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:سه شنبه 1392/10/3-07:57 ب.ظ

هفته چهارم لیگ دسته سوم
جمعه 6 دی 1392
ساعت 14
خیبر خرم آباد
مس شهربابک


نوع مطلب : ورزشی  خبری 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

دِ ویرِم نِمیری آبهمن

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:یکشنبه 1392/08/5-04:32 ب.ظ

همیشه آرزو داشتم که مثلا می‌شد بعد از مرگ کسانی مثل سقایی و مسعود بختیاری، یک روز صبح که بیدار می‌شیم بگن این هم کار جدیدش. بیشتر مثل خواب و رویاست اینکه از این دو نفر کار نشنیده‌ای بشنوی. 

موسیقی لریُ دو نفر اسطورهٔ صدا، رضا سقایی و مسعود بختیاری (بهمن علاالدین) غم و شادی و فرهنگ و هرآنچه از ایلات لُر نیاز که بشنوید؟! نه! با جان و دل لمس کنید و احساس کنید در این صدا هست. 
با این توضیح پر واضح است که این دیگر فقط یک صدایی نیست برای گوش دادن، زندگی و زندگی است که از ترانهٔ آن‌ها به گوش می‌رسد. 

حُسن شباهت دو اسطورهٔ صدا مغضوب بودن آن‌ها در تمام سالهای تنهاییشان است که آن‌ها را به دور از هر واقعه‌ای نگه داشت، کاش با آن‌ها با محبت رفتار می‌شد تا امروز به جای ۴۰ ترانه ۴۰۰ ترانه از آن‌ها به جا مانده باشد. تا حال گنجینه‌ای غنی‌تر از آنچه که هست باقی بماند. 

حالا گویی خواب باشیم، بهمن نیست، اما خبری خوب آمده که آلبومی از کارهای نشنیده شده‌اش در حال انتشار است، فردا آلبوم ویر منتشر می‌شود و دوباره می‌شود خاطرهٔ «شو مهی» را زنده کرد، کار مسعود بختیاری شنیدنیست، هر لحظه‌اش زندگیست، غم ایل در صدای اوست. مثل خواب و رویا می‌ماند همین است. همین که بیدار شوی و ببینی کسی که نیست حالا کار جدیدی از او برای شنیدن هست، کسی که نه فقط صدایش را که خودش را جانانه دوست داری. آبهمن ده ویرِم نمی‌ری!

ویر ، جدیدترین اثر زنده یاد بهمن علاءالدین (مسعود بختیاری) ، ششم آبان 92 در تهران ، خیابان حافظ ، نبش خیابان سمیه ، ساختمان حوزه هنری ، سالن سوره ، ساعت 18 الی 20 رونمایی می شود.


نوع مطلب : خبری  فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

عشق آمدنی بود

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:چهارشنبه 1392/07/24-04:41 ب.ظ

همین چند هفته پیش بود که پوس‌تر کنسرت کامکار‌ها بر فروشگاه‌های فروش لوازم و آلات موسیقی خودنمایی می‌کرد. شوقی که وجود داشت برای آغاز دورِ تازه‌ای از کارهای فرهنگی، مخصوصا موسیقی که علاقه وافر مردمان خرم آباد و لرستان است با مشکلات قلبی که برای اردوان کامکار (که انشالا سلامتش را چنان قبل هرچه زود‌تر به دست بیاورد) فروکش کرد و بیم آن می‌رفت که شاهد کنسرتهای مقرر شدهٔ بعدی نباشیم. 

اما از یک هفته قبل که پوسترهای کنسرت کیوان ساکت و سالار عقیلی در گوشه گوشهٔ شهر خودنمایی می‌کرد، باز هم تب مردم برای تماشای دو استاد موسیقی و شنیدن صدای ساز و آواز آنان بالا گرفت. 

دیشب در مجموعه ۳۰۰۰ هزار نفری ولیعصر خرم آباد، ۳۰۰۰ مشتاق و علاقمند به موسیقی به نوای گروه آقای ساکت و سالار عقیلی گوش دادند و از زبان آنان شنیدند که لر‌ها را به چه می‌شناسند. کیوان ساکت عزیز که حالا خرم آباد را دیده و از مخملکوه و اسبیکوه خبردار شده، ربط ماهور و استواری کوه‌ها را به دیده دید و سالار عقیلی خرسند بود از اینکه در پایتخت کمانچه نوازی ایران برنامه اجرا می‌کرد. 

چقدر مردمانی که به کنسرت آمده بودند، با دقت گوش دادند و شنیدند و کار تا آنجا پیش رفت که به درخواست تماشاگران قطعه وطنم اجرا شد و سپس کیوان ساکت مرغ سحر را هم اجرا کرد و سالار عقیلی با صلابت خاص خود آن را خواند. کنسرتی که تمام شده بود دوبار تمدید شد و دو تصنیف وطنم و مرغ سحر را با جان و دل اجرا کردند و شنیدیم. 

امیدوارم باز هم کیوان ساکت عزیز به این دیار بیاید و قطعات سمفونی بتهوون را اجرا کند که دیشب مجالش نرسید. 

و سپاس ویژه از امین عباسی عزیز، که در این مدت کم مسئولیتش در انجمن موسیقی لرستان کاری کارستان کرده است. و امیدواری به اینکه روزی مشکل سالن موسیقی نه فقط در خرم آباد بلکه در ایران رفع شود،شان اجراهای موسیقی بالا‌تر از این است که در سالنهای غیر استاندارد و یا سالنهای ورزشی برنامه اجرا کنند و چه فرصتی بهتر از این که دو اهل موسیقی، آقایان سیفی و آشتیانی در شورای شهر خرم آباد هم عضویت دارند.

عکس بی‌کیفیت من از این اجرای باکیفیت تقدیم شما!

کنسرت سالار عقیلی و کیوان ساکت خرم آباد


نوع مطلب : فرهنگی  عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مفرغ لرستان علامت حُسن نیت آمریکا

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:یکشنبه 1392/07/7-05:50 ب.ظ

در پی اتفاقات چند روز گذشته، آقای نجفی رییس لایق و شایسته سازمان میراث فرهنگی و گردشگری که برای بازگرداندن الواح هخامنشی همراه دکتر روحانی به نیویورک سفر کرده بود به دلیل پیچیدگی حقوقی بازگرداندن آن الواح به تاخیر افتاد. اما در بازگشت همراه با پدید آمدن علائم تغییر در رابطه‌ی ایران و آمریکا، دولت آمریکا یک شی مربوط به غار کلماکره پلدختر را برای نشان دادن حُسن نیت به دولت ایران بازگرداند.


امیدوارم در آینده‌ای نزدیک این شی متعلق به ایران و لرستان در موزه‌ی قلعه فلک الافلاک نیز نمایش داده شود.

مفرغ لرستان


نوع مطلب : فرهنگی  تاریخی  عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شماره 6 درگاه منتشر شد

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:شنبه 1392/06/30-01:08 ق.ظ

شماره 6 درگاه با بررسی کارنامه "علی‌مردان عسگری عالم" منتشر شد.شما می‌توانید از طریق دکه‌های مطبوعاتی شماره تازه‌ی درگاه را تهیه کنید.


مطلب استاد "ایرج رحمانپور" را در ذیل می‌خوانید:

ایستاده بر کوه بلند

در گذشته‌ای دور یا نزدیک نمی‌دانم هرچه بود فرصتی دست داد تا شاهد نمایش مستندی در یکی از شبکه‌های تلویزیونی باشم. در آن مستند از غروب تا طلوع آفتاب، در سینه جنگلی مخوف، این آن را می‌درید، آن این را می‌بلعید، هر تنابنده‌ای به شکلی در تدارک محو دیگری بود و در عین حال خود بدست دیگری محو می‌شد، در این میان اما شاه بیت شیرین هستی در زیست پرنده‌ای سروده شده بود که به دور از همه‌ی این غوغا با جدیتی شگرف به دور از هیاهوی دهشتناک بر فراز درختی آشیانه خود را می‌ساخت و می‌پرداخت. دوست دیرینه فرهیخته‌ام «عسگری‌عالم» به دور از غوغاهای رایج برج و باوری مستحکم خود را در حوزه پژوهش چونان پرنده ساخت و پرداخت.

بسیاری او را در حوزه طنز می‌شناسند و حضورش در آن عرصه به اندازه‌ای هست که شایستگان مقوله طنز به این زاویه از شخصیت ایشان بپردازند. دست تقدیر و علایق نهفته آدمی او را به عرصه بازیگری سینما هم کشاند و آنجا هم برای خود جای پایی دارد. شخصیت درخشان پدر کارکتر اصلی فیلم نامزدی اثر مشترک آقای غلامرضایی-مختاری و معلم شهرزیبای اصغر فرهادی را خیلی‌ها به خاطر دارند.

نگارنده از زاویه دیگری شیفته این دردانه گران‌بهاست. سماجت بی‌بدیل و پشتکار رشک برانگیز ایشان در آفرینش کهکشانی از میراث معنوی سرزمین مادری. او یکسره قلم زد، قلم زد و قلم زد. هرآنچه در تیررس نظر بلند و دستان دراز دامنش یافت جمع کرد بی‌چشم داشت هیچ ستایشی. در حالیکه بسیاری با احترامی بسیار کمتر از ایشان دیده شدند و ستوده شدند.

اما او تنها نوشت و نوشت. شاید در نگاه اول پژوهش و گرد آوری در حوزه داشته‌های عمومی مرسوم و متداول به نظر برسد ولی تفاوت کارستان عسگری‌عالم در حفظ، ثبت و ضبط مقولاتی است که به هزار و یک دلیل روشن و پنهان به سرعت برق و باد در حال نابود شدن هستند. او در مقابل گردبادی سهمگین ایستاده است که هرچیز را در کام می‌کشد و محو می‌کند. زمانی که به سرعت می‌گذرد و هیچ فرصتی برای تلف کردن نمی‌دهد. مزید بر همه علت‌ها، زیستن در سرزمینی است که در آن خودی بیشتر از هر بیگانه‌ای در تخریب داشته‌های خویش پیش دستی می‌کند. و درآن هرکس فرهاد تنهای دنیای خویش است. و در شبانه‌های تنهایی تنها به مدد عشق تیشه می‌زند. در چنین شرایطی است که او با قدرتی مثال زدنی لایه لایه فرهنگ بومی را کاوید و کوشید تا لحظات ناب انسانی بومی، شکوه شعری بی‌شاعر، حکمت تمثیلی عبرت‌آموز و... جاودانه شوند و خود نیز چنین شد. حالا دیگر علی مردان عسگری عالم خود افسانه‌ای است، حکایتی است، تمثیلی است که با نوشتن زنده می‌کند و زنده می‌شود. بزرگی کار او در نجات آفریده‌های مردمان گمنامی است، آنچه به نام هستِ شفاهی یک قوم می‌شناسیم سرگذشت رازناک زبان، شعر، ترانه، متل، چیستان که در شتاب تحولات اخیر چه در پروسه‌ای ناگزیر و چه غقلتی نابخشودنی در سراشیب فراموشی به دم مسیحایی نوشتن نجات یافتند، اقدام فرهیخته مورد نظر به مثابه نجات نیمه جان‌های پس از یک زلزله مهیب قابل تقدیر است.

به گواهی آثار پدید آمده بی‌هیچ اغراقی عسگری‌عالم تبدیل به سلسله جبالی شده است که هیچ پژوهشگری، هیچ گوینده و سراینده‌ای بی‌نیاز عبور از قله‌های آن نیست و تازه این دریای پشتکار چنین می‌نماید که تازه کار‌ها دارد، یا‌‌ همان که گفتم حالا دیگر باید در دامنه این کوه بلند ایستاد و به احترامش کلاه از سر برداشت.


علیمردان عسگری عالم،مجله ادبی درگاه



نوع مطلب : خبری  فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

کنسرت گروه کامکارها

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:جمعه 1392/06/29-01:27 ق.ظ

امروز پوستری توجه من را به خود جلب کرد، دقت که کردم عکس کامکارها بود، ابتدا فکر کردم آلبوم تازه‌شان به بازار آمده، جلوتر که رفتم تا جزییات را بخوانم دیدم خبر خوبی در راه است.
بناست پنج‌شنبه هفته آینده، یعنی 4 مهر 1392 اتفاق میمون و مبارکی رخ بدهد و گروه کامکارها در خرم آباد به اجرای موسیقی بپردازد.
مکان اجرای موسیقی هم سالن سرپوشیده ورزشگاه تختی خرم آباد است.
کنسرت طبق برنامه قرار است از ساعت 7 عصر شروع شود و شما بلیت‌های این کنسرت موسیقی را می‌توانید از آدرس‌های زیر تهیه کنید.

1.استریو آوا-سه‌راه مطهری جنب پاساژ آرش
2.نوای زاگرس-چهارراه فرهنگ
3.موسیقی تال-بالاتر از پل دارایی‌زاده
4.آموزشگاه موسیقی باربد چنگ-سرچشمه
5.استریو آوای لرستان-مطهری

کنسرت گروه کامکارها در خرم آباد


نوع مطلب : خبری  فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

زخمی هذیان

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:سه شنبه 1392/06/26-04:56 ب.ظ

گزیده‌ی اشعار "کیانوش نورمحمدی" توسط نشر شاپورخواست منتشر شد.

این چند وقت، شعرهای آزاد بسیاری خوانده بودم که در اکثر مواقع خنده روی لبم نقش می‌بست.نه به این جهت که شعر طنز بوده باشد، نه!به این خاطر که مفاهیم و کلماتی وارد اشعار(اگر شعر باشند) شده است که احتمالا تن هر شاعری را در گور می‌لرزاند.ابدا کسی فکر نمی‌کرد که سی دی، دی وی دی، دیازپام، سیگار و ... وارد شعر شوند با این کلمات احساس و اعتراض و حالات درونی و بیرونی شاعر را بیان کرد.
اگر مثل من از این نوع اشعار خسته شده‌اید پیشنهاد من به شما "زخمی هذیان-کیانوش نورمحمدی" است.انشالا که سلامت و تندرستی دوباره به آقای نورمحمدی عزیز بازگردد و کتاب بعدی و مجموعه‌ی بعدی‌شان را در دست بگیریم و بخوانیم و لذت ببریم.

شعر" تو بوش اِ-مِ بوش اِ"

مِ گوا اِ نسل فرهادِم، تو گوا اِ خوین شیرینی
مِ تا هفپِشت هر عاشق تو تا هفپِشت بی دینی

تو چوی دریا مِ چوی ساحل مِ چوی لیوه تو چوی عاقل
وِ دردِ بی علاجِ دل خیالِم کرد تسکینی

اَنیس خلوتِ شوگَردِ عاشق پیشه ای آخِر
نویی معلومِم اِی دلبر که مونگی یا گه پروینی

دواکهَ زخم ناکارم شفاکه درد ناچارم
رواکه حاجتم،ژارم،که تو معنای آمینی

مِ هوکارهَ ژیر ساتِم و گیون و دل هاواخاتم
اسیرم عاصیم لاتم تو خو تیر جفا شینی

زخمی هذیان-کیانوش نورمحمدی


نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

برای تو نازنین که هرروز جمعه است

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:شنبه 1392/06/9-06:43 ب.ظ

به گمونم نزدیک جام جهانی ۹۸ بود که تازه بعد از چند سال فرهاد به سبب تغییر و تحولات آن روزهای ایران کاستش مجوز گرفته بود و منم کودکی بودم که فکر و ذکرم بیشتر دنبال این بود که ببینم ایران در جام جهانی چه خواهد کرد تا اینکه بدانم فرهاد کیست؟! 
یادم هست در‌‌‌ همان روز‌ها یک نوار کاست در ماشین پدرم خودنمایی می‌کرد با تصویر مردی که مو‌هایش سپید شده بود و چیزی هم در دست دارد (بعد‌ها فهمیدم گیتار است). پدرم پشت سر هم همین کاست را گوش می‌داد، یعنی از اولین بار که یادم می‌آید تا آخرین بار شاید ۳-۴ ماه طول کشید تا نوار از رادیو ضبط ماشین خارج شود و جایش را به خواننده‌ای دیگر و نوای دیگری بدهد. آن روز‌ها به سنی نرسیده بودیم که اعتراض کنیم، پدرجان این چیست گوش می‌دهی؟ عوضش کن و سایر اعتراضات! 
 «سپید پوشیده بودم با موی سیاه/اکنون سیاه جامه‌ام با موی سپید»، الان که فکرش را می‌کنم می‌بینم چقدر این شعر با آن عکس روی جلد همخوانی دارد! 
به دوازده سیزده سالگی که رسیدم خودم جای پدرم را گرفتم فرهاد گوش کن حرفه‌ای شدم که بیا و ببین (با گذشت از خُرده روزهای بزن بریم گوش کن)، مجموعه آثار شکیلی که شامل همهٔ آهنگهای اوست را هم شرکت «نی داوود» منتشر کرده بود را‌‌‌ همان روزهای تازه نوجوانی، پدرم برایم خرید. 
فرهاد و منفردزاده و قنبری مثل رونالدو، ژاپی آلونسو، اوزیل، مثل فیگو، زیدان، رونالدو (مثال‌ها رئالی هستند) از زیبایی تام و تمامی بهره‌مند بودند، ترانهٔ زیبا، آهنگ زیبا‌تر و صدای که گویی آفریده شده بود با آن همه بغض تا آن ترانه‌ها را بخواند و ترانه و آهنگ و صدا همدیگر را به سادگی تکمیل می‌کردند. 
به قول خود فرهاد، چیزی که از شما صادر می‌شود، حتما نشانه‌ای است از چیزی که درون شماست (نقل به مضمون)، همین حرف را کنار شیش و هشت خوان‌ها (شما بخوانید چرت و پرت خوان) بگذارید تا منظور را بفهمید، به قول حضرت مولانا، ما درون را بنگریم! 
افسوس که چرا به جای ۲۰ ترانه، چرا ۴۰، ۶۰، ۱۰۰ ترانه نداشته باشد؟ 
چه بسیار جوانهایی که وقتی شبانه را با صدای فرهاد شنیدند، رفتند و کتاب شاملو خریدند تا باقی اشعارش را بخوانند! منفردزاده را به جای واروژان که معروف نبود دستگیر کردند و صرفا به این خاطر که کسی نمی‌شناخت واروژان را، فقط کافی بود خوب بسازی و فرهاد بخواند تا از گمنامی خارج شوی بعدش ممنوع شوی یا به زندان بروی. 
هیچکس فرهاد نشد و هیچکس او نخواهد بود! که اگر مثل او بود، نوجوانان دههٔ هفتاد هم نمی‌رفتند از او بشنوند و بخوانند! 

عنوان،نوشتهٔ زیر عکس صفحه‌ی آهنگ جمعه


نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شهردار نصیری بماند

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:شنبه 1392/06/9-02:15 ق.ظ

انتخابات شوراهای شهر و روستا که برگزار شد، ترس از اینکه اعضای شورای شهر اولین تیر تصمیم خود را متوجه شهردار نصیری کنند، تازه نمایان شد. در روزهای تبلیغات انتخابات شوراهای شهر و روستا نه فقط در خرم آباد بلکه در سراسر ایران هیچ کاندیدایی اعلام نکرده بود که اگر انتخاب شود از شهردار شدن فلان کس حمایت می‌کند یا شهردار فعلی را تغییر می‌دهد. البته در شهرهایی که لیست‌ها جریان غالب بودند می‌شد گمانه‌زنی کرد که شهرداری از‌‌ همان طیف فکری در صورت به دست آوردن اکثریت بر مسند شهرداری تکیه بزند.

از لحظه خروج شهردار ساکی تا ورود شهردار نصیری به ساختمان شهرداریِ صد ساله‌ی خرم آباد، خرم آباد شهرداری به خود ندید که علاوه بر کاردانی، درایت و اهتمام به مسائل شهری از قبیل تحول در مبلمان شهری و برنامه مدون برای تغییرات متناسب با خواسته‌های شهروندان، فرهنگ عذرخواهی از مردم را نیز در صورت کوتاهی در فعالیتی را داشته باشد. تمام موارد که روزگاری کیمیا شده بود با حضور آقای نصیری نمایان شد.

این آقای نصیری بود که فارق از هرگونه بی‌برنامگی، که حالا چه باید کرد؟ با برنامه و دقت از‌‌ همان روز اول حضور در این مسند تلاش و جدیت خود را به صورت عینی در پیشگاه چشمان مردمان شهر قرار داد. تلاش و جدیتی که نه برای یک مدت محدود بلکه با وجود تمام کسری بودجه‌های شهرداری و نبود امکانات مالی در این حوزه، مانعی برای ادامهٔ فعالیت‌های ممتاز ایشان و مجموعهٔ شهرداری خرم آباد نشد.

در ذهن مردمان خرم آباد چه کودکی امروزی و چه میانسالان و پیران، هرکه بر مسند شهرداری بنشیند قطعا و یقینا عملکرد او را با فعالیت‌های شهردار ساکی مقایسه خواهند کرد و در قالب این قیاس است که به یک شهردار نمرهٔ قبولی یا رد می‌دهند. در این میان دوره‌های شهرداری در خرم آباد از طریق همین قیاس در یک باور عمومی به دورهٔ قبل و بعد از شهردار ساکی تقسیم شده است. چه آنجا که پیش از او فعالیتی در خور وجود نداشته و چه پس از او که کج دار و مریض شهر به حال خود‌‌ رها شد و فقط خُرده فعالیت‌هایی در طول سالیان دراز در جهت سامان سیمای شهر صورت گرفت که هیچ کدام شایسته و بایستهٔ نه شهر باقدمت خرم آباد و نه شهروندان آن نبود.

اما از امروز به بعد خرم آباد دومین متر و معیار خود را برای مقایسه عملکرد به دست آورده است.هرکس پس از آقای هرمز نصیری در مسند شهرداری خرم آباد قرار بگیرد و فعالیت او به سقف فعالیت‌های آقای نصیری، چه به لحاظ کمی و چه به لحاظ کیفی نرسد، قطعا این اعضای محترم و تازهٔ شورای شهر چهارم خرم آباد خواهند بود که باید پاسخگوی عمل خود باشند که چرا شهر را از مسیر و ریل پیشرفت خارج کردند. کیست که نداند شهرداری خرم آباد بودجه‌ای برای انجام فعالیت‌های عمرانی ندارد و فقط از طریق درآمدهای خود است که این شهر سرپا مانده است، اما آقای نصیری با دست خالی این همه را انجام داده که رضایت نسبی اکثریت شهروندان از دورهٔ حضور ایشان در شهرداری سند غیر قابل انکاریست که در کارنامهٔ ایشان باقی است و در پاسخ به مخالفان و دوستانی که امروز خواهان تغییر ایشان هستند، حجتی آشکار است.

امید است اعضای شورای شهر خرم آباد روی تغییر شهردار خرم آباد به بهانه‌های مختلف خط بکشند و نگویند کسی خواهد آمد و بهتر کار خواهد کرد. این را در نظر داشته باشند که اکثریت شهروندان خرم آبادی خواهان ادامهٔ فعالیت آقای نصیری هستند و با در نظر گرفتن حُسن همکاری و دفاع از برنامه‌های ایشان که نمونه‌های بارز آن عینیت یافته است مقدمات را برای فعالیت بیشتر، برای به انجام رساندن برنامه‌های ایشان از طریق مصوبات شورای شهر شرایط را فراهم کنند تا دامنهٔ فعالیت‌های عمران شهری در خرم آباد شتاب بیشتری گرفته و نهایتا شهر را از فرد شایسته‌ای چون آقای نصیری محروم نکنند.

 «لازم به ذکر است که نگارنده حتی یکبار هم آقای نصیری را از نزدیک ندیده و ایشان اگر اینجانب را در خیابان ببینند قطعا شناسایی نخواهند کرد، صرفا برای تذکر به کسانی که در ذهن می‌پرورانند که از کسی پول می‌گیرند تا تعریف کنند. فعالیت‌های آقای نصیری گواهی مستند و غیرقابل انکاریست برای دفاع از ایشان.»


لینک در یافته نیوز



نوع مطلب : تحلیلی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوشت‌افزار ایرانی

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:سه شنبه 1392/06/5-04:25 ب.ظ

دوستان می‌گن این تزریق ایدئولوژی به ذهن کودک و شب خواب بد می‌بینه و اینا! اما از اونور دفتر چینی با طرح کال آو دیوتی و بتلفیلد و هالک و نینجا لاکپشت ترویج چیزی نیست!!! اصلا چرا گیر دادیم به این سه چهار تصویر! چرا عکس تختی و شخصیتهای شکرستان رو بیشتر تبلیغ نمی‌کنیم؟! چرا اصلا شخصیت چریکی چمران رو فقط می‌بینیم و نمی‌گیم که یه مغز بوده؟! چرا حس وطن پرستی خلبان شجاعی مثل بابایی رو تبلیغ نمی‌کنیم؟! به شخصیتهای ایرانی رسید تبلیغ جنگ و ایناست اما وقتی کال آو دیوتی و بن تن باشه تبلیغ خوبی هاست؟! 
شخصیتهای فرنگی و والت دیسنی و ژاپنی هجوم داشته‌های اونا به ما نیست! اما وقتی شخصیتهای کارتون وزین «شکرستان» روی جلد باشه می‌شه اَخ؟! می‌شه زشت!؟ می‌شه اُمُل؟! می‌شه خَز؟! می‌شه ذهن خراب کن!؟ اما سیندرلا و گربه‌های اشرافی باشه می‌شه نوستالوژی، می‌شه اِ بابایی تو یادت نمی‌اد اون موقع ما از اینا می‌دیدیم یادش بخیر، اون موقع شرک و اینا نبود! 
شهید بابایی رو جلد باشه می‌شه ترویج فرهنگ جنگ در ذهن کودک، اما کال آو دیوتی باشه می‌شه زیبایی‌شناسی؟! 
بچه با دیدن شهریاری شب خواب دراکولا می‌بینه نمی‌تونه بخوابه! اما شخصیتهای دراکولایی بن تن رو جلد باشن شب خواب گل و بلبل می‌بینه؟! شرک رو مرد ۴۰ ساله ببینه با اون دک و پوزش تا بیست روز شب بد خواب می‌شه مشکلی نیست فقط شهریاری نباشه؟! 
تختی رو جلد دفتر مشق باشه تا بچه بدونه چی داشته و کی بوده و کی هست، می‌شه بابا تختی همونه خودکشی کرد؟! 
چرا فقط یاد نمی‌دیم نه! چمران یک مغز بوده، شهریاری یه دانشمند بوده، تختی یه پهلوون بوده؟! چرا اینطوری و از اونور بوم می‌وفتیم؟!نوشت افزار ملی


نوع مطلب : فرهنگی  تحلیلی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

در شان قوم لر نیست

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:دوشنبه 1392/05/21-05:02 ب.ظ

جناب آقای بزرگواری نماینده محترم کهگیلویه و نماینده لُر مجلس نهم شورای اسلامی، بابت جمله‌ای که امروز در مورد قوم هشت میلیونی لُر از تریبون رسمی مجلس شورای اسلامی و پخش مستقیم از شبکه خبر سیمای جمهوری اسلامی در پیشگاه ملت ایران بیان داشتید،متاسف هستم.این سخن در شان قوم لُر نیست و خلاف واقع است.
و تشکر از آقای محمد جواد کولیوند نماینده لرستانی و آقای زارعی نماینده کهگیلویه و بویر احمد مجلس شورای اسلامی بابت اعتراض به موضوع.



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آخرین وضعیت بلوط‌های من

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:جمعه 1392/05/18-04:11 ب.ظ

انشالا بعد از دوره‌ی نگهداری و کاشت در طبیعت روزی برسه که کسی در سایه‌ی اونها لحظات خوبی داشته باشه.


بلوط،خرم آباد


نوع مطلب : عکس  فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

آن‌چه لرستان از رییس جمهور یازدهم می‌خواهد

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:چهارشنبه 1392/03/29-11:33 ب.ظ

یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران روز 24 خرداد برگزار شد و رییس قوه مجریه کشور و منتخب مردم از طریق رای مردم انتخاب گردید. لرستان با دارا بودن 2.5 درصد از جمعیت کل کشور و بهره‌مندی از ظرفیت‌های عظیم گردشگری و توریسم و نیز داشتن منابع عظیم معدنی و نیز نیروی انسانی آموزش دیده و باسواد با تحصیلات دانشگاهی وفنی، بی کارترین استان کشور با 21 در آمار رسمی اعلام شده از سوی مرکز آمار و وزارت کار است.

معلول مشکلات لرستان شامل فرار سرمایه ‌های انسانی لرستان به استان‌های دیگر برای پیدا کردن شغل، ایجاد مشکلات فرهنگی در جامعه، باعث افزایش میزان طلاق میان جوانان به دلایل مشکلات اقتصادی و در تکان دهنده‌ترین حالت، نگاه ناامیدانه جوانان لرستانی به آینده ای مبهم می‌شود.

لرستانِ بی‌کار معلول علت‌هایی است که بیشتر در حوزه صنعت و عدم برنامه‌ریزی توسط دولت برای رهایی این استان از مشکلات وجود دارد، است. مراکز صنعتی‌اش کم کم دارند فرسوده می‌شوند و پیر در تعطیلی به سر می‌برند و آنچه که طبق مصوبه سفرهای استانی دولتهای نهم و دهم قرار بوده است به بهره‌برداری و مرحله تولید برسد اما نرسیده است.

ابراهیم آقامحمدی نماینده خرم‌آباد در مجلس شورای اسلامی به تازگی اعلام کرده است که: «در سه سفر رئیس جمهور و هیئت دولت به لرستان در مجموع 669 مصوبه به تائید و تصویب رسیده که از این تعداد 214 مصوبه اجرایی، 192 مصوبه در حال اجرا و 212 مصوبه تعطیل و اجرایی نشدند.» آن‌چه آقامحمدی اعلام داشته است چیزی شبیه فاجعه است،404 پروژه از مجموع 669 پروژه مصوب استان لرستان به مرحله بهره‌برداری نرسیده‌اند.

بی‌شک لرستان از مشکلات عدیده از ضعف برنامه ریزی برای دریافت بودجه گرفته تا توجه دولت رنج می‌برد. توجه داشته باشید که مشکلات لرستان شامل این گونه مسائل است که فقط 200 میلیون تومان بودجه برای یکی از سدهای عظیم لرستان در نظر گرفته شده است. با این رقم امروز خانه‌ی یك طبقه را هم نمی‌توان ساخت چه رسد به پروژه‌های عظیمی مانند سد! حال با این وضعیت چگونه می‌توان امید داشت لرستان ثروتمند از رنج بی‌کاری خارج شود؟ این مشکل به ضعف برنامه‌ریزی در استان، عدم پی‌گیری به جد مسوولان برای بیان مشکلات و رساندن آنها به گوش مسوولان و نیز رها شدن استان لرستان و در مقیاسی بزرگ‌تر مناطق محروم کشور است.

1.حمایت تام و تمام از صنایع تعطیل شده‌ی استان لرستان و رفع موانع پیش روی این صنایع برای رهایی از وضعیتی که امروز دچار آن هستند. بازگرداندن این صنایع به چرخه‌ی تولید خواسته ای است که از دیرباز توسط مردم لرستان بیان شده است و هنوز هم چشم انتظار این مسأله هستند که روزی گره از کار فرو بسته‌ی این صنایع گشوده شود و آنها به چرخه‌ی تولید بازگردند و درصدی از بیکاری لرستان کم کنند. چنان‌چه تا کنون شاهد بوده‌ایم مسوولان استان لرستان نتوانسته اند به طور کامل راه به جایی برده و موانع را از پیش رو بردارند در نتیجه این خواسته را طلب می‌کند که مسوولان کشوری همپای مسئولین استان لرستان و نیز نمایندگان این استان به قضیه ورود کنند تا یکبار برای همیشه از بار خصوصی سازی مهلک و بدون برنامه سال‌های پیش که مولد وضع کنونی است رهایی یابیم.

2. به سرانجام رساندن طرح‌های در دست اجرا. چنانچه در بالا اشاره شد 404 طرح مصوب هیأت دولت در هشت سال اخیر به مرحله اجرا در نیامده است. تمام این مسائل بر اتفاقاتی مانند تعطیل شدن صنایع این استان و نیز تعطیل ماندن آن‌ها سرباری شده است و گره ای تازه در لرستان زده شده است. وقتی که صنایع پیشین تعطیل هستند و نیز صنایع‌ای که قرار بوده است ساخته شوند اما به مرحله اجرا نرسیده‌اند در این استان باعث ایجاد وضعیت رکود شده است، بهتر آن است که در این مرحله از کلنگ‌زنی‌های تازه پرهیز شود و دولت جدید تمام توجه خود را متوجه اتمام این پروژه‌ها کند تا هوایی تازه در آسمان صنعت لرستان وزیدن بگیرد و جانی تازه به کالبد نیمه جان صنعت لرستان وارد شود.

3. طرح‌های در دست احداث گردشگری و توریسم لرستان مانند هتل‌ها در سایه‌ی بی توجهی مسئولین استانی به اتمام نرسیده‌اند و برای باز کردن گره از مشکلات آن کاری نکرده اند. بی توجهی مسئولین کشوری به ایجاد مناطق گردشگری برای ایجاد شغل و درآمد پایدار در این بخش باعث شده است تا لرستان از ظرفیت‌های پیدا و آشکار خود بهره‌ای نبرد. بهتر آن است در کوتاه مدت فکری به حال آن‌چه نیاز واقعی لرستان است شود. بخش گردشگری و صنعت توریسم در لرستان بی‌شک از ساخت صنایع دیگر هم برای مردمان لرستان می‌تواند مثمر ثمرتر باشد و زیرا هم لرستان نفع خواهد برد و هم ایران.

4. با وجود اینکه در لرستان به اندازه شایستگی‌هایش برای ساخت زیر ساختهای مورد نیاز کاری نشده است و در چنین حالتی هیچ سرمایه گذاری راغب به آن نیست که در این استان سرمایه گذاری کلان داشته باشد، بهتر است که اصل 44 قانون اساسی برای مدتی در این استان متوقف تا دولت با تمام تلاش به ایجاد نیازهای لرستان به قضیه ورود پیدا کند. کمترین سود این مسأله آن است که پس از اتمام توقف در این استان شاهد سرازیری سرمایه گذاری‌های عظیم به لرستان خواهیم بود.

5. لرستان معدن نفت پالایشگاه‌های سایر استان‌ها است. متاسفانه شاهد آن هستیم که نفت از مناطق نفت خیز لرستان استخراج و برای پالایش به پالایشگاه‌های سایر استان‌ها می‌رود. در این میان سهم لرستان از ثروتش هیچ است. آنچه که باید در سال 62 با عنوان پالایشگاه و پتروشیمی در لرستان ساخته شود امروز در شازند اراک باعث ایجاد ظرفیتی عظیم برای شغل‌ها و درآمدهای پایدار شده است. این قضیه فقط مربوط به این صنعت نیست. ثروتمند بودن لرستان در معادن سنگ، روی، سنگ آهک و سرب برای ایجاد شغل در استان‌های دیگر کارخانه شده است و یا به طور کامل از ظرفیت این معادن در استان لرستان بهره‌برداری مورد نیاز نشده است. آن‌چه که از این معادن برای لرستان باقی است چیزی جز حسرت بیکاری نیست. استفاده از این ظرفیت‌ها در کنار نیروی انسانی لرستان برای حل مشکلات که نیازمند توجه دولت در قدم اول است، راه حل روشن کار است.

6. استفاده از نیروی مدیریتی شایسته لرتبار برای پست استانداری و یا مدیری که با کار در مناطق محروم و کمتر توسعه یافته و نیازهایش آشنا باشد. این مهم اتفاق نمی‌افتد مگر آن‌که توسط ریاست جمهوری فردی انتخاب شود که دارای سابقه طولانی مدیریت کلان و البته موفق باشد. مهم‌ترین قضیه آن است که فرصت کار به این‌گونه فردی داده شود. نمی‌شود در 8 سال 4 استاندار تعویض کرد و انتظار داشت که بعدی بهتر از قبلی عمل کند. به طور میانگین تغییر هر 2 سال مدیریت یک استان باعث ایجاد بی‌ثباتی در کارها و برنامه‌ریزی کلان استان می‌شود که خود باعث ایجاد مشکلات عظیم است.

7. بهترین حالت برای حل این مشکلات تشکیل کارگروه توسعه و عمران مناطق محروم و کمتر توسعه یافته به ریاست شخص رییس جمهور است و تشکیل مداوم جلسات آن به صورت فصلی. مشکلاتی به این عظمت فقط با نظارت مستقیم شخص اول قوه مجریه با تعامل نمایندگان این استان‌ها حل و رفع می‌گردد.

پیداست که این 7 خواسته تمام آنچه که جوانان لرستان می‌خواهند نیست. آنچه که لرستان نیاز دارد را باید از یکایک جوانان و مردمان این دیار شنید که فریاد محرومیت‌شان تا امروز راه به جایی نبرده است.

لینک مطلبم در یافته




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بلوط

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:دوشنبه 1392/02/16-09:31 ب.ظ

بلوط‌های یک ماهه‌ام که انشالا به زودی در دل طبیعت خرم آباد و لرستان کاشته شوند و روزگاری کسی از سایه‌اش آرامش بگیرد.





نوع مطلب : فرهنگی  عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

من شهرستانیم!

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:دوشنبه 1392/02/9-07:39 ب.ظ

من شهرستانیم، به عبارتی همون دهاتی! 

همین فحش شهرستانی بودن و دهاتی بودن را شما نگاه کنید چه نگاههایی از کنارش بیرون می‌آید. 
همین عامل باعث می‌شود خیلی جا‌ها مجبور بشوی بگویی نه آنجایی نیستم تا بهت نخندند! ببین این تهرانی‌ها چه گُلهایی هستند! اما من همیشه گفته‌ام خرم آبادیم، لُر هم هستم، دستمم سنگ نیست، سنگ هم نمی‌دازیم، شهری که در اون زندگی می‌کنم تاریخی به اندازه قدمت تمدن بشر هم دارد، دور و اطرافش پر است از غارهای عصر پارینه سنگی، که آقای فرانک هول به عنوان مثال در غارهای پاسنگر، کُنجی و یاقته‌اش آثار تمدنی بین ۱۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح را یافته است! همین نکته را هیچکدام از شما‌ها نمی‌دانید، شک ندارم که نمی‌دانید! 
متاسفانه مردم شهر من یا خوشبختانه، ساده هستند بنده گان خدا، دنبال این چیز‌ها نبوده‌اند که مثل بسیاری حتی برای خود نداشته بتراشند. بی‌اعتمادی که به آن‌ها شده است و می‌شود و فحشهایی که نثارمان می‌شود را به جان می‌خریم و خریده‌ایم همیشه، اما اکثر اوقات به کسی توهینی نکرده‌ایم، چون بلد نیستیم. 
نقش ایل بیرانوند و بختیاری را در مشروطه آنقدر کمرنگ کرده‌اند کتابان تاریخ همین تهرانی‌ها که کسی فاتح تهران را نمی‌شناسد! برای ما امروز پیشینه یمان مهم است! نبردمان با رضاشاه مهم است! کسی شیرزنی به اسم قدم خیر را نمی‌شناسد، دُرست‌‌ همان لحظه که استبداد رضاشاهی در حال شکل گیری بود به نبرد با او پرداخت! 
چه می‌گویم!؟ پُز می‌خواهم بدهم بلد نیستم! 
سال اول دبیرستان بودیم مدرسه انفورماتیک تهران، ضلع شمال غربی میدان صنعت شهرک غرب! یک همکلاسی داشتم لُر بود. من او تنها شهرستانیهای کلاس بودیم! چقدر سخت بود وسط یه مشت بچه شهری آنهم در آن محله بنشینی سر یک میز و یک کلاس.... نمی‌دانید وقتی کارت دانش آموزی گرفته بودیم و محل صدور شناسنامهٔ من در آن قید شده بود خرم آباد‌‌ همان فارس‌ها به چه پوزخندی و تمسخری به من نگاه کردند!‌‌ همان کسانی که ادعای فرهنگ داشتند اما سر کلاس درس رعایت دبیر پیرمان را نمی‌کردند و یکی می‌خوابید، یکی هدفون در گوش می‌گذاشت و من و همین امیر صادقی با جان و دل با دبیر تُرکمان آقای فتحعلیزاده بحث می‌کردیم! 
دقیقا سر کلاس‌‌ همان آقای قتحعلیزاده بود که این اتفاق افتاد! 
خرم آبادی هستی!؟ را صیفوری همکلاسم آنقدر بلند و ریشخند وار گفت که آقای فتحعلیزاده هم فهمید و بلند شد پای تخته شعر معروف شهریار را... 
تو را ترک آذربایجان بود و خراسان بود 
کجا بارت بدین سنگینی و کارت بدینسان بود 
چه شد کرد و لر و یاغی کزو هر مشکل آسان بود 
کجا شد ایل قشقایی کزو دشمن هراسان بود
کنون‌ای پهلوان پنبه چونی نه تیر ماند و نی جوشن
الا تهرانیا انصاف می‌کن خر تویی یا من
نوشت! 
و زیرش هم نوشت، تُرک و لر برادرند، فارس‌ها خیلی خرند! می‌دانم این آخری را از روی عُقده نوشت، ترک‌ها را به آن متهم می‌کردند، واکنش طبیعی بود! 
نمی‌دانم، اینکه دیگران را پست بشماریم خود یکی از مصادیق بارز بی‌فرهنگی است که در نشان و قامت پایتخت نشینان عزیزم و فارس‌ها موج می‌زند. آن‌ها در تمام جوک‌ها زرنگ هستند، ما سنگ انداز، ترک‌ها خر، بلوچ‌ها قاچاقچی، گیلکی‌ها بی‌غیرت، کرد‌ها یاغی! 
ادامه شاید بدهم نوشته را...


نوع مطلب : فرهنگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

6 سؤال از منتقدان مایلی‌كهن/ سپاس "لری" از "فارسِ" بامعرفت!

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:یکشنبه 1392/02/1-01:13 ق.ظ

فروردین 1391 درست همین روزها بود که تیم گهر در دسته اول فوتبال کشور برای صعود به لیگ برتر، روزهای پر استرسی را طی می‌کرد و هوادارانش نگران بودند که مبادا این تیم به سرنوشت فجر خرم‌آباد در سال 78 دچار شود.

گهر بی‌پول با تماشاچیان دورودی در حال دسته و پنجه نرم کردن با عوامل بیرونی فوتبال ایران برای صعود به بالاترین سطح فوتبال ایران بود، هنوز ماه فروردین تمام نشده بود که خبرها از فروش امتیاز این تیم به ارومیه و مشتریان دیگر حکایت می‌کرد و موجی از نگرانی، هواداران مشتاق و متعصب این تیم را فرا گرفته بود.

به هر ترتیب و با هر جان‌کندنی بود گهر از مسیری دشوار به لیگ برتر آمد و مهمان یک ساله این فصل از مسابقات جام خلیج فارس شد. در این نوشتار به آن‌چه که بر گهر گذشت از جنس آن‌چه در گذشته بررسی کردیم، یعنی نامهربانی برخی از هم‌استانی‌های عزیز و بی‌توجهی‌ مسوولان در قبال آماده‌سازی ورزشگاه این شهر چیزی نمی‌نویسم.

می‌خواهم از محمد مایلی‌کهن تشکر کنم و بر عکس بسیاری که ایشان را به هر روشی شده است زخم می‌زنند، سپاسی بگویم هر چند کوچک، قدردان زحماتش باشم که خالصانه برای تیم فوتبال گهر دورود و مردم لرستان تلاش كرده است.

برخی که شرایط و وضعیت گهر دورود را پاک فراموش کرده‌اند، تخته گاز بر مردی می‌تازند که شرایط و وضعیت اسف‌بار و دردناک این تیم را پذیرفت و در این شرایط نابسامان تیم گهر، قبول کرد تا مربی تیمی باشد که حتی محل مسابقه‌اش مشخص نبود. کارنامه‌ی مایلی‌کهن و این که نتوانسته با گهر عالی کار کند را پیش می‌کشند بدون آن که توجه داشته باشند:

1. موفقیت‌های او در تیم ملی فوتسال، تیم ملی 1996 و روزهای خوبش با سایپا را هم ببینند. قبول دارم که از روزهای خوب مایلی‌كهن مدت‌ها می‌گذرد، اما بی شک وی برای فوتبال لرستان و تیم گهر غنیمتی بود از جنس خوشبختی. نشستن او روی نیمکت تیم بی‌بضاعتی مانند گهر یک اتفاق فرخنده بود، کسی که با وجود کاستی‌های بسیار گهر در تمام مسیر همراهی‌اش را ثابت کرد و گهر را تنها نگذاشت و دست آخر قصد دارد از آن‌چه دریافت کرده است به عنوان حقوق، برای گهر و شهر دورود هزینه کند بدون آن که سودی مادی از این کار برده باشد.

2. كسانی که بر مایلی‌کهن می‌تازند و تمام تقصیرها را گردن او می‌اندازند به چند سؤال پاسخ دهند:

الف) آیا وضعیت مالی گهر در حد بضاعت یک تیم لیگ برتری بود تا دست مربی برای خرید بازیکن‌های مورد نظرش، اردوهای تیم و ... باز باشد؟

ب) آیا وضعیت داشته‌های سخت‌افزاری گهر در حد بضاعت در لیگ برتری بوده است؟ این تیم یک نیم‌فصل را دور از خانه خود به میدان رفته است و در نیم‌فصل دوم نیز مجبور بوده فقط برای برگزاری مسابقه در دورود حضور یابد.

ج) آیا بضاعت تیم گهر از حیث بازیکنان در حد حضور در لیگ برتر بود؟ خرید بازیکن از دسته دوم فوتبال کشور در نیم‌فصل با توجه به فقر مالی این تیم، گواهی بر این مسأله است.

د) آیا گهر ثبات مدیریتی پایداری در طول فصل داشته است؟ یقیناً خیر! از ابتدای فصل تا کنون این تیم هر چند بازی در اختیار کسی بوده و هنوز معلوم نیست سال آینده، در لیگ دسته اول چه کسی مالك آن خواهد بود!

هـ) آیا بسترهای آرامش روانی بازیکنان برای آنان فراهم شد؟ وقتی گهر مدیر مشخصی نداشته است، رو‌به‌رو شدن با مسائلی از جنس آن‌چه بر اقامت بازیکنان این تیم در کرج گذشت چگونه می‌تواند باعث آرامش ذهنی و روانی بازیکنان این تیم برای روز مسابقه شود؟ بازیكنانی كه هر روز دم از عدم پرداخت حق و حقوق‌شان می‌زدند، با چه انگیزه‌ای تمرینات سخت و طاقت‌فرسا را انجام داده و روز مسابقه ساق‌های‌شان را برابر استوك‌های كفش حریفان قرار دهند؟!

و) آیا مریان پیش از مایلی‌كهن ثبات را به این تیم القا كرده بودند؟ باید توجه داشت شرایط روی نیمکت این تیم از ابتدای فصل، شرایط با ثباتی نبوده است. از ابتدای فصل و با از دست دادن داوود مهابادی و آمدن مهدی تارتار و سپس رفتن او، حضور پورمند روی نیمکت و سپس طرح نام پرویز مظلومی که نیامده رفت و نهایتاً محمد مایلی‌کهن، با توجه به این نکته که ثبات مربی‌گری بر این تیم حاکم نبوده است، چگونه می‌شود انتظار خلق معجزه از سوی مایلی و دستیارانش را داشت؟

نمی‌شود آقای مایلی‌کهن را مقصر دانست و تمام تیرهای انتقاد را به سمت او نشانه رفت. اگر عوامل شکست تیم گهر و سقوط این تیم را دسته‌بندی کنیم، بی‌شک تاثیر و عملکرد مایلی در رتبه آخر موارد دخیل در شکست این تیم قرار می‌گیرند. این‌ در حالی است که با توجه به داشته‌های فنی این تیم گهر، بازی‌های تماشاگرپسند و زیبا از سوی آن‌ها ارائه شد.

از نظر من و بسیاری از علاقه‌مندان فوتبال در لرستان، باید از مایلی‌كهن و دستیارانش تشكر كرد كه نه اجازه دادند دلال‌ها در این تیم رسوخ كنند و نه در روزهای سخت گهر را تنها گذاشتند. آن‌ها ثابت كردند پیروزی فقط در میدان نیست، خارج از میدان هم می‌توان پیروز شد و اخلاق را برد، اگر چه در بازی نتیجه واگذار شده باشد.

حضور مایلی‌کهن که داعیه‌ی کارهای فرهنگی را داشته و دارد، در کنار تماشاچیان لُر اتفاقی خوشایند و فرخنده بود تا مکمل یک‌دیگر شوند، اگر چه در آخرین روزهای حضور در کنار هم به سر می‌برند...

لینک مطلبم در یافته نیوز


نوع مطلب : تحلیلی  ورزشی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به رنگ لری

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:سه شنبه 1392/01/27-08:44 ب.ظ

اشاعه فرهنگ در حال فراموش شدن، آیین‌های فراموش شده و کمتر توجه شده، معرفی شایسته داشته های اقتصادی و فرهنگی و تاریخی، بیان مشکلات و کاستی‌هایی که در سیمای ملی فرصت نمایش آن‌ها نیست و وجود ندارد و ... از جمله اهداف تاسیس شبکه های استانی در ایران است.

بی شک بیشتر از آنچه که در بالا گفته شد می‌تواند جزو اهداف سیمای استانی هر استان در کشور عزیزمان ایران باشد. اما جدای از تمام این اهداف شمرده شده می‌توان به حفظ ارزش زبان محلی (لهجه، گویش) اشاره کرد. مطمئنا این هدف در راس تمام اهداف سیمای استانی قرار دارد و سیمای استانی موظف است آن را به شکلی مورد احترام قرار دهد و در جهت حفظ و اشاعه آن کوشا باشد. خواسته‌ی تمام مردمان هر استانی هم تنها همین مسئله است که اگر شبکه‌ی تلویزیونی مربوط به ما است پس باید به زبان ما صحبت کند، چیزی که متاسفانه در شبکه افلاک استان لرستان، جز در موارد کم و خاص اندک توجهی به آن نمی‌شود.

1.حفظ و اشاعه زبان یک قوم بی شک به آیندگان آن یعنی کودکان و خردسالان امروز بستگی دارد. مع الاسف شاهد آن هستیم که در شبکه افلاک لرستان برنامه کودکان با زبان بیگانه، یعنی فارسی پخش می‌شود، حتی با تصور لهجه بودن لری پذیرفته نیست در سیمای مرکز لرستان غیر از آن با کودکان این مرز و بوم صحبت شود. پیش از ایام نوروز در نوشتاری که به لری نوشته بودم، این نکته را ذکر کردم که محیط اطراف یک کودک پر است از برنامه‌هایی در حال پخش که تماما به زبان فارسی در حال پخش هستند، از برنامه های تلویزیونی و رادیویی گرفته تا آهنگ‌ها و موسیقی‌هایی که کود می‌شنود اکثرا فارسی هستند، خب اگر ما به عنوان مردمان این سرزمین باری بر آن بگذاریم و کودک خود را از آنچه که متعلق به اوست محروم‌تر کنیم در نهایت همان کاری را با «لری» به عنوان زبان مادری او خواهیم کرد که زبانهای فراموش شده آن راه را رفته‌اند و امروز دیگر کسی با آن‌ زبان‌ها تکلم نمی‌کند.

2.برنامه "شو اسبی" که از ابتدای زمستان در حال پخش است، در ایام نوروز هم به پخش خود ادامه داد. جدای از بار مثبتی که این برنامه دارد، که به طور خاص مربوط به بخش «چینه، چینه» است، تکراری بودن آن کم کم آن را به یک امر خسته کننده تبدیل کرده است. آیتم‌های تکراری در طول یک فصل این بار منفی را دیکته می‌کنند که بیینده این برنامه از دیدن هرشب آن دارد خسته می‌شود.

باری، در ایام نوروز این برنامه بخشی داشت به عنوان گفتگو. در هر شب با ورزشکاری، هنرمندی، مخترعی و یا از مجریان سابق صدا و سیمای مرکز لرستان دعوت به عمل می‌آمد تا با آن‌ها در مورد کار و گذشته و سوال‌هایی از این دست پاسخ دهند. با نهایت تاسف شاهد آن بودیم که در 99% از این گفتگوها زبان فارسی به عنوان زبان پرسش و پاسخ مورد توجه قرار می‌گرفت، حال آنکه فرد مصاحبه کننده و مصاحبه شونده به لری کاملا تسلط داشتند.

"ممکن است کسی غیر لر برنامه شو اسبی را مشاهده کند و نتواند بفهمد که ما چه می‌گوییم فارسی مصاحبه می‌کنیم"، این حرف را مجری‌ای می‌زد (و مجریانی می‌زنند) که تا همین چند لحظه پیش از این جمله در حال بحث با همراه همیشگیش در برنامه، لری صحبت می‌کرده است. چنانچه گفته شد رسالت یک شبکه استانی و شاید مهم‌ترین رسالتش صحبت به زبان محلی آن استان است، نمی‌شود با این تصور که ممکن است کسی غیرِ لر برنامه های شبکه استانی افلاک را به تماشا نشسته است این هدف را تعطیل کنیم و به کنار بگذاریم، که اگر اینگونه بود پس چه نیازی هست شبکه استانی افتتاح شود در حالیکه صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به قدر کفایت در حال پخش برنامه به زبان فارسی است؟

 شاید ذکر این نکته خالی از لطف نباشد که دانسته شود، یک فرد غیر لر به تماشای سیمای استانی افلاک می‌نشیند تا برنامه ای به زبان تکلمی لری ببیند و تماشا کند، اگر ما با یک پیش فرض غلط او را محروم کنیم آیا کاری درست انجام داده‌ایم؟ پیش فرض تمام شبکه های استانی در کشور پخش برنامه برای عده ای محدود در محدوده یک استان و یا یک بخش جغرافیایی خاص در کشور است، که دارای زبان و فرهنگ خاص خود هستند، در هیچ کجا ذکر نشده است که چون ممکن است یک فرد غیر لر برنامه های سیمای افلاک را تماشا کند پس باید فارسی حرف زدن را هم در نظر بگیریم، که اگر چنین بود باید در برنامه های سیمای ملی انگلیسی صحبت کنیم چون ممکن است یک فرد نا آشنا به زبان فارسی در حال تماشای برنامه نود باشد.

3.سریال «به رنگ سیب» که ابتدا از شبکه شما پخش شد و سپس در سیمای افلاک هم در ایام نوروز تکرار شد جدای از تمام بحث‌های فنی‌اش که بنده به آن ناآشنا هستم و توانایی نظر دادن در آن مورد را ندارم، حداقل از نظر تکلم زبان فیلمنامه و بازیگران فاقد هرگونه ارزش بود.

لهجه ای من در آوردی و سبک که بازیگران با آن صحبت می‌کردند، نه لری ثلاثی بود، نه لری مینجایی و نه لری بختیاری و نه لری کهکیلویه ای! قبلا چند سریال ساخته شبکه های استانی را که از سیمای ملی پخش می‌شد را دیده بودم. در تمام این سریال‌ها چنانچه زبان تکلم در فیلمنامه ترکی یا کردی یا گیلکی یا عربی و... بود سریال دارای زیرنویس بود، با فرض اینکه کسی هم چیزی از لری نمی‌دانست چه لزومی داشت اینگونه مسخره به بیان دیالوگ‌ها در سریال به رنگ سیب صحبت شود؟ نیمی فارسی، نیمی لری! آیا بهتر نبود با توجه اینکه ممکن است کسی پیش زمینه ای از لری نداشته باشد، لری صحبت شود و با نوشتن زیرنویس فارسی این بار را از دوش خود برداریم تا اینچنین به راه اشتباه نرویم!

شاید گفته شود بازیگران فارسی زبان هم در این سریال حضور داشته‌اند، خُب اولا چه نیازی به حضور بازیگران نا آشنا به لری در سریال بوده است؟ چنانچه که دیدیم مردمی که به رنگ سیب را تماشا می‌کردند بیشتر به خاطر بازیگران بومی آن را به نظاره می‌نشستند تا به خاطر بازیگران غیر لر!و نیز آیا بازیگر توانای لر که به لری هم آشنا باشد در ایران وجود نداشته است؟ ثانیا، اگر هم به حضور این بازیگران در سریال به رنگ سیب تن داده‌ایم می‌شد فقط بخش‌های حضور آنان را به فارسی تکلم کرد،که با توجه به روال داستان منطقی جلوه می‌کرد.

به هر ترتیبی بود این سریال با زبان اختراعیش که پیش از این گاه بین جوانان به تمسخر برای فارسی حرف زدن بیان می‌شد پخش شد، و این در تصور و خیال یک فرد غیر لر صدمات پرمخاطره ای در مورد فرهنگ و زبان مردمان لر خواهد داشت که در آینده شاهد آن خواهیم بود. این مشکل پر دامنه در حالی همچنان ادامه دارد که عده ای از مجریان سیمای افلاک به دلیل تسلط نداشتن به لری کلمات فارسی را به جای کلمات روزمره لری به کار می‌برند که امیدوارم این اشکال هم از روی عمد نباشد و با تمرین و گوشزد رفع شود.

نهایت اینکه امیدوارم در آینده و با توجه به این گفته‌ها، سیمای مرکز لرستان با بیشتر بها دادن به زبان مردمان این دیار در صدد فرهنگ‌سازی بیشتر باشد که این امر تحقق نمی‌یابد مگر با پخش یک بخش اخبار به زبان تکلمی لری، برنامه کودک به زبان تکلمی لری، سریالهایی با زبان تکلمی لری و مواردی از این دست. در بسیاری از شبکه های استانی این موارد تماما مورد توجه قرار می‌گیرد که متاسفانه با کم بودن حساسیت در لرستان به این نکات خطر فراموشی لری بیخ گوش ما ایستاده است.


چاپ شده در شماره 138 هفته نامه اقتصاد لرستان



نوع مطلب : فرهنگی  تحلیلی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تولدی دیگر/

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:سه شنبه 1392/01/20-03:16 ب.ظ

یادداشت استاد علی‌اکبر شکارچی در مورد تولد 74 سالگی رضا سقایی در روزنامه شرق 20 فروردین 1392.تشکر ویژه از استاد شکارچی و روزنامه وزین شرق به خاطر این حُسن توجه.


«رضا سقایی*» 74ساله شد
برارونم خیلیین هزار هزارن
 علی‌اکبر شکارچی
وِزنید چو وُر دُهل دُهل وُر چو    
هر که مُرد بارِ هَنی دِ زِنه نی وُو
(شعر بختیاری)
ترجمه: 
بزنید چوب بر دهل، دهل را با چوب بزنید  
و اعلام کنید هر کس مُرد بار دیگر زنده نمی‌شود
 در سرزمین ما ایران‌زمین، به‌خصوص ایلات و عشایر، رسم بر این بوده است که تا سالمرگ انسان متوفی لباس سیاه از تن بِدَر نکنند و مراسم جشن و سرور به‌خصوص عروسی متوقف می‌شده یا با اجازه خانواده متوفی صورت می‌گرفته است. هیچ صدا یا نغمه شادیانه در کوهسار شنیده نمی‌شد. آمدورفت مردان و زنان اقوام مختلف به خانه متوفی در طول یک‌سال، همراه با مویه‌خوانی جمعی زنان، انجام می‌گرفته؛ شاید بی‌دلیل نباشد که صدها شعر و مویه‌های حزن‌انگیز سوگ، همراه با رقص و دُهل و سُرنا و کرنا به‌خصوص در دامنه‌های زاگرس خلق شده؛ شعر و آهنگ‌هایی که همسنگ مویه‌های سوگ سیاوش و مرگ سهراب در شاهنامه‌اند. درگذشت آوازخوان مشهور لرستان «رضا سقایی» اگر در دورانی به غیر از عصر فوت او می‌بود، بی‌شک مردم، آداب تجلیل از مردان بزرگ ایل را برای او بجا می‌آوردند. 
از روزنامه «شرق» سپاسگزارم که در زادروز مرد بزرگ موسیقی لرستان، در میان هیاهوی زندگی شهری که همه آداب و رسوم کهن و همه خاطره‌ها و ویژگی‌های نیک انسان‌های این سرزمین را بلعیده، از من خواستند راجع به «سقایی» مطلبی بنویسم. گرچه مطمئنم بسیاری از وقایع تاریخ را کسانی بازخوانی خواهند کرد و آنچه شایسته و بایسته کسانی که حق بزرگی بر گردن فرهنگ و هنر این آب و خاک دارند را به‌جا خواهند آورد. 
نقش صدای پر‌وسعت و پر‌قدرت و اثر‌بخش «سقایی» و حضور مستمر او در صحنه اجرا و تولید موسیقی بر کسی پوشیده نیست. «سقایی» یکی از چهره‌های ماندگار موسیقی بود که در معرفی موسیقی لری، هم در لرستان و هم در خارج از سرزمین لرستان نقش مهمی داشته است. 
من هم در کنار مردم فرهنگ‌دوست ایران و لرستان یاد این بزرگمرد موسیقی لری را گرامی می‌دارم. روحش شاد و یادش گرامی باد. 
*تولد 20 فروردین 1318 . مرگ 27 تیر 1389

لینک در روزنامه شرق


نوع مطلب : فرهنگی  تحلیلی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بلوط کاری در روز سیزده به در

نویسنده :ساسان عسکری
تاریخ:پنجشنبه 1392/01/15-03:10 ب.ظ

روز سیزده به در جدای از اینکه روز تفریح است، روز طبیعت هم هست، قبلا با پستی در این وبلاگ نکاتی را برای کاشت بلوط ذکر کردم که با استقبال هم مواجه شد.توفیق این را داشتیم در این روز تا 1000 عدد بلوط جوانه زده را در منطقه قلابردی خرم آباد در زمین بکاریم.امیدوارم روزی روزگاری مردم این دیار از سایه و فواید این درخت پربار بهره کافی را ببرند.


بلوط کاری خرم آبادبلوط کاری خرم آبادبلوط کاری خرم آبادبلوط کاری خرم آباد


نوع مطلب : فرهنگی  عکس 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...